سلام بر محّرم٬ کتاب مرجع دلها و احساسها٬ کتاب مقدس عاطفه و ایمان٬ کتابی که با حروف درشت در کربلا نوشته شد و در همهی زمینها و زمانها انتشار یافت.
محّرم، فروردین جانهاست و بهار ایمانهای سست شده و طراوت اندیشههای مرده، افسرده و خوابیده، و شکوفایی غنچههای بستهی بیداری و آگاهی و ایثار و فداکاری است.
محّرم٬ کتاب خون و شهادت٬ کتاب شور و شعور٬ کتاب عشق و شیدایی٬ کتاب غلبهی نور بر ظلمت و پیروزی خون بر شمشیر است.
هر واژه از کتاب محّرم٬ شمشیر آختهای را میماند که بر فرق ستم و ستمکاران جهان فرود میآید و پلیدیها و پلیدان را به زبالهدانی تاریخ میسپارد.
محّرم، ماه پاسداری از حرمت انسان است.
پدید آورندهی کتاب محّرم٬ سیّد و سالار همهی ناشران عقیده و جهاد است. مردی است که در تاریکخانهی تاریخ٬ قیام کرد و رنگ روشن سرخ را بر ساحت زمانه پاشید و همهی رنگهای یزیدی را پاک رسوا کرد.
و عاشورا حماسیترین صفحهی این کتابِ عشقستان است که همه ساله با حروف زرّین٬ تجدید چاپ میشود. عطف این کتاب بزرگ٬ عاطفهها را به هم پیوند میزند و احساسهای حماسی را بر میانگیزد و مظلومیّت گلها را فریاد میکند و در کتابخانهی بزرگ هستی٬ ماندگارترین کتاب میشود.
حسین علیه السلام پیامهای شفابخشش را همه ساله بر بالهای سرخ شهادت مینویسد و پیکهای رهایی را بر موجهای محّرم و عاشورا سوار میکند.
حالیا که دوباره این کتاب عظیم گشوده میشود٬ خاطرات عاشورایی یاران آفتاب را مرور کنیم٬ بر گلزخمهای محرم آفرینان٬ بوسهی ارادت و اخلاص نثار نماییم. واژهنامهی نورانی جهاد و شهادت٬ معنویت و ایثار را برگشاییم و عاشورا این دایرةالمعارف عرفان٬ ایمان٬ معنا٬ شور و شعور انقلابی٬ خدا باوری و دین یاوری را با دیدهی دل مطالعه کنیم و یاد و نام پدید آورندگان حماسهی روز دهم را ارج نهیم.
برگرفته از کتابهای "جرعهای از جام ولا" نوشتهی جواد نعیمی و "قطعات" نوشتهی جواد محدثی
معنای لغوی و اصطلاحی مباهله
مباهله در اصل از «بَهل» به معنی رها کردن و برداشتن قید و بند از چیزی است. اما مباهله به معنای لعنت کردن یکدیگر و نفرین کردن است. کیفیت مباهله به این گونه است که افرادی که درباره مسئله مذهبی مهمی گفتگو دارند در یک جا جمع شوند و به درگاه خدا تضرّع کنند و از او بخواهند که دروغگو را رسوا سازد و مجازات کند.
شرح مختصر واقعه مباهله
مباهله پیامبر با مسیحیان نجران، در روز بیست و چهارم ذی الحجّه سال دهم هجری اتفاق افتاد. پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم طی نامهای ساکنان مسیحی نجران را به آیین اسلام دعوت کرد. مردم نجران که حاضر به پذیرفتن اسلام نبودند نمایندگان خود را به مدینه فرستادند و پیامبر آنان را به امر خدا به مباهله دعوت کرد. وقتی هیئت نمایندگان نجران، وارستگی پیامبر را مشاهده کردند، از مباهله خودداری کردند. ایشان خواستند تا پیامبر اجازه دهد تحت حکومت اسلامی در آیین خود باقی بمانند.
الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه امیرالمؤمنین والائمه المعصومین- علیهم السلام-
ای غدیر! تو برکه آرمیده در دل صحرا؛ اما جاری تا عمق تاریخی؛
تو چشمه؛ جوشان عشق و ایمانی؛ تو پیام آور آزادی انسانی.
