به یاد مرگ و سراى بعد از آن یعنی عالم برزخ و قیامت(1) بودن، یکی از بهترین موعظهها و سازندهترین اندرزها براى هر انسان است. کلام پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در این خصوص نیز همین مطلب را بیان میکند که آن حضرت فرمود: «مرگ بهعنوان موعظهگر کافیست.»(2)
اما سؤالی که ممکن است مطرح شود، آنست که آیا راهی وجود دارد که بتوان به شکلی ملموس بخشی از آنچه بعد از مرگ روی میدهد را درک کرد؟ آیا در این زمینه عامل تذکری وجود دارد که بتواند علاوه بر این که یاد مرگ را در دل ما زنده نگه دارد، تجربهای از آنچه بعد از مرگ روی میدهد را به ما نشان دهد؟
هنگامی که به قرآن کریم مراجعه میکنیم، با این کلام الهی مواجه میشویم که فرمود: «خداوند روح انسانها را هنگام مرگشان به تمامی باز میستاند و (نیز) روح کسی را که نمرده است به هنگام خواب(قبض میکند). پس آن روح را که مرگ را بر او مقدر کرده نگاه میدارد و دیگری را تا سرآمدی معین باز میفرستد. قطعاً در این امر نشانههاى روشنى است براى کسانى که اندیشه مىکنند.»(3)
همان طور که میبینیم خداوند در این آیه به مقایسه مرگ و خواب پرداخته است. بنابراین یکی از راههایی که میتوان بهوسیله آن بهتر مرگ را درک کرد و با یادآوری و توجه به آن، مرگ را از یاد نبرد، تأمل در شباهت بین خواب و مرگ است. در همین راستا، روایات رسیده از معصومین علیهم السلام نیز به خوبی شباهت بین خواب و مرگ را برای ما ترسیم میکند.
به عنوان نمونه از امام جواد علیه السلام سوال شد: «مرگ چیست؟» ایشان در جواب فرمود: «مرگ همان خوابی است که هر شب شما را فرا میگیرد؛ با این تفاوت که مرگ مدتش طولانی تر است و شخص از آن بیدار نمیگردد مگر در روز قیامت ...»
اگر با دقت به حدیث و آیه قرآن بنگریم، هردو به جداشدن روح از بدن در هنگام مرگ و خواب اشاره میکنند؛ با این تفاوت که هنگام مرگ دیگر بازگشتی برای روح به بدن نخواهد بود.
امام جواد علیه السلام در ادامه حدیث با بیان تشابه بین حالات انسان در خواب و مرگ، از این شباهت به عنوان وسیلهای برای تذکر به سختی یا راحتی بعد از مرگ استفاده میکند و میفرماید:
«مگر انسان در خواب انواع شادمانی را نمیبیند که توصیف آن ممکن نیست و همچنین با اقسامی از ترس مواجه نمیشود که قادر به توصیف آن نیست؟ پس با این وجود، حالت شادمانی در خواب و ترس در آن چگونه است؟(آیا تنها به همین دلیل که نمیتوان آنرا توصیف نمود، میتوان منکر آن گردید؟) مرگ (نیز) همین است (از همین قسم است)؛ پس برای آن آماده شوید.»(4)
همان طور که معلوم است، در عالم خواب این جسم مادی ما نیست که ترس و شادمانی یا هر احساس دیگری را تجربه میکند، پس میتوان به طور ملموس دریافت پس از مرگ نیز اگر چه با این جسم مادی وارد عالم برزخ نمیشویم، اما احساسی مشابه را تجربه میکنیم.
چه خوب است صبح هنگام که از خواب بیدار میشویم، فرمایش امام جواد علیه السلام را در خاطر داشته باشیم و آنچه که در خواب بر ما گذشته را بهخود یادآوری نماییم و بپنداریم که خداوند عمری دوباره و فرصت جبرانی مجدد به ما عطا نموده است. پس برای آمادهسازی زندگانی بعد از مرگ و راحتی و رفاه آن دوران و گریز از سختیها و ترس و اندوه آن هنگام تلاش و کوشش نماییم. شاید دیگر فرصتی برای ما مهیا نشود ... (برگرفته از سایت رشد)
پاورقیها:
1- بر اساس تعالیم اسلامی انسان پس از مرگ وارد عالمی به نام «برزخ» میشود و پس از مرگِ تمامی موجودات و گذشت مدتی، عرصه قیامت بر پا میشود و تمامی موجودات وارد آن عرصه میگردند.
2- قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: «کفی بالموت واعظا» (تحف العقول، صفحه 35)
3- «الله یتوفی الانفس حین موتها و الّتی لم تمت فی منامها فیمسک الّتی قضی علیها الموت و یرسل الاخری الی اجل مسمّی ان فی ذلک لایات لقوم یتفکرون» (سوره زمر، آیه 42)
4- قیل لمحمد بن علی الجواد علیه السلام: «ما الموت؟» قال: «هو النوم الذی یأتیکم کل لیله إلا أنه طویل مدته لا ینتبه منه إلا یوم القیامه فمن رأى فی نومه من أصناف الفرح ما لا یقادر قدره و من أصناف الأهوال ما لا یقادر قدره فکیف حال فرح فی النوم و وجل فیه هذا هو الموت فاستعدوا له» (معانی الاخبار، صفحه 289)
5- شیخ صدوق از امام (علیه السلام) با عبارت محمد بن علی علیه السلام تعبیر میکند. لذا ممکن است ذهن برخی افراد این روایت را از احادیث منقول از امام باقر علیه السلام به شمار آورد. اما از آنجا که این روایت و چند روایت قبلی به وسیله حرف عطف به روایات دوم این باب عطف گردیده و روایت دوم نیز از امام جواد علیه السلام نقل شده است، مشخص میگردد مقصود از محمد بن علی علیه السلام در این روایت، به احتمال زیاد امام نهم علیه السلام میباشد. لذا مؤلف کتاب «موسوعه امام جواد(علیه السلام)» و نگارنده کتاب «میزان الحکمه» نیز ضمن آنکه این روایت را از کتاب معانی الأخبار نقل مینمایند، تصریح میکنند که این حدیث، از امام جواد علیه السلام نقل گردیده است.
آفتاب مهر، فرارسیدن آخرین روز ماه ذی القعده،
سالروز شهادت نهمین امام شیعیان،
حضرت امام محمد بن علی الجواد علیه السلام
را به تمامی مسلمانان، تسلیت عرض مینماید.
«هیچ حرکتی نیست مگر اینکه تو به شناخت خیر و شر آن نیازمند هستی.»(1)
و در فرازی از زیارتنامه حضرت معصومه علیها السلام که از امام رضا علیه السلام نقل شده، میخوانیم:
«از خدا میخواهیم که معرفت به شأن شما را از ما سلب نکند، او سرپرست توانااست.»(2)
لذا نتیجه میشود که قبل از هر چیز باید اهل بیت علیهم السلام و شخصیتهای بزرگی چون حضرت معصومه علیها السلام را شناخت و درک پاداش و درجات ارزش، وابسته به این شناخت میباشد.
در این راستا، شاید این سؤال مطرح گردد با این که حضرت معصومه علیها السلام چندین خواهر داشت، چرا برآنها برتری یافت؟
این سؤال در مورد حضرت زهرا علیها السلام نیز مطرح است. باید در پاسخ گفت: این دو بانو، علاوه بر شرافت خانوادگی و ذاتی، در عرصهها و میدانهای ایمان و عمل، ممتاز بودند و در این راستا با انتخاب خویش، درجات عالی ارزشهای والای انسانی را پیمودند و با عرفان و عمل خود بود که آن گونه درخشیدند.
از ویژگیهای حضرت معصومه علیها السلام این بود که به علوم آل محمد علیهم السلام آگاهی داشت و آن را برای دیگران و آیندگان، نقل میکرد و از راویان و محدثان به شمار میآمد. این موضوع تا بدان حد است که وجود شریفش، حجت و امین پدرش امام کاظم علیه السلام بود، چنان که درفرازی از زیارتنامه غیر معروفه ایشان آمده است:
«سلام بر تو ای فاطمه دختر موسی بن جعفر علیه السلام، و حجت و امین او.»(3)
بنابراین حضرت معصومه علیها السلام حجت و امانتدار پدرش امام کاظم علیه السلام بود. در نتیجه ایشان، حجت و امین خدا و حجت و نشانه اسلام و حافظ امانت الهی گردید.
علاوه بر این، حضرت معصومه علیها السلام در صحنههای علم، عرفان، ایمان، سیاست و حمایت از مقام امامت، بسیار ممتاز بود. به عنوان نمونه اگر چه ظاهراً ایشان با همراهان خویش به شوق دیدار برادرش حضرت رضا علیه السلام عازم خراسان گردید، ولی حقیقت این است که این حرکت، هجرت معنیدار و عظیم آن بزرگوار برای حمایت از ولایت امام علی بن موسی الرضا علیه السلام و تقویت مسأله امامت بود که در ظاهر به صورت سفر برای دیدار برادر عنوان میشد.
از سوی دیگر، ایشان در اقامت هفده روزه خود در قم، به عبادت و راز و نیاز با خدا اشتغال داشت؛ چنان که عبادتگاه او که آن را «بیت النور» گویند، گواه نورانیت و صفای ممتاز او در ارتباط با خداست.
