تبلیغات
آفتاب مهر - مطالب احسان محمدعلی
آفتاب مهر
مهدی جان! بر جان‌های خسته‌ی ما آفتاب مهر توست نور امید

اَللّهُمَّ رَبَّ شَهْرِ رَمَضانَ الَّذى اَنْزَلْتَ فیهِ الْقُرْآنَ وَافْتَرَضْتَ على عِبادِكَ فیهِ الصِّیامَ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَارْزُقْنى حَجَّ بَیْتِكَ الْحَرامِ فى عامى هذا وَ فى كُلِّ عامٍ وَاغْفِرْ لى تِلْكَ الذُّنُوبَ الْعِظامَ فَاِنَّهُ لا یَغْفِرُها غَیْرُكَ یا رَحْمنُ یا عَلاّمُ

ستاره درخشان

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله:

حضرت مهدی(عج) در میان چهارده معصوم چون ستاره‌ای درخشان نورافشانی می‌کنند.

 

گفتند که می‌آیی؛ این باورمان گشت باوری از سر یقین دیر یا زودش ما را متزلزل نمی‌کند که وعده خدا را حتمی می‌دانیم.

باشیم یا نباشیم او می‌آید با کوله با انبیا بر دوش، رسالت الهی همراه، عصای قدرت در دست و قلبی مهربان در سینه...

در نماز منی، در نیایشم، قنوتم، سجده‌ام، آیت الکرسی‌ام، صلواتم؛ بی تو نیایش‌هایم کوتاه است همچون کوتاهی ارزش و بهای خودم. اما وقتی در نیایش‌ها تو را یاد می‌کنم و فرج تو را فریاد می‌زنم، نیایش‌هایم اوج می‌گیرد، بالا و بالا می‌رود ملکوت الهی را به تلاطم می‌آورد و کوبه اجابت را می‌کوبد که این نیایشی است که نام ولی ما در آن است بپزیریدش. شاید با پذیرش نیایشم که معطر به نیایشم که معطر به نام شماست خودم را هم بپذیرند...

 

مجموعه مقالات جمع‌آوری شده مرتبط با نیمه شعبان (بر اساس مطالب سایت رشد)

 

آفتاب مهر، 15 شعبان سالروز میلاد مسعود

رحمت عالم گستر و موعود عدالت محور، یکتا منجی جهان و یگانه حجت الهی دوران، نوید بخش امن و امان، حجت حی زمان، منجی عالم بشریت، یاور مستضعفان، امام رحمت، پیشوای هدایت و برپادارنده عدالت الهی، حافظ دین خدا، موعود نجات دهنده بشر و بر پادارنده عدل الهی امان زمین، امام زمان و حلقه اتصال زمین و آسمان، درّ ثمین ولایت، کهف حصین امامت، آرزوی بشر، آن ظلمت ستیز و خورشید سحر، قائم آل محمد و برپاکننده عدل و داد در هنگامه فراگیر شدن ظلم و جور، چشمه‌ی جوشان زندگی و الفت دهنده‌ی دل‌ها بر اساس رضایت و درستکاری،

امام حجت بن الحسن العسکری  عجل الله تعالی فرجه الشریف

را به تمامی منتظران قدوم آن حضرت تبریک و تهنیت عرض می‌نماید.

   

سبزه‌زار حرا

هرگاه كسی از رودخانه نگاه تو نگذرد، تطهیر نمیشود! هركس آواز تو را ننوشد، از ابتدای ملكوت رانده میشود و هر آن كه در پرتو چلچراغ نفست، گامهای حیات را نشمارد، در زمره زندگان نیست!

بدان هنگام كه تو از «حرا» طلوع كردی، طلیعه داران انوار خورشیدی بر دامن خجلت آویختند و روشنایی به فرهیختگی نایل آمد. حضرت عشق، با دم مسیحایی تو تولد یافت. كودك ایمان به یمن ندای سپید تو، بلوغ را تجربه كرد.

اگر نگاه سبز تو نمیبود، هیچ سبزهای در جهان نمی رست. و اگر صدای گامهای تو گوش تاریخ را نوازش نمی داد، جغرافیای عشق رنگ می باخت. آفتاب گرم دستهای تو، یتیمی جهان را جبران كرد. اگر مهربانیهای تو نمی بود، هیچ گاه كودك دنیا، برای ایستادن پا نمی گرفت. با سیلی تو بر گونه كفر بود كه بشر به شر پاسخ منفی داد. این تو بودی كه به تكثیر پروانه های ملكوت اقدام كردی، و به دانایی و بینایی، جواز افزایش بخشیدی. از نای تو، نوای نرگس شورانگیز عاطفه های محمدی رویید. تو بر بام بلند تاریخ، پرچم كعبه را افراشتی و در سرزمین قلبها، بذر محبت قرآن را كاشتی. تو نیروی نظارت را بر نواحی انسان رویاندی. تو «قبله» را به همه قبایل جهان هدیه دادی و گل توحید را بر گونه جمال جهان، جاودانه كردی.