ای غدیر! تو برکه ای از نور؛ طنینِ آواز حقیقت؛ بر آمده از نایِ سبزه زارانِ حیاتی.
ای غدیر! ای سایه سارِ امید رهایی بشر؛ روح ماندگار معنا و ای حدیث حادثه والا.
تو یادگار یادها و تلاوت ارزشهای تاریخی.
تو؛ تداوم رسالت و توحید؛
تو؛ باز تاب فریادهای خورشیدی.
ای غدیر! تو نه یک برکه؛ که دریایی نشأت گرفته از ازل و جاری تا ابد.
ای غدیر! تو دل مایه ابراهیم خلیل در پی ریزی کعبه ایمان و فرا بُردن پایه های اسلام؛ تا عرش خداوندی هستی.
ای غدیر! تو سرشار از برکت نوحه های نوح و مددکارِ رهایی کشتی او در تلاطم طوفانی.
ای غدیر! تو فرزند سعیِ ساره و هجرِ هاجر و زمزمه زمزمی.
ای غدیر! تو پاره ای از نیل که موسائیان به نشانه فرو رفتن در رحمت و برکت پروردگار؛ در آن گام نهادند و به سلامت و میمنت و برکت از آن فراز آمدند.
ای غدیر! تو جان بخش دلها ؛ همچون دم عیسای مسیح و متبرک از زهد زکریّای پیامبری.
ای غدیر! تو شفافترین آبهایی و منعکس کننده خورشیدی.
ای غدیر! تو تصویرگر قَدَر مردی هستی که تعظیم همه عصرها و نسلها را به پیشگاه پاکِ خویش برانگیخته است.
ای غدیر! تو امروز آبیار هر چه گل خوشبوی ولایتی.
ای غدیر! تو شاهد بودی که کدامین انسان والا در آن روز بزرگ بر فراز همه اعصار، جای گرفت و بر تیغ فضیلت و راهبری فرا رفت.
این حقیقت را فریاد کن؛ تا هر که؛ در هر کجا؛ بداند که علی- علیه السلام- ؛ آن دریای کرامت و انسانیت؛ بر حق است.
ای غدیر! ای برکه سترگ! ای روح آبی صحرا! ای انعکاس حقیقت مطلق!
ای جاودانه جاری؛ برگوی! از آن روز جاودانه سخن بِران.
ای غدیر! از دریا بگو؛ از روح پاک عالم معنا بگو. از اسرار نهان و هویدا بگو.
از پیشوای ما بگو، از آن عقد ثریا بگو، از آن محشر برپا بگو، از آن ماه تَولا بگو، از آن کعبه دلها بگو......
هان! ای غدیر! به تاریخ بسپار! که این خاطره خطیر را هماره به یاد داشته باشد؛ و به یاد داشته باشد که اگر در برابر آن دریا سدّ نمی بستند و اگر سینه ال ا.... را نمی خستند؛ نقش همه دلها ؛ امروزه لا اله الا الله بود.
هان! ای غدیر! گواه مظلومیت مولا باش. گواه بیت الاحزان دلها باش. گواه غنچه های لیلاها باش.
هان! ای غدیر! ای بیان قدرت ایمان! ای افتتاح خط امامت!
ای امتدادِ راه رسالت! ای تبلور عظیم ترین حماسه جاودانه! ای یگانه!
هم چنان؛ موج گستر بمان هم چنان ما را به خود بخوان. هم چنان؛ عظمت را از آنِ دریا بدان.
ای برکه! ای غدیر! ای دریا! ای علی- علیه السلام- ! هم چنان جاودانه بمانید تا نهایت دنیا.
آفتاب مهر، عید سعید غدیر خم،
عید الله اکبر، موعد رضای معبود و گاه ابلاغ فریضه معهود، هنگامه سرور عاشقان ولایت
و سرآغاز اعتصام به حبل متین امامت، بر وجود مقدس حضرت ولیعصر (عج)
و بر جمله مسلمین جهان به خصوص شما دوست گرامی، تبریک و تهنیت عرض مینماید.
عید فطر با همهی شیرینی و فرخندگی، آدمی را بر سر دو راهی شوق و تاسف میگذارد. از یك سو شادمانیم كه در دورهی امتحان از عهده به در آمدیم و دستورات الهی را اطاعت كردیم و از سویی اندوهگین هستیم كه چرا چنین دورهای كه با رحمت و مدد الهی همراه بود، سپری شد. با رسیدن عید فطر، ماه رمضان رخت برمیبندد و چشمان ما تا سال بعد به انتظار آمدنش به راه خواهد بود.
اینك او را بدرود میگوییم؛ همچون كسی كه رفتنش برای ما دشوار است و ما را دچار اندوده میكند...
بدرود بر تویی كه از گرامی ترین اوقاتی بودی كه با ما همنشین شد ...
بدرود بر تو ای همنشینی كه تا هستی پر قدر منزلتی و چون جدا شوی، فراق تو دردناك است...
بدرود بر تو ای همدمی كه وقتی آمدی، آرامش برای دل های ما آوردی و شادمانمان كردی وچون سپری شدی ما را در وحشت تنهایی گذاشتی و درد فراق افزودی.
سلام بر تو ای مددكاری كه ما را در مقابله با شیطان یار بودی و ای رفیقی كه راه های نیكی كردن را پیش پای ما هموار نمودی.
بدرود بر تو كه چه بسیار گناهان ما را نابود كردی و چه بسا عیبها ی گوناگون ما را پوشاندی!
بدرود بر تو كه كه برای گناهان كاران چه طولانی بودی و در دلها ی مومنان چه پرشكوه بودی!
بدرود بر تو كه با بركت بسیار به ما روی آوردی و ما را از چركهای گناهان شستشو دادی!
بدرود بر تو كه دیروز چون با ما بودی، به سختی دلبستهات بودیم و فردا كه از میان ما خواهی رفت، از جان و دل آرزومندت هستیم.
[خدایا] پوزش ما را بپذیر كه در این ماه در در ادای حق تو كوتاهی كردیم و عمر ما را به ماه رمضان آینده برسان ...
خدایا، اكنون كه این ماه به پایان رسید و جامه ی زمان را به دور افكند، تو نیز جامه ی گناهان ما را درآور و به دور بیفكن و با رفتن این ماه، بدیهای ما رانیز ببر و ما را به سبب آن از نیكبختترین روزه داران و پرنصیبترین و بهرمندترین آنان قرار ده.
امید كه خداوند، عمر ما و دوستان مان را در اطاعت و بندگی خویش طولانی ساخته و ما را باز هم در رمضانی دیگر بر سفره ی عفو و بنده نوازی خویش بنشاند و از مهربانی های ویژه اش بهرمند كند.
آمین یا رب العالمین
آفتاب مهر، فرار رسیدن عید سعید فطر،
روز شادمانی مومنان و تقوی پیشگان را
به پیشگاه مقدس آقا امام زمان(عج)
و شیعیان راستین حضرتش تهنیت میگوید!
نخستین شهید محراب، مسجد کوفه را داغدار خود ساخت و تا ابد، جامهی سیاه عزا بر کعبهی مقدس پوشاند. هنوز هم غروب، رنگ غم و ماتم علی را دارد و شب، سیهپوش سوگ علی است.
علی علیه السلام شهید شد تا شاهد همیشگی قسط و عدل باشد.
امام علی علیه السلام، قربانی جهل و نفاق شد.محراب خونین کوفه، سندی جاویدان بر حقانیت عدل مجسم علوی و رسوایی و کینهی نهروانیان اشت.
علی علیه السلام، امید محرمان و یار ضعیفان و حامی حق و مجری عدل بود. سرانجام نیز کشتهی شرف و شهید عدالت گردید.
و اکنون علی علیه السلام چونان خورشیدی سرخ بر بستری از یادهای سبز و خاطرههای سبز افتاده است. او میخندد و ما همه گریه میکنیم...
برگرفته از کتابهای "جرعه از جام ولا" نوشتهی جواد نعیمی و "قطعات" نوشتهی جواد محدثی
آفتاب مهر، فرارسیدن سالروز شهادت جانسوز امیر المومنین حضرت علی علیه السلام را به پیشگاه مقدس آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و شیعیان راستین آن حضرت تسلیت عرض مینمایید