آری، علاوه بر شرافت خانوادگی، این مقام علمی و عملی حضرت فاطمه معصومه علیها السلام است که سبب گردیده تا ایشان از نظر معنوی و مقامات عالی ملکوتی، به راستی فرزند روح و جسم پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم وحضرت زهرا و خدیجه کبری علیهما السلام و ائمه معصومین علیهم السلام باشد.
بنابراین، آنچه انسان را به مقامات ارجمند میرساند، ایمان و عمل است، چنان که امام باقرعلیه السلام فرمود:
«سوگند به خدا،شیعه ما نیست مگر کسی که پرهیزکار بوده و از خدا اطاعت کند.»(4)
و نیز فرمود:
«به ولایت و دوستی ما جزاز راه انجام عمل نیک و پرهیزکاری نمیتوان رسید».(5)
و معصومه علیها السلام چنین بود ...
برگرفته از کتاب «حضرت معصومه، فاطمه دوم»، تألیف: حجت الإسلام محمدی اشتهاردی
پاورقیها:
1- قال أمیرالمؤمنین علیه السلام: «ما من حرکة إلا و انت محتاج فیها إلی معرفة» (تحف العقول، صفحه 171)
2- «و أن لا یسلبنا معرفتکم إنه ولی قدیر» (بحار الأنوار، جلد 99، صفحه 265)
3- السلام علیک یا فاطمة بنت موسی بن جعفر و حجتهو امینه (انوارالمشعشین، جلد 1، صفحه 211)
4- قال الإمام محمد بن علی الباقرعلیه السلام: «فو الله ما شیعتنا إلا من إتَقی الله و اطاعه» (اصول کافی، جلد 2، صفحه 74)
5- قال الإمام محمد بن علی الباقرعلیه السلام: «لا تنال ولایتنا إلا بالعمل و الورع» (اصول کافی، جلد2، صفحه 75)
آفتاب مهر فرارسیدن اول ذی القعده، سالروز میلاد
شفیعه روز جزا و کریمه اهل بیت رسول خدا
حضرت فاطمه معصومه علیها السلام
را به تمامی مسلمانان تبریک و تهنیت عرض مینماید.
در زمان امام ششم برای نشر علوم اسلامی زمینه فراهمتر و اوضاع مساعدتر بود، زیرا از یک طرف در اثر انتشار احادیث امام محمد باقر علیه السلام و تبلیغات پرورش یافتگان مکتب وی، مردم به نیازمندی خود به معارف اسلامی و علوم اهل بیت علیهم السلام بیشتر پی برده و برای اخذ حدیث تشنهتر بودند؛ و از طرف دیگر سلطنت اموی منقرض و سلطنت عباسی هنوز استقرار کامل پیدا نکرده بود و بنی عباس از این نظر که برای پیشرفت مقاصد خود و بر انداختن بنیاد حکومت اموی، مظلومیت اهل بیت علیهم السلام و خون شهیدان کربلا را دستآویز کرده بودند؛ با اهل بیت علیهم السلام روی خوش نشان میدادند.
آن حضرت به نشر انواع علوم پرداخت و علما و دانشمندان از هر سو دسته دسته به در خانهاش هجوم آوردند و به حضورش بار یافتند و از فنون مختلف معارف اسلامی و اخلاق و تاریخ انبیا و امم و حکمت و موعظه پرسشها کردند و پاسخها شنیدند.
آن حضرت با طبقات مختلف بحثها کرد و با ملل و نحل گوناگون مناظرهها نمود و در بخشهای گوناگون علم شاگردانی پرورش داد و در اثر تلاش آن حضرت هزاران دانشمند از رجال دین که در فنون و علوم مختلف سر آمد بودند، به اطراف جهان پراکنده شدند و به نشر علوم پرداختند و صدها کتاب در ضبط احادیث و بیانات علمی آن حضرت تألیف شد که به نام «اصول» نامیده می شود.
شیعه که در اسلام روش اهل بیت علیهم السلام پیغمبر را دنبال می کند، مقاصد و مسائل دینی خود را به برکت آن حضرت به کلی از ابهام در آوردند و مجهولات مذهبی خود را با بیانات شفابخش ایشان حل کردند. به همین سبب مذهب شیعه (که همان مذهب اهل بیت علیهم السلام میباشد) در میان مردم به مذهب جعفری معروف گشت.
برگرفته از كتاب "آموزش دین"، تالیف علامه سید محمد حسین طباطبایی (ره) (با اندکی تصرف) – سایت رشد
آفتاب مهر،25 شوال،
سالروز شهادت مبیّن فقه نبوی و گنجینهدار علوم علوی،
امام جعفر ابن محمد الصادق علیه السلام
را به محضر مقدس بقیه الله الاعظم امام مهدی (عج)
و تمامی مسلمانان جهان تسلیت عرض مینماید
شما را سفارش مىكنم به ترسیدن از خدا، و اینكه دنیا را مخواهید هر چند دنیا پى شما آید، و دریغ مخورید بر چیزى از آن كه به دستتان نیاید، و حق را بگویید و براى پاداش آن جهان كار كنید، و با ستمكار در پیكار باشید و ستمدیده را یار.
