تبلیغات
آفتاب مهر - مطالب مناسبت‌ها
آفتاب مهر
مهدی جان! بر جان‌های خسته‌ی ما آفتاب مهر توست نور امید

اَللّهُمَّ رَبَّ شَهْرِ رَمَضانَ الَّذى اَنْزَلْتَ فیهِ الْقُرْآنَ وَافْتَرَضْتَ على عِبادِكَ فیهِ الصِّیامَ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَارْزُقْنى حَجَّ بَیْتِكَ الْحَرامِ فى عامى هذا وَ فى كُلِّ عامٍ وَاغْفِرْ لى تِلْكَ الذُّنُوبَ الْعِظامَ فَاِنَّهُ لا یَغْفِرُها غَیْرُكَ یا رَحْمنُ یا عَلاّمُ

هدایت جاویدان

یکی از مهمترین راههای شناخت انبیاء، ارائه کاری فرا بشری توسط آنهاست که قرآن کریم از آن، با عنوان "بیّنه" و یا "آیت" تعبیر می‌کند و در بین مسلمین از آن به "معجزه" یاد می‌شود.

چون نبوت پیامبران گذشته به دوران معین و محدودى اختصاص داشت، دوران معجزه آنان نیز طبعا کوتاه و محدود و تنها براى مردم آن دوران بوده است؛ زیرا براى عده‏اى از مردم آن عصر، با دیدن این معجزه‏هاى موقت و محدود اتمام حجت مى‏گردید و براى عده دیگر نیز به وسیله نقل پیاپى و متواتر، اذعان و یقین حاصل و حجت خدا بر آنان تمام مى‏شد.

 

آفتاب مهر، 27 رجب،

سرآغاز نزول قرآن و سالروز بعثت خاتم پیامبران،

حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله و سلم)

را تبریک و تهنیت می‌گوید.

 

 

 

لطفاً برای مشاهده ادامه مطلب اینجا را کلیک نمایید

غزال دشت شکیب

به مناسبت وفات حضرت زینب سلام الله علیه

 

زینب سلام الله علیه است و یک وسعت تاریخ،حریت و شجاعت.

زینب سلام الله علیه است و یک آغوش معطر، عفاف و حیا

زینب سلام الله علیه است و یک دهان فریاد و خروش بر ضد ستم و افشاگری بر ضد سلطه‌ی فریب.

زینب سلام الله علیه دردانه گیتی بود در صبوری و آفتاب بلند عصمت بود در تمامی قرون. از گام‌هایش رویش فریاد و شکفتن زخمی عمیق می‌تراوید: خشم مقدسی علیه هر چه ستم! فریادی برای رهایی انسان و دل دادن به دلدار یگانه.

اما غمی به دل داشت زینب سلام الله علیه... چرا که یادوراه‌ی طلوع خجسته ماه بر نیزه بود. هنوز مقنعه‌ی استقامت را بر سر داشت... هنوز دست‌های کودکانه‌ی معصومی که تنها مانده بودند، برایش تکان تکان می‌خورد... هنوز پیراهن کهنه‌ی خون‌آلودی را به تبرک بر سینه می‌فشرد و از شدت اندوه از یاد انگشت بریده‌ی خورشید، انگشت به دهان مانده بود؛ از آن همه ظلمی که بر برادرش رفت و از آن همه شقاوت و پلیدی و سنگدلی دشمنان و بر لب مُهری از عطش کربلا... در جستجوی دست گمشده‌ی برادر!... وای!...

از پدر می‌گفت و از برادر یاد می‌کرد و می‌گریست... و آیینه‌ها تصویر صبر زینب سلام الله علیه را تاب نمی‌آوردند!

ای زینب سلام الله علیه ، ای آیینه‌ی فاطمه نما!

ای زینب سلام الله علیه ، ای پرستار بیمار کربلا!

ای زینب سلام الله علیه! ای دختر ولایت! ای خواهر شهادت، ای الگوی صبوری! نامت هماره درس آموز باد!

برگرفته از کتاب‌های "جرعه‌ای از جام ولا" نوشته‌ی جواد نعیمی و "قطعات" نوشته‌ی جواد محدثی

 

 

پانزدهم رجب، سالروز وفات دختر ولایت، خواهر شهادت و الگوی صبوری، حضرت زینب سلام الله علیه را به پیشگاه مقدس آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و شیعیان و منتظران راستین حضرتش تسلیت عرض می‌نماییم

به تابناکی آفتاب

کدام مولود، چون علی علیه السلام در کعبه چشم به جهان گشوده است؟

کدام میلاد، چون سیزده رجب، گوهری در صدف هستی به جهان داده است؟

کدام مادر، چون علی علیه السلام زاده است؟

ای آسمانی‌ترین عاشق حق! ای که نامت از نام خداست مشتق! ای پسر خانه‌ی خدا! از ردای تو ایمان می‌چکد. در نگاه تو آفتاب می‌خندد. صلابت مصطفی صلی الله علیه و آله در توست. عشق با تو حمایت شد. مکه از تو شرف گرفت و مدینه به تو افتخار کرد. هر که از تو هجرت کند، مهجور است. هر که با تو باشد محفوظ و آن‌که بی تو است مغبون! و هر که تو را بیازارد ملعون!