حسن یوسف، پرتوی از تجلی آفتاب زیبایی توست. دم عیسوی از تنفس تو بركت یافته است و عصای همت تو، ساحران سیه پوش كفر و نفاق را از اتاق اندیشه ها اخراج كرد. باران ساده صفا و سپیده از ردای تو بر جلگه های جوامع فروبارید و همه انسانها را به سمت حاصلخیزی هدایت نمود.

لهیب «ابولهب» را تو با تبر «تبت» خاموش كردی و لكه های «ابوجهل» را از تن جوامع زدودی. تو سرزمین مكه دلها را فتح كردی و در روزگاری كه دنیا به تب بت پرستی دچار بود، طبابت تو، تومورهای بدخیم كفر را از پیكره مجروح جهان بیرون كشید و جرأت تو، جراحات زخم عمیق ستم را التیام بخشید.

همه سپیداندیشان، از نسل تو پدیدارگشته اند و نورانیت پیشانی تو، پگاه را پایدار ساخته است. اگر تداوم آبی آرامش، از سرانگشتان همایش اندیشه و احساس موج می زند، از شكوه نگاه تو است. تو ناخدای كشتی كرامتی، عاطفه روشن بارانی، پناهگاه چشمان یارانی، تو شكوه و هیمنه همه سبزه زارانی...

رودخانه های هدفمندی را تو به روی خانه های ما گشودی. معنای ملكوت را تو به ما یاد دادی. كتاب ایمان را تو برای جهانیان تفسیر كردی. وقتی تو بر فراز «حرا» ایستادی، بشریت در برابرت زانو زد و هنگام كه آواز رسالت سردادی، همه سرداران تاریخ به راه تو، سر دادند! و زمانی كه انسان را ضمانت كردی، زمانه در برابر تو به كرنش نشست.

تو، ما را به قریه سرسبز و شكوهمند قرآن دعوت كردی و در هر «واللیل» ما را به میهمانی «والنهار» بردی. تو با «اقراء» قرابتی دیرینه داشتی و در مزارع اندیشه «والتین» و «الزیتون» می كاشتی و «یا ایتهاالنفس المطمئنه» برمی داشتی. تو بر هودج «ایاك نعبد» نشستی و با براق «ایاك نستعین» به معراج «اهداناالصراط المستقیم» شتافتی و «صراط الذین انعمت علیهم» را در همه گیتی گستراندی و «غیرالمغضوب علیهم ولاالضالین» را به همگان نشان دادی.

ای یاسین! همه حرفهای ما، همه جملههای ما و همه نوشته های ما در برابر معنای بلند وجودت هیچ است. ما را به كوثر وجودت تهنیت باد و بر بلندای بعثت تو سلام و درود نثار باد!

برگرفته از وبلاگ پردیس مهتاب

 

مجموعه مقالات جمع‌آوری شده ویژه 27 رجب

(بر اساس مطالب سایت‌‌ رشد)

 

آفتاب مهر، فرارسیدن 27 رجب، خجسته سالروز

سرآغاز نزول قرآن

و بعثت خاتم پیامبران و سرور رسولان، پیامبر مهر و رحمت

حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم

را به تمامی مسلمانان تبریک و تهنیت عرض می‌نماید

من و جداشدن از درگهت! خدا نکند

حکایت عطار بصری رو شنیدید؟ همون مردی که فرصتی برایش مهیا میشه تا به دیدار امام زمان (عج) مشرف بشه اما در میان راه با شنیدن صدای رعد و برق یاد صابونهایی که تازه پخته می افته و از یاد امام غافل میشه به همین دلیل زمانی که او را به در خیمه حضرت می رسانند، حضرت او را نپذیرفته و می گویند: «بازش گردانید که او مردی صابونی است»...

حال تصور کنید که ما را به در خمیه حضرتش ببرند، آیا توان و لیاقت آن را داریم که اصلاً به آن‌جا برسیم؟ آیا حضرت ما را می‌پذیرند؟ یا مانند آن عطار برمان می‌گردانند؟ باز آن عطار آن قدر معرفت داشت که تا دم خیمه ببرندش، باز آن‌قدر لیاقت داشت که صدای حضرت را بشنود، آن‌قدر ظرفیت داشت که عیبش را به او بگویند، اما ما چی؟

من که آمادگی و تحملش را ندارم! من که خودم می‌دونم کی هستم، صدا بلند نشده می‌فهمم؛ می‌گویند بازگردانیدش که او جوانی گنهکار است، بازگردانیدش که او مردی اسیر پول و مال دنیاست، بازگردانیدش که او در بند تعریف و تمجید و خوشامد دیگران است، بازگردانیدش که او اگر از ما دم می‌زند به دنبال بزرگ جلوه دادن خود است...

مولا جان! من که هنوز  خانه دل از غبار غیر نشسته‌ام، هنوز محبت دنیا از دل نزوده‌ام، هنوز غیر تو را از صفحه دل پاک نکرده‌ام، چگونه لاف ارادت می‌زنم؟

مولا جان من را ببخش، از من در درگذر، می‌دانم با تمنای بیجا و ادعاهای گزاف تنها نمکی هستم بر زخم دیرینه دلت، اما آقا، بیا و اگر مرا نمی‌طلبی، لاقل در گرماگرم کوره مