هرگاه كسی از رودخانه نگاه تو نگذرد، تطهیر نمیشود! هركس آواز تو را ننوشد، از ابتدای ملكوت رانده میشود و هر آن كه در پرتو چلچراغ نفست، گامهای حیات را نشمارد، در زمره زندگان نیست!
بدان هنگام كه تو از «حرا» طلوع كردی، طلیعه داران انوار خورشیدی بر دامن خجلت آویختند و روشنایی به فرهیختگی نایل آمد. حضرت عشق، با دم مسیحایی تو تولد یافت. كودك ایمان به یمن ندای سپید تو، بلوغ را تجربه كرد.
اگر نگاه سبز تو نمیبود، هیچ سبزهای در جهان نمی رست. و اگر صدای گامهای تو گوش تاریخ را نوازش نمی داد، جغرافیای عشق رنگ می باخت. آفتاب گرم دستهای تو، یتیمی جهان را جبران كرد. اگر مهربانیهای تو نمی بود، هیچ گاه كودك دنیا، برای ایستادن پا نمی گرفت. با سیلی تو بر گونه كفر بود كه بشر به شر پاسخ منفی داد. این تو بودی كه به تكثیر پروانه های ملكوت اقدام كردی، و به دانایی و بینایی، جواز افزایش بخشیدی. از نای تو، نوای نرگس شورانگیز عاطفه های محمدی رویید. تو بر بام بلند تاریخ، پرچم كعبه را افراشتی و در سرزمین قلبها، بذر محبت قرآن را كاشتی. تو نیروی نظارت را بر نواحی انسان رویاندی. تو «قبله» را به همه قبایل جهان هدیه دادی و گل توحید را بر گونه جمال جهان، جاودانه كردی.
حسن یوسف، پرتوی از تجلی آفتاب زیبایی توست. دم عیسوی از تنفس تو بركت یافته است و عصای همت تو، ساحران سیه پوش كفر و نفاق را از اتاق اندیشه ها اخراج كرد. باران ساده صفا و سپیده از ردای تو بر جلگه های جوامع فروبارید و همه انسانها را به سمت حاصلخیزی هدایت نمود.
لهیب «ابولهب» را تو با تبر «تبت» خاموش كردی و لكه های «ابوجهل» را از تن جوامع زدودی. تو سرزمین مكه دلها را فتح كردی و در روزگاری كه دنیا به تب بت پرستی دچار بود، طبابت تو، تومورهای بدخیم كفر را از پیكره مجروح جهان بیرون كشید و جرأت تو، جراحات زخم عمیق ستم را التیام بخشید.
همه سپیداندیشان، از نسل تو پدیدارگشته اند و نورانیت پیشانی تو، پگاه را پایدار ساخته است. اگر تداوم آبی آرامش، از سرانگشتان همایش اندیشه و احساس موج می زند، از شكوه نگاه تو است. تو ناخدای كشتی كرامتی، عاطفه روشن بارانی، پناهگاه چشمان یارانی، تو شكوه و هیمنه همه سبزه زارانی...
رودخانه های هدفمندی را تو به روی خانه های ما گشودی. معنای ملكوت را تو به ما یاد دادی. كتاب ایمان را تو برای جهانیان تفسیر كردی. وقتی تو بر فراز «حرا» ایستادی، بشریت در برابرت زانو زد و هنگام كه آواز رسالت سردادی، همه سرداران تاریخ به راه تو، سر دادند! و زمانی كه انسان را ضمانت كردی، زمانه در برابر تو به كرنش نشست.
تو، ما را به قریه سرسبز و شكوهمند قرآن دعوت كردی و در هر «واللیل» ما را به میهمانی «والنهار» بردی. تو با «اقراء» قرابتی دیرینه داشتی و در مزارع اندیشه «والتین» و «الزیتون» می كاشتی و «یا ایتهاالنفس المطمئنه» برمی داشتی. تو بر هودج «ایاك نعبد» نشستی و با براق «ایاك نستعین» به معراج «اهداناالصراط المستقیم» شتافتی و «صراط الذین انعمت علیهم» را در همه گیتی گستراندی و «غیرالمغضوب علیهم ولاالضالین» را به همگان نشان دادی.
ای یاسین! همه حرفهای ما، همه جملههای ما و همه نوشته های ما در برابر معنای بلند وجودت هیچ است. ما را به كوثر وجودت تهنیت باد و بر بلندای بعثت تو سلام و درود نثار باد!
برگرفته از وبلاگ پردیس مهتاب
مجموعه مقالات جمعآوری شده ویژه 27 رجب
آفتاب مهر، فرارسیدن 27 رجب، خجسته سالروز
سرآغاز نزول قرآن
و بعثت خاتم پیامبران و سرور رسولان، پیامبر مهر و رحمت
حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم
را به تمامی مسلمانان تبریک و تهنیت عرض مینماید
حبل کین بر گردن حبل المتین افتاده است
لرزه بر عرش برین زین ظلم و کین افتاده است
کاش از مهدی بپرسم، ای امام منتقم
مادرت زهرا چرا روی زمین افتاده است
علی اصغر یونسیان
خون ریخت ز سینهاش، ز مسمار بپرس
بازوش کبود شد، ز اغیار بپرس
ورشاهد صادق ار ز من میطلبی
برخیز و برو، از در و دیوار بپرس
محمدعلی مجاهدی
نهان در خاک شد با روی نیلی پیکر زهرا
چرا یا رب که رستاخیز عظمی بر نمیخیزد
الهی از برای انتقام خون مظلومان
چرا آن یادگار آل طه بر نمیخیزد
سید رضا مؤید خراسانی
کاش مهدی به جهان چهره هویدا میکرد
گره از مشکل پیچیده ما وا میکرد
کاش میآمد و با آمدنش
قبر مخفی شدهی فاطمه پیدا میکرد
برگرفته از کتاب «تا بی نشان» به کوشش: سید خلیل سیدزاده
آفتاب مهر، فرارسیدن 3 جمادی الثانی،
سالروز شهادت جانسوز و مظلومانه
بزرگ بانوی آفرینش، یگانه دخت پیامبر خاتم، انسیه حوراء
حضرت فاطمهی زهرا (علیها السلام)
را به تمامی حق پویان عالم تسلیت عرض مینماید
ای یاسین! ما را به كوثر وجودت تهنیت باد. گامهای تو بر گیتی مبارك و میلاد خجستهات برای همهی جهانیان شادی آفرین است .
و اما تو ای امام همام! ای اسوهی انسان، ای كوه وقار، دریای دانش، اقیانوس حكمت و فضیلت، گسترهی رحمت و عبادت! ای بنیانگذار نشر حقایق و توجه تمام به همهی دقایق، ای امام صادق! بر تو نیز درود كه نخل وجودت چنان پر ثمر بود كه مذهب ما را با نامت مزین كرد. خجسته میلاد پیام آور مهر و دین، زیباترین هدیهی خدا در زمین، سالار اولین، سرور آخرین، ملح پیشین و حلوای پسین،آن رسول برترین، و فرخنده میلاد گل دانهی نور ، روشنترین بلو ، هالهی مقدس طور، آن امام صادق منصور، شرف هر چه كرامت، ششمین گوهر تابناك امامت و ولایت بر همهی عاشقان نور و راستی و هدایت، مبارك باد.
برگرفته از وبلاگ پردیس مهتاب نگاشته جواد نعیمی
مجموعه مقالات گردآوری شده پیرامون ولادت پیامبر اکرم(ص) و امام جعفر صادق(ع)
بر اساس مطالب سایت رشد
پروردگارا...!
همانسان که کار فرستادگان و پیامبرانت را سامان بخشیدی،
کار بنده و جایگزینت امام مهدی علیه السلام را نیز به سامان کن.
فرشتگانت را گرداگردش انبوه ساز
و او را از جانب خویش، با روح الاقدس یاری کن
و فرشتگانی را پیش رو و پشت سرش به نگهبانی بگمار
تا وجود وی را از هر بدی پاس بدارند
ترس و نا امنی او را به آرامش بدل کن
او تو را میپرستد و هیچ شرک نمیورزد
هیچ یک از آفریدگانت را بر ولیات چیره مساز
و او را در پیکار با دشمنانت و دشمنان خویش رخصت ده
و مرا در شمار یارانش آور که تو بر هر کار توانایی.
آفتاب مهر، فرارسیدن نهم ربیع الاول
سالروز آغاز امامت و خلافت آخرین خلیفه و حجت بر حق
حضرت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف
را بر تمامی شیعیان حضرتش تبریک و تهنیت عرض مینماید.
امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند:«هیچ بلایی نیست، مگر این که در آن، از طرف خدا نعمتی است.»[1]
مسالهی «توحید در عبادت» در حد اعلا و «خوف از قیامت» از خصائص بارز خاندان عصمت و طهارت است. نقل شده که یکی از دوستداران امام حسن عسکری علیه السلام میگوید: «روزی امام علیه السلام را در ایام کودکیش در میان همسالانش دیدم، که آنها سرگرم بازی بودند، اما امام علیه السلام در گوشهای ایستاده بود و میگریست (اولین باری بود که ایشان را میدیدم). فکر کردم از اینکه دیگر بچهها وسیله بازی دارند و او ندارد، ناراحت و گریان است. جلو رفتم و اظهار محبت کردم و گفتم: ... من برای تو اسباب بازی خوب میخرم. دیدم نگاه تندی به من کرد و گفت: «وَ ما لِلَّعبِ خُلِقنا» ما برای بازی آفریده نشدهایم.
من از این حرف تکانی خوردم و دیدم منطق، خیلی بلند، و افق فکر خیلی بالاست!
... پس گفتم: برای چه آفریده شدهایم؟ گفت: «لِلمَعرِفَةِ و الطّاعَةِ»[ما را آفریدهاند که خدا را] بشناسیم و [او را] عبادت کنیم.
من که مجذوب گفتارش شده بودم، گفتم: این سخن را شما از کجا میگویید؟
گفت: خدا فرموده است: «آیا شما گمان کردهاید که شما را لغو و عبث آفریدهایم و سرانجام بازگشتی به سوی ما نخواهید داشت.»[2]
دیدم منطق، منطق عقلانی و قرآنی است. از طرز تفکر خویش احساس شرمندگی کردم. بعد گفتم: ... تو که هنوز کودکی و گناه نکردهای که اینچنین ناراحت و گریانی. دیدم گریهاش شدت پیدا کرد و گفت: «میبینم مادرم وقتی میخواهد از هیزمهای بزرگ آتش برافروزد، اول آتش در هیزمهای کوچک میافکند و آنها را آتشگیرهی هیزمهای بزرگ قرار میدهد. من میترسم از آن هیزمهای کوچک و آتشگیرهی جهنم باشم... دیدم او اصلا با من بسیار فاصله دارد. با حالی دگرگون از او جدا شدم و بعد فهمیدم او کیست و از کدام خاندان است.
برگرفته از سلسله مباحث معرفتی صفیر هدایت، تالیف آیت الله سید محمد ضیاء آبادی (شماره 27) – سایت رشد
مجموعه مقالات جمع آوری شده پیرامون شهادت امام حسن عسگری (علیه السلام)
آفتاب مهر فرارسیدن هشتم ربیع الاول
سالروز شهادت جانسوز
حضرت امام حسن عسگری علیه السلام
را به پیشگاه مقدس نایب بر حقش حضرت امام مهدی علیه السلام
و شیعیان و دوستان حضرتش تسلیت عرض مینماید
[1] . ما مِنْ بَلِیة إِلاّ وَ لِلّهِ فیها نِعْمَةٌ تُحیطُ بِها (بحارالانوار، جلد 75، صفحه 374)
[2] . أ فَحَسِبتُم أنَّما خَلَقناکُم عَبَثاً وَ أنَّکُم اِلَینا لا تُرجَعونَ (سوره مؤمنون، آیه 115)