ای منادی گل‌ها! ای یاور پروانه‌ها! ای بلندای ستیغ امامت! ای سپید قامت! ای در پیراهن تو برپایی نوعی از قیامت! تو آواز خوش حقیقت هستی.

ای علی علیه السلام! تو را چه بنامم که برتر از هر کلمه‌ای. توجمله‌ای، نه! بندبند انسانیتی! غلط گفتم، تو کتاب قطور روشنی از هر چه خلوص است! تو خود ساخته‌ی خداگونه‌ای؛ مردی آسمانی در زمین!

یاد تو، نام تو، راه تو، سبزترین گلِ همیشه بهارِ این باغستان است.

برگرفته از کتاب‌های "جرعه‌ای از جام ولا" نوشته‌ی جواد نعیمی و" قطعات" نوشته‌ی جواد محدثی

کوثر نغمه و نور

زیباترین گل وجود، «فاطمه» سلام الله علیه، بر شاخسار نبوت شکفته است.

میلاد فاطمه سلام الله علیه ، اذان عشق در گوش هستی است،

میلاد فاطمه سلام الله علیه «روز مادر» است، چرا که او به «مادری» آبرو بخشید.

«روز زن» است، چرا که او «زن» را به جایگاه و پایگاه خود در نظام ارزشی جهان آگاه ساخت.

میلاد فاطمه سلام الله علیه، روز فوران «کوثر» خیر و خجستگی در «غدیر» نبوت و حرای «رسالت» است.

ای دختر آفتاب! این روزها به نام و یاد تو جشنی فرخنده داریم: جشن میلاد نور، جشن فواره‌ی عظیم کوثر، جشن جاری شدن دریایی از لطافت و رحمت، جشن حضور مداوم تو در تمامی تاریخ، جشن جاودانه شدن ریشه‌ها و اندیشه‌های توحیدی.

خوش آمدی به جهان ای بانو!

ای یادگار رسول! با تو عشق تفسیر می‌شود و بهار طربناک در می‌رسد، ای بهار گلزار مصطفوی! ای روح سبز دین نبی! ای همسر پاک علی! ای مادر تمام نیکی‌ها! دامان مبارک تو، گلزاری است که شکوفه‌هایی همچون حسن، حسین و زینب از آن بر می‌دمند.

ای فاطمه سلام الله علیه! ای تمامی نور! ای زهرای مرضیه! می‌بینی که هر چه داریم از سر دولت توست!

ای گل خوشبوی بوستان محمدی! ای شبچراغ راه انسان! ای فروغ آیین احمدی! ای نسیم رحمت حق! ای نهایت نور! ای کوثر! ای خیر کثیر! خجسته باد قدوم پاک تو بر دامن گیتی! و این سُرور، بر همه مبارک باد!

 

برگرفته از کتاب‌های"جرعه‌ای از جام ولا" نوشته‌ی جواد نعیمی و "قطعات" نوشته‌ی جواد محدثی

گریه نکن علی جان!

... وای گریه نکن علی جان؛ من گریه‌ام برای توست، تو چرا گریه می‌کنی؟. تو مظلوم‌ترین مظلوم عالمی، گریه بر تو رواتر است. من آن‌چه کرده‌ام برای دفاع از حقوق مغضوب تو بود. من می‌دانستم که رفتنی‌ام، پدر مرا مطمئن کرده بود ولی هم می‌دانستم و می‌دانم که پس از رفتنم بر تو چه خواهد رفت. و این جگر مرا آتش می‌زد و مرا به تلاطم وا می‌داشت.

پس تو گریه نکن علی جان! عالم باید برای این همه مظلومیت تو گریه کند.

اکنون اول خلاصی من است، ابتدای راحتی من است اما آغاز مصیبت توست.

پس تو گریه نکن و جگر مرا در این گاه رفتن، بیش از این مسوزان!

تو را و کودکانمان را به خدا می‌سپارم علی جان! سلام مرا تا قیامت به فرزندان آینده‌مان برسان.

راستی علی جان! پسر عمو! تو هم می‌بینی آن‌چه را که من می‌بینم؟

این جبرئیل است که به من سلام می‌کند و تهنیت می‌گوید.

- و علیک السلام.

و این میکائیل است که سلام می‌کند و خیر مقدم می‌گوید.

- و علیک السلام.

این‌ها فرشتگان خدایند، این‌ها فرشتگان خداوندند که از سوی خدا به استقبال آمده‌اند.

چه شکوهی! چه غوغایی! چه عظمتی!

- و علیکم السلام.

این اما علی جان به خدا عزرائیل است که بر من سلام می‌کند.

- و علیکم السلام یا "قابض الارواح". بگیر جان مرا ولی با مدارا.

«خدای من! مولای من! به سوی تو می‌آیم، نه به سوی آتش»

«سلام بابا! سلام به وعده‌های راستین تو! سلام به لبخند شیرین تو! سلام به چشم‌های روشن تو!»

 

برگرفته از کتاب "کشتی پهلو گرفته" نوشته سید مهدی شجاعی

 
  • تعداد صفحات :23
  • ...  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • 11  
  • 12  
  • 13  
  • ...