تبلیغات
آفتاب مهر - مطالب مناسبت‌ها
آفتاب مهر
مهدی جان! بر جان‌های خسته‌ی ما آفتاب مهر توست نور امید

اَللّهُمَّ رَبَّ شَهْرِ رَمَضانَ الَّذى اَنْزَلْتَ فیهِ الْقُرْآنَ وَافْتَرَضْتَ على عِبادِكَ فیهِ الصِّیامَ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَارْزُقْنى حَجَّ بَیْتِكَ الْحَرامِ فى عامى هذا وَ فى كُلِّ عامٍ وَاغْفِرْ لى تِلْكَ الذُّنُوبَ الْعِظامَ فَاِنَّهُ لا یَغْفِرُها غَیْرُكَ یا رَحْمنُ یا عَلاّمُ

بر تو امید بسته‌ام

داشـتـن تـکـیـه گـاهـى قـدرتـمـنـد و اسـتـوار در شـدایـد و حـوادث، عـامـل ثـبـات قـدم و نـهـراسـیـدن از دشـمـنـان و مـشـکـلات اسـت.توکل، تکیه داشتن بر نیروى الهى و نصرت و امداد اوست. قـرآن کـریـم دستور مى‌دهد که مؤمنان تنها بر خدا تکیه کنند و در روایات اسلامى آمده است که هر کسی به غیر خدا اتکاء و پشت گرمى داشته باشد، خوار و ضعیف مى‌شود.

امـام حـسـیـن علیه السلام در آغـاز حـرکـت خـویـش از مـدیـنـه، تـنـهـا بـا تـوکـّل بـر خـدا ایـن راه را بـرگـزیـد و هـنـگـام خـروج از مکه به سوى کوفه، اگر چه براى پاسخگویى به دعوتنامه‌هاى کوفیان، آهنگ آن دیار کرد؛ ولى باز هم تکیه گاهش خدا بود؛ نه نامه‌ها و دعوت‌هاى مردم کوفه. ایـن روحیه توکل بر خدا، هم در آغاز بیرون آمدن از مدینه در وصیت نامه‌اش به محمد حنفیه به چـشـم مـى‌خـورد، هـم در واپـسـیـن لحـظـات حـیـات در قـتـلگـاه. تـوکـّلى مداوم در طـول ایـن راه و حتی در اوج شـدایـد و بـحـران‌هـاى پـیـش آمـده ...در عـیـن حال، همه مقدّمات لازم و تمهیدات شایسته را نیز در جریان نهضت فراهم ساخته بود تا توکلش جـداى از عـمـل و اسـتـفـاده از امـکـانـات در راه هـدف نـبـاشـد و ایـن اسـت مـفـهـوم راسـتـیـن توکل.

ادامه مطلب

امام و پیرو

 

آدمی چون در راه دفاع از رسالت، در شعاع شخصیت و رفتار پیشوایش قرار گرفت و در او آمیخت و از او دفاع کرد و در احترام به او و اخلاص در برابرش کوشید، تبدیل به "شایسته ترین الگو برای دیگران" می‌گردد.

به طور مثال امیرالمومنین علیه السلام زیباترین نمونه از راهی بود که مسلمانان می‌توانند همانند آن با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم رفتار کنند و این موضوع مهمی است. زیرا که مردم می‌توانستند از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در بسیاری از کارها پیروی کنند؛ جز در یک کار و آن نحوه رفتار با ایشان و شکل دفاع و پیروی از آن حضرت بود. گاهی عده‌ای صدایشان را از آن حضرت بلندتر می‌کردند و خود را بر ایشان مقدم می‌شمردند و مانند همدیگر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را نیز صدا کرده و با وی سخن می‌گفتند.

لذا آنان نیازمند اسوه‌ای عملی بودند و امیرالمومنین علیه السلام همان اسوه بود که به مردم آموخت تا چگونه با پیامبر  صلی الله علیه و آله و سلم رفتار کنند و چگونه احترام ایشان را نگه دارند. مردم به چشم خویش دیدند که او چگونه جان خود را در شب هجرت با خوابیدن در بستر پیامبر اکرم  صلی الله علیه و آله و سلم به خطر انداخت و دیدند که چگونه در جنگها از رسول خدا  صلی الله علیه و آله و سلم دفاع می‌کرد و چگونه در وجود پیامبر  صلی الله علیه و آله و سلم ذوب شده بود و جانفشانی می‌کرد. بر این اساس اگر علی  علیه السلام و این طرز رفتارش نبود، هرگز مسلمانان نمی‌دانستند که چگونه با رسول خدا  صلی الله علیه و آله و سلم رفتار کنند.

به راستی که امیرالمومنین  علیه السلام تجلی شخصیت، اخلاق و علم رسول خدا  صلی الله علیه و آله و سلم بود و نشانه‌ای از درستی نبوتش و پیشتازی در دفاع از رسالتش ...

و حضرت عباس  علیه السلام نیز نسبت به برادر، امام و حجت خدا در زمانه اش و فرزند پیامبر خدا، حسین  علیهم السلام چنین بود.

عباس  علیه السلام فقیهی از فقیهان اهل بیت  علیهم اسلام)بود. او رهبری شجاع و مهمان نوازی کریم و عابدی زاهد و در نتیجه شخصیتی از هر جهت کامل به شمار می‌آمد؛ ولی در شخصیت امام زمانش، سید الشهدا  علیه السلام ذوب شده بود و در فرمانبری از او و خلوص در برابرش می‌کوشید و به این سان مردم پی می‌بردند که چگونه باید با امام خویش رفتار کنند. عباس  علیه السلام با عمل خود جایگاه امام حسین  علیه السلام را به مردم شناساند؛ چرا که بیشر مردم کسی در میانشان نبود تا به وسیله او جایگاه امامان معصوم و جایگاه ولایت ایشان را بشناسند.

او هرگز برادرش حسین  علیه السلام را برادر خطاب نکرد؛ بلکه این گونه آن حضرت را می‌خواند: "یابن رسول الله، سرورم، مولایم"، و جز به احترام بسیار، امام خود را صدا نزد.

قمر بنی هاشم علیه السلام، هرگز بدون اجازه در کنار امام حسین علیه السلام نمی‌نشست و پس از کسب اجازه مانند عبدی خاضع، دو زانو در برابر امامش قرار می‌گرفت.

وفای او نسبت به اهل بیت  علیهم السلام به غایت زیاد و زبانزد بود. تا آنجا که امام صادق  علیه السلام در زیارتش می‌فرماید: "خدای پاداشت دهد؛ برترین پاداش و بیشترین پاداش و فراوان ترین پاداش و ماندنی ترین پاداشی که به کسی از پایداران بر بیعتش و پاسخ دهندگان دعوت و فرمانبران ولی امرش می‌دهد ..."

آری، همه مردم به شایستگی امامت نمی‌رسند، اما همه مردم با امام در ارتباطند و ابوالفضل العباس  علیه السلام بهترین راه را در دفاع از دین، اهل بیت رسالت  علیهم السلام و رهبر الهی -که خداوند اطاعت و پیروی و دفاع از او واجب کرده است-، نشان می‌دهد. این درس بزرگی است که از ابوالفضل  علیه السلام می‌آموزیم.

 

بیاییم اینک که در تاسوعای حسینی قرار گرفته ایم، بیندیشیم که ما تا چه میزان در زندگی خود به عباس  علیه السلام اقتدا می‌کنیم؟ آیا حقیقتا جایگاه امام زمان خویش را می‌شناسیم و در دفاع همه جانبه از او می‌کوشیم؟ و یا این که در پیچ و خم زندگی امروز، امام خویش را فراموش کرده ایم و دست از یاری او کشیده ایم؟

سلام خدای بر تو‌ای ابوالفضل عباس  علیه السلام روزی که برای دفاع از حسین  علیه السلام زاده شدی و روزی که در راه اسلام و در زیر پرچم حسین  علیه السلام به شهادت رسیدی و آنگاه که با حسین  علیه السلام زنده شوی. سلام خدا و مهر و برکاتش بر شما باد ...

 از کتاب "عباس یاور حسین  علیهم السلام " نوشته سید محمدتقی مدرسی  (سایت رشد) 

 

آفتاب مهر، تاسوعای حسینی

یادبود آموزگار ادب و مدافع مقام ولایت، شهید مظلوم

حضرت عباس بن علی علیهم السلام

را به تمامی شیعیان و منتظران جهان تسلیت عرض می نماید.

 

محّرم، ماه پاسداری از حرمت انسان

محّرم، فروردین جان‌هاست و بهار ایمان‌های سست شده و طراوت اندیشه‌های مرده، افسرده و خوابیده، و شکوفایی غنچه‌های بسته‌ی بیداری و آگاهی و ایثار و فداکاری است.

محّرم، وجدان همیشه بیدار تاریخ و گلوی هماره فریادگر زمان است.

محّرم، ماه پاسداری از حرمت انسان است.

محّرم، حریم ایمان و حصار قرآن است.

محّرم، اهرم حرکت دهنده‌ی انسان‌ها و پدید آورنده‌ی شورهای شیعی و نهضت‌های علوی و قیام‌های مکتبی است.

حسین علیه السلام پیام‌های شفابخشش را همه ساله بر بال‌های سرخ شهادت می‌نویسد و پیک‌های رهایی را بر موج‌های محّرم و عاشورا سوار می‌کند.

کلاس‌های کربلا – که در همه جاست – حتی بدون یک روز تعطیلی، به من و تو و به همه‌ی آنان‌که به نجات «انسان» می‌اندیشند، می‌آموزد. چرا که: هر روز عاشوراست و هر جا کربلا...

 

برگرفته از کتاب "قطعات" نوشته‌ی جواد محدثی

گلزخم‌های شیدایی

سلام بر محّرم٬ کتاب مرجع دل‌ها و احساس‌ها٬ کتاب مقدس عاطفه و ایمان٬ کتابی که با حروف درشت در کربلا نوشته شد و در همه‌ی زمین‌ها و زمان‌ها انتشار یافت.

محّرم٬ کتاب خون و شهادت٬ کتاب شور و شعور٬ کتاب عشق و شیدایی٬ کتاب غلبه‌ی نور بر ظلمت و پیروزی خون بر شمشیر است.

هر واژه از کتاب محّرم٬ شمشیر آخته‌ای را می‌ماند که بر فرق ستم و ستمکاران جهان فرود می‌آید و پلیدی‌ها و پلیدان را به زباله‌دانی تاریخ می‌سپارد.

پدید آورنده‌ی کتاب محّرم٬ سیّد و سالار همه‌ی ناشران «عقیده و جهاد» است. مردی است که در تاریک‌خانه‌ی تاریخ٬ قیام کرد و رنگ روشن سرخ را بر ساحت زمانه پاشید و همه‌ی رنگ‌های یزیدی را پاک رسوا کرد.

و عاشورا حماسی‌ترین صفحه‌ی این کتابِ عشقستان است که همه ساله با حروف زرّین٬ تجدید چاپ می‌شود. عطف این کتاب بزرگ٬ عاطفه‌ها را به هم پیوند می‌زند و احساس‌های حماسی را بر می‌انگیزد و مظلومیّت گل‌ها را فریاد می‌کند و در کتابخانه‌ی بزرگ هستی٬ ماندگارترین کتاب می‌شود.

حالیا که دوباره این کتاب عظیم گشوده می‌شود٬ خاطرات عاشورایی یاران آفتاب را مرور کنیم٬ بر گلزخم‌های محرم آفرینان٬ بوسه‌ی ارادت و اخلاص نثار نماییم. واژه‌نامه‌ی نورانی جهاد و شهادت٬ معنویت و ایثار را برگشاییم و عاشورا این دایرة‌المعارف عرفان٬ ایمان٬ معنا٬ شور و شعور انقلابی٬ خدا باوری و دین یاوری را با دیده‌ی دل مطالعه کنیم و یاد و نام پدید آورندگان حماسه‌ی روز دهم را ارج نهیم.

برگرفته از کتاب" جرعه ای از جام ولا" نوشته جواد نعیمی

 

"تا فرصت باقیست ..."

گاهی در پیچ و خم افکار و اعمال روزمره، مسایل مهمی را به فراموشی می سپاریم. بعضی وقتها هم وجود نعمتی برای ما چنان عادی قلمداد می شود که هرگز بدان فکر نمی کنیم و قدر و قیمت آن را هنگامی در می یابیم که دیگر دیر شده است.

به راستی موفقیت های خود را مدیون چه کسانی هستیم؟ با نگاهی گذرا بر گذشته خود، درخواهیم یافت که موفقیت های خود را مدیون کسانی هستیم که بسیاری از آنها را به فراموشی سپرده ایم. کسانی که با وجود سختی ها و مشکلات فراوان و بدون کوچکترین چشم داشتی، راه را برای پیشرفت ما هموار نمودند؛ ولی ما کمتر به آنها و فداکاری های آنها فکر کرده ایم. گرچه بی انصافی و ناسپاسی در همه جا و در خصوص همه کس، زشت و ناپسند است، اما در این میانه کسانی هستند که باید بیشتر از دیگران قدرشان را بشناسیم و نباید بگذاریم که دل مشغولیها و گرفتاریهای روزمره، شرایطی را برایمان فراهم کند که آنان را به فراموش بسپاریم ... آری! پدر و مادر.

ادامه مطلب