اکنون ما میگوییم:
امام زمانمان را گم کردهایم،
او را به جان دوست داریم،
گره مشکلاتمان به دست او باز میشد،
چگونهایم و چه میکنیم؟
هر صبح
1- با سلام بر او روزمان را شروع میکنیم؟
2- آمدنش را از خدا میخواهیم؟
3- برای سلامتیش صدقه میدهیم؟...
خوب است در این آزمون این سه پرسش ساده را از خود بپرسیم و به خودمان نمره دهیم...
...از صفر تا بیست!
برگرفته از طرحی به همین نام
پروردگارا...!
همانسان که کار فرستادگان و پیامبرانت را سامان بخشیدی،
کار بنده و جایگزینت امام مهدی علیه السلام را نیز به سامان کن.
فرشتگانت را گرداگردش انبوه ساز
و او را از جانب خویش، با روح الاقدس یاری کن
و فرشتگانی را پیش رو و پشت سرش به نگهبانی بگمار
تا وجود وی را از هر بدی پاس بدارند
ترس و نا امنی او را به آرامش بدل کن
او تو را میپرستد و هیچ شرک نمیورزد
هیچ یک از آفریدگانت را بر ولیات چیره مساز
و او را در پیکار با دشمنانت و دشمنان خویش رخصت ده
و مرا در شمار یارانش آور که تو بر هر کار توانایی.
آفتاب مهر، فرارسیدن نهم ربیع الاول
سالروز آغاز امامت و خلافت آخرین خلیفه و حجت بر حق
حضرت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف
را بر تمامی شیعیان حضرتش تبریک و تهنیت عرض مینماید.
امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند:«هیچ بلایی نیست، مگر این که در آن، از طرف خدا نعمتی است.»[1]
مسالهی «توحید در عبادت» در حد اعلا و «خوف از قیامت» از خصائص بارز خاندان عصمت و طهارت است. نقل شده که یکی از دوستداران امام حسن عسکری علیه السلام میگوید: «روزی امام علیه السلام را در ایام کودکیش در میان همسالانش دیدم، که آنها سرگرم بازی بودند، اما امام علیه السلام در گوشهای ایستاده بود و میگریست (اولین باری بود که ایشان را میدیدم). فکر کردم از اینکه دیگر بچهها وسیله بازی دارند و او ندارد، ناراحت و گریان است. جلو رفتم و اظهار محبت کردم و گفتم: ... من برای تو اسباب بازی خوب میخرم. دیدم نگاه تندی به من کرد و گفت: «وَ ما لِلَّعبِ خُلِقنا» ما برای بازی آفریده نشدهایم.
من از این حرف تکانی خوردم و دیدم منطق، خیلی بلند، و افق فکر خیلی بالاست!
... پس گفتم: برای چه آفریده شدهایم؟ گفت: «لِلمَعرِفَةِ و الطّاعَةِ»[ما را آفریدهاند که خدا را] بشناسیم و [او را] عبادت کنیم.
من که مجذوب گفتارش شده بودم، گفتم: این سخن را شما از کجا میگویید؟
گفت: خدا فرموده است: «آیا شما گمان کردهاید که شما را لغو و عبث آفریدهایم و سرانجام بازگشتی به سوی ما نخواهید داشت.»[2]
دیدم منطق، منطق عقلانی و قرآنی است. از طرز تفکر خویش احساس شرمندگی کردم. بعد گفتم: ... تو که هنوز کودکی و گناه نکردهای که اینچنین ناراحت و گریانی. دیدم گریهاش شدت پیدا کرد و گفت: «میبینم مادرم وقتی میخواهد از هیزمهای بزرگ آتش برافروزد، اول آتش در هیزمهای کوچک میافکند و آنها را آتشگیرهی هیزمهای بزرگ قرار میدهد. من میترسم از آن هیزمهای کوچک و آتشگیرهی جهنم باشم... دیدم او اصلا با من بسیار فاصله دارد. با حالی دگرگون از او جدا شدم و بعد فهمیدم او کیست و از کدام خاندان است.
برگرفته از سلسله مباحث معرفتی صفیر هدایت، تالیف آیت الله سید محمد ضیاء آبادی (شماره 27) – سایت رشد
مجموعه مقالات جمع آوری شده پیرامون شهادت امام حسن عسگری (علیه السلام)
آفتاب مهر فرارسیدن هشتم ربیع الاول
سالروز شهادت جانسوز
حضرت امام حسن عسگری علیه السلام
را به پیشگاه مقدس نایب بر حقش حضرت امام مهدی علیه السلام
و شیعیان و دوستان حضرتش تسلیت عرض مینماید
[1] . ما مِنْ بَلِیة إِلاّ وَ لِلّهِ فیها نِعْمَةٌ تُحیطُ بِها (بحارالانوار، جلد 75، صفحه 374)
[2] . أ فَحَسِبتُم أنَّما خَلَقناکُم عَبَثاً وَ أنَّکُم اِلَینا لا تُرجَعونَ (سوره مؤمنون، آیه 115)
اگر بدانید، برای حل مشکلاتتان میتوانید به کسی تکیه کنید که آماده کمک به شما باشد و برای ارتباط با او گفتن یک سلام کافی است، چه میکنید؟
آیا از کنار این موضوع بیتفاوت گذر میکنید؟
یا تمام تلاش خود را برای استفاده از این فرصت به کار میبرید؟
کدامیک؟
ادامه دارد...
امشب هیایویی است در بیشهزار کلام، غوغایی است در فراسوی همهی نبشتهها، تعزیهای بر پاست در حریر نگاه، غلغلهای است در وادی حیرت، خونچکانی بال پروانگان تنها منظر دیدههای بیپناه است. بالش خواب ستارگان، از رویای مصایب سرشار است. زیر چشم دلها، کبود ابتلای غم است.
هر کس این روزها بتواند با عالم بالا تماس تلفنی داشته باشد، اشک خونرنگ ملایک را بر پیشانی مهتاب نظاره خواهد کرد و گیسوان پریشان آفتاب را به روشنی خواهد دید. زلف سیاه اندوه از لب دیوار حیات پیداست!...
هر کس بتواند ماهوارهی دلش را به فضای ملکوت بفرستد، تیغ برهنهی لشکر مصیبت را در جای جای جهان، حس خواهد کرد.
هر کس بتواند زیر سایهی تاکستان عرش قدم بزند، گامهایش در خاک تسلیت فرو خواهد رفت.
هر کس بتواند قد و قامت سفره نشینان مائدههای آسمانی را برانداز کند، دل غمینی آنان را به وضوح درخواهد یافت.
حالیا، دهان اندوه، همهی شادیها را بلعیده است. دل عالم گرفته است از فراق؛ غم غربت چنگ انداخته است به ضریح جانها. انگار، گوش ملایک را هم کشیدهاند تا نگاهشان را از زمین بر نچینند و ببینند چه زورقی بر دنیای اندوه، روان است!
واقعا هم که چه نوری پرپر میزند در سینه سار یادها! چه چلچلههایی از سرزمین خاطرهها به سینههای سوزان کوچ میکنند و چه پرستوهایی به پرسه، ماهتاب میروند!
نینوای جان من امروز ساز فغان کوک کرده است. دلم به وسعت بیکرانهی دریا، از اندوه، انبوه شده است. جوانهی مصیبت چقدر تکثیر میشود امشب! چقدر از آسمان، باران ارغوانی غصه میبارد! چقدر محبوب امشب از لب دیوارها نگاهها میگریزد! چه شهابهای مبارکی بر سینهی آفتابین زمان، خطی از بارش اشک فراق ترسیم میکنند! چقدر نوحهگران ناحیهی ایمان، مویه میکنند!
نوانای غمبار یاران، چه چنگی بر دلها میکشد! و چه رنگین کمانهایی، قوس غصهها را به اقصی نقاط جهان نشان میدهند!
در التهاب سپیده و فلق، جای پای کوچ نورها پیداست!
اکنون در فصل غروب خورشید، در هنگامهی غربتی هستیم که دل در چنگ مصیبت گرفتار آمده. نالههای نای فلک، از هجران آفتاب، به گوش ملک میرسد. جهان با گذار آن ستوده، طعام تلخکامی میچشد و ما، عبور مصطفای سرسبزی و بالندگی را، که هیبت کل جهان بود، از پیش دیده میگذرانیم؛ اما همهی «او» را در سویدای دل مینشانیم و ما، در خویش میشکنیم. برپای نمیتوانیم ایستادن! خم میشویم از نگرانی بار مصیبت.
کم نیست غمنالههای فراق در هجر خورشید، در وداع با دو ستارهی پر نور! آخر، این ماییم که در پی کسب جواز رضایت حق، از دستهای پر برکت رضای آل محمدیم.
هجرت سرداران نور، سالار مردان آفتابین، ستارگان سه گانه، سروران سپید اندیشه، در جالیز جانهای ما بذر اندوه میپاشد. سنگ مصیبت بر سینههایمان میکوبد. نیلبک قلبمان را به نجوای جدایی وا میدارد. و هنگامی که واژههایمان از پرواز میمانند، بال عقدههایمان گشوده میشود و های های کلام، چشمهای ما را به همنوایی با خود میخوانند...
و من هم مثل شما از شیشهی دیدگانم، گلاب اشک میفشانم در سالسوگ رحلت خورشید آخرین و هر دو سفیر نازنین، آن کوچندگان حریم عشق، آن قافله سالاران وادی ایمان، و دل به رویش آیینههای نگاهشان میدوزم در محشر...
و با بلوغ عاطفه در رگهای قلمم همگام میشوم تا برای شما در این مصایب دشوار، نسخهی صبوری بنویسم و از شما تقاضا کنم که برای من و برای خویشن بالهایی آرزو کنید برای پریدن به ساحت قدس مصطفی و مجتبی و رضا!« صلوات الله و سلامه علیهم » و برای نوشیدن نور ناب نوازش آنان!
برگرفته از کتاب "جرعهای از جام ولا" نوشته جواد نعیمی
مجموعه مقالات جمعآوری شده ویژه 28 صفر
(بر اساس مطالب سایت رشد)
آفتاب مهر، فرارسیدن 28 صفر، سالروز رحلت
خاتم النبیین و رحمة للعالمین
حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم
و شهادت دو سلاله پاکش حضرت امام حسن مجتبی و حضرت امام علی بن موسی الرضا علیهما سلام
را به تمامی موحدان جهان تسلیت عرض مینماید.