اگر کسی را دوست داشته باشید و بدانید که او نیز به شما بسیار علاقمند است، آنقدر که از بیماری شما بیمار میشود و از خوشحالی شما خوشحال، چه میکنید؟
تنها به زبان این دوستی را ابراز میکنید؟
یا در عمل، محبت خود را به او نشان میدهید؟
پیوسته در پی جلب رضایت او هستید، به مناسبتهای مختلف برای او هدیه میبرید؛ لباسی را میپوشید که او دوست دارد، از عطری استفاده میکنید که او میپسندد و...
کدامیک؟
ادامه دارد...
به هنگام در آمدن اسیران به دمشق، پیرمردی شامی در برابر علی بن الحسین علیهما السلام ایستاد و گفت: حمد و سپاس خدایی را که شما را کشت و نابود ساخت و مردمان را از شرتان آسوده کرد و امیرالمؤمنین یزید را بر شما پیروز گردانید!
علی بن الحسین علیه السلام خاموش ماند تا مرد شامی آنچه در دل داشت بیرون ریخت. سپس از او پرسید: آیا قرآن خواندهای؟
پیرمرد پاسخ داد: آری.
امام علیه السلام فرمود: این آیه را میشناسی؟ «بگو بر رسالت خود مزدی نمیخواهم جز دوستی نزدیکانم...»[1]
پیرمرد شامی گفت: آری خواندهام.
امام علیه السلام فرمود: ای شیخ! خویشاوندان نزدیک پیامبر ماییم. سپس فرمودند: این آیه را تلاوت نمودهای؟ «ای پیامبر حق خویشاوندان را ادا کن...»[2]
پیرمرد گفت: خواندهام. امام علیه السلام فرمود: منظور از این آیه ما هستیم.
باز امام پرسیدند: این آیه را خواندهای؟ «ای مومنان آگاه باشید که به راستی هر آن چه غنیمت و بهره از چیزی نصیبتان میشود، همانا یک پنجم آن به خدا و رسولش و خویشاوندان نزدیک آن حضرت تعلق دارد.[3]
پیرمرد پاسخ داد: آری خواندهام. امام فرمودند: منظور از این خویشاوندان ما هستیم.
سپس فرمودند: آیا این آیه را نیز خواندهای که کی می فرماید: «...هر آینه خداوند مىخواهد پلیدى و گناه را فقط از شما اهل بیت دور كند و كاملاً شما را پاك و طاهر سازد.»[4]
شیخ گفت: خواندهام. امام فرمود: اهل بیتی که خداوند آنان را به آیهی تطهیر ویژه گردنیده است، ما هستیم.
پیرمرد دانست آنچه درباره این اسیران شنیده، درست نیست؛ آنان خارجی نیستند؛ بلکه فرزندان پیغمبرند. لذا از آنچه گفته بود، پشیمان شد و گفت: آیا راه توبه ای برای من مانده است؟ امام علیه السلام مشفقانه فرمود: آری اگر توبه کنی خداوند توبه ات را می پذیرد و در آن صورت با ما خواهی بود. پیرمرد مشفقانه گفت:«خدایا من از بغضی که از اینان در دل داشتم به درگاه تو، توبه میکنم. من از دشمنان محمد و آل محمد علیهم السلام بیزارم.»[5]
از آن سو، ماجرای ملاقات و گفت و گوی پیرمرد با امام سجاد علیه السلام به یزید رسید و او را آشفته ساخت و دستور داد تا آن پیرمرد سعادتمند و جوان مرد را ناجوانمردانه بکشند و چنان کردند.[6]
مجموعه مقالات جمعآوری شده ویژه اربعین حسینی
(بر اساس مطالب سایت رشد)
آفتاب مهر، فرارسیدن اربعین شهادت پنجمین اهل کساء، سید الشهدا،
روشنگر راه هدایت و احیاگر دین و رسالت، تجسم پاکبازی و اسوه از خود گذشتگی،
شهید راه احیای دین و کشته راه حق مبین،
حضرت امام حسین بن علی علیهما السلام،
و یاران با وفایش
وگاه تجدید عهد با سالار شهیدان و هنگامه نجوای زیارت با امام عاشقان
را به تمامی آزادگان، تسلیت عرض مینماید.
[1] . ... قل لا اسئلکم علیه أجرا إلا المودة فی القربی ...(سوره شوری، آیه 23)
[2] . و آت ذا القربی حقه ... (سوره اسراء، آیه 26)
[3] . واعلموا انما غنمتم من شی ء فان لله خمسه و الرسول و لذی القربی (سوره انفال، آیه 41)
[4] . ...انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا (سوره احزاب، آیه 33)
[5] . مقتل خوارزمی، جلد 2، صفحه 61 - لهوف، صفحه 74.
[6] . بحارالانوار جلد 45 صفحه 229
اگر عزیزی را گم کرده باشید، چه میکنید؟
آسوده و بیخیال مینشینید تا کم کم فراموشش کنید؟
یا برای یافتن او همه تلاش خود را به کار میبرید.
از این و آن سراغش را میگیرید.
شب و روزتان را به جستجوی او میگذرانید...
تا آنکه او را بیابید یا نشانی از او پیدا کنید؟
کدامیک؟
ادامه دارد...
«به عقیده من مذهب تشیع تنها مذهبی است که رابطه هدایت الهیه را میان خدا و خلق، برای همیشه، نگهداشته و بطور استمرار و پیوستگی ولایت را زنده و پا برجا میدارد. تنها مذهب تشیع است که نبوت را با حضرت محمد صلی الله علیه وآله و سلم ختم شده میدانند، ولی ولایت را که همان رابطه هدایت و تکمیل میباشد، بعد از آن حضرت و برای همیشه زنده میداند. رابطهای که از اتصال عالم انسانی به عالم الوهی کشف نماید، به واسطه دعوتهای دینی قبل از موسی و دعوت موسی و عیسی و محمد صلوات الله علیهم و بعد از حضرت محمد، بواسطه ولایت و جانشینان وی (به عقیده شیعه) زنده بوده و هست و خواهد بود، او حقیقتی است زنده که هرگز نظر علمی نمیتواند او را خرافات شمرده؛ از لیست حقایق حذف نماید. آری تنها مذهب تشیع است که به زندگی این حقیقت، لباس دوام و استمرار پوشانیده و معتقد است که این حقیقت میان عالم انسانی و الوهی، برای همیشه، باقی و پا برجاست یعنی با اعتقاد به امام حی غایب»[1]
کربن، اعتقاد به مهدویت را در تفکر شیعه، عامل حیات و پویایی جوامع شیعی میدانست. وی در آثار خویش، خود را معنوی میدانست و در بحث از تشیع بزرگان عرفان همچون اسفراینی، علاءالدوله سمنانی و غیره، با تعقیب و اعتقاد راسخ آنان را شیعه میدانست. درباره تشیع خود کربن، از علامه طباطبایی چنین نقل شده است: در تهران جلسه داشتم با مهمان بزرگواری به نام «هانری کربن» که فرانسوی، مسلمان و امامیه بود. از زبان مترجمش اظهار داشت که مسلمانم و شیعه اثنی عشری هستم و به سرّ امامیه اعتقاد دارم. پرسیدم؛ آیا تبار و دودمان آقا در پاریس از طایفهی امامیهاند؟ در جوابم گفت: خیر من با مطالعه کتب ادیان و مذاهب و ملل و نحل و تحقیقات شخصی خودم به دین اسلام رسیدم و مسلمان شدم و از اسلام به امامیه و مذهب جعفری که حتی به سرّ امامیه هم معترف و معتقدم.
پرسیدم: مرادش از سرّ امامیه چیست؟ در پاسخم گفت: وجود امام زمان، مهدی موعود (عج). به عقیده کربن، مفهوم ولایت در این دوران طولانی انتظار، همان هدایت ارشادی امام است که «اسرار» اصول عقاید را میآموزد. این مفهوم از سویی، شامل مفهوم معرفت است و از سوی دیگر، واجد معنای محبت؛ یعنی معرفتی که فی نفسه متمرکز و نیرومند است.
کربن در بخشی از کتاب تاریخ فلسفه اسلامی ضمن نقل روایتی مشهور از پیامبر اکرم (ص) که میگوید:
«اگر تنها یک روز به پایان جهان باقی مانده باشد، خداوند آن روز را چندان طولانی خواهد کرد تا مردی از ذرّیه من که نامش نام من و کنیهاش کنیه من خواهد بود، ظهور کند. او زمین را از هماهنگی و عدل پر خواهد ساخت چنان که تا آن هنگام از خشونت وجور پرشده است.» به تفسیر این روایت پرداخته و مینویسد: روزی که چنین طولانی خواهد شد، زمان غیبت است و این حدیث صریح طنین خود را در همه قرون و در تمام مراتب شعور و ضمیر شیعه منعکس ساخته است.
کربن پس از اذعان به این نکته که امامان همه نور و حقیقت واحدی هستند که در دوازده شخص متمثل شدهاند، مینویسد:
وقتی نسبت لاهوت و ناسوت را در شخص امامان در نظر بگیریم، میبینیم مسأله به هیچ روی شبیه به اتحاد اقنومی در طبیعت نیست، امامان، ظهورات و تجلیات الهی هستند، قاموس فنی زبان، کلمات (ظهور و مظهر) را پیوسته به مقابله با عمل آیینه باز میگرداند، پس بدین گونه امامان هم چون ظهورالهی، بی هیچ کم و بیش «اسماءالله » میباشند و به این عنوان از دو مهلکه تشبیه و تعطیل مصونند.[2]
منبع:وبلاگ موعود جهانی
[1] . نقل قول پروفسور هانری کربن - مستشرق فرانسوی - در ملاقات با علامه طباطبائی
[2] . هانری، کربن، تاریخ فلسفه اسلامی، ترجمه اسدالله مبشری
نهال عاشورا در عصر ظهور به ثمر مینشیند و یاران وفادار و فداكار امام حسین علیه السلام الگوی حسینى بودن و زینبى ماندن را به منتظران واقعى عرضه میکنند.
جریان امامت و ولایت ائمة اطهار علیهم السلام جداى از یك دیگر نبوده، بلكه متناسب با شرایط و مقتضیات زمان، جلوههاى گوناگونی به خود گرفته است. این جریان گاه در قیام سرخ گاه در نهضت فرهنگى و علمی، گاه در لباس اسارت و گاه در تبعید و هجرت، متبلور شده است؛ اما از آنجا که تمامی معصومین، یک نور واحد هستند (خَلَقَكُمُ اللَّهُ أَنْوَارا)[1]، هدف واحدی را نیز دنبال مىکنند.
حفظ مكتب، هدایت امت، تبیین و اجراى حق و عدل و نیز ستیز با باطل، هدف مشترک تمام امامان علیهم السلام بود که همچون رودخانهاى كه در مسیر خود، پیچ و تاب خاصى مىیابد، در هر زمان به شکلی بروز یافت تا همگان را حیات بخشد و سرانجام به اقیانوس حاكمیت عدل و امن الهى در زمان حضرت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف بیانجامد...
لطفاً جهت مطالعه ادامه مقاله اینجا را کلیک فرمایید.