شما و همه فرزندانم و كسانم و آن را كه نامه من بدو رسد، سفارش مىكنم به ترس از خدا و آراستن كارها، و آشتى با یكدیگر، كه من از جدّ شما (ص) شنیدم كه مىگفت: « آشتى دادن میان مردمان بهتر است از نماز و روزه سالیان». خدا را خدا را درباره یتیمان، آنان را گاه گرسنه و گاه سیر مدارید، و نزد خود ضایعشان مگذارید. و خدا را خدا را همسایگان را بپایید كه سفارش شده پیامبر شمایند، پیوسته درباره آنان سفارش مىفرمود چندانكه گمان بردیم براى آنان ارثى معین خواهد نمود. و خدا را خدا را درباره قرآن مبادا دیگرى بر شما پیشى گیرد در رفتار به حكم آن. و خدا را خدا را در باره نماز، كه نماز ستون دین شماست. و خدا را خدا را در حق خانه پروردگارتان، آن را خالى مگذارید چندان كه در این جهان ماندگارید، كه اگر حرمت آن را نگاه ندارید به عذاب خدا گرفتارید. و خدا را خدا را در باره جهاد در راه خدا به مالهاتان و به جانهاتان و زبانهاتان بر شما باد به یكدیگر پیوستن و به هم بخشیدن. مبادا از هم روى بگردانید و پیوند هم را بگسلانید. امر به معروف و نهى از منكر را وامگذارید كه بدترین شما حكمرانى شما را بر دست گیرند آنگاه دعا كنید و از شما نپذیرند. پسران عبد المطلب نبینم در خون مسلمانان فرو رفتهاید و دستها را بدان آلوده و گویید امیر مؤمنان را كشتهاند بدانید جز كشنده من نباید كسى به خون من كشته شود .
نهج البلاغة – نامه 47 – ترجمه دكتر سید جعفر شهیدی – صفحات 320 و 321 - برگرفته از سایت رشد
آفتاب مهر، فرا رسیدن ایام شهادت
اسطوره عدالت، مظهر شجاعت و معدن محبت و فتوت، امیرالمومنین،
امام علی بن ابیطالب (علیه السلام)
را به همه مسلمانان جهان و به خصوص شما دوست گرامی تسلیت میگوید.
و عزیزترین و برترین شبهای سال، هنگامه توجهات خاص الهی به بندگان،
شبهای پر خیر و برکت قدر،
را گرامی میدارد.
پیامبر خدا (صلّی الله علیه وآله):
شَهرُ رَمَضانَ سَیِّدُ الشُّهُورِ، وَلَیْلَةُ القَدْرِ سَیِّدَةُ اللَّیالِی.
ماه رمضان، سرور ماهها و شب قدر، سرور شبها است.
شب قدر، گستردهترین سفره رحمت و پر نعمتترین مائدهی لطف خداست.
شب قدر، شب گشودن سفره دل و ریختن اشک نیاز و فصل گریستن چون ابر در آستان آفریدگار غفار است.
در شب قدر، روبهروی آیینه محاسبه مینشینیم و چهرهی جان را بیغبار میبینیم و با باران اشک، دل را در سحر رحمت و مغفرت شستشو میدهیم.
شب قدر فرصتی است تا چهره دل را با آب توبه بشوییم و پاکتر گردیم و به فطرت بیعیب خویش برگردیم.
رمضان، موعود عروج است و شب قدر، میعاد بیداران و معراج شب زندهداران.
شب قدر، شب احیاء خویش با دم مسیحایی دعاست.
شب قدر، برای آن است که قدر خویش را بشناسی، تقدیر خویش را رقمزنی، قدرت اراده و انتخاب را بیازمایی و خویشتن جدید را با قلم توبه و جوهر اشک ترسیم کنی.
حیف است اگر در شب قدر، قدر خود را نشناسیم!
و بیاییم در خلوت بیداران شب زندهدار، دستی به دعا و چشمی به امید، به سوی خدای غفار برداریم و در شبهای قدر و در نای نیاز، نجوای عارفانه سردهیم و در لحظات ناب دعا و نیایش، در صدر خواستههایمان از درگاه الهی، ظهور آن حاضری را بخواهیم که هر دم انبیاء و اولیاء الهی و همه موجودات این عالم خواستار تعجیل در ظهورش هستند:
«اللهم عجل لولیک الفرج»
دعای جوشن کبیر (PDF) به سه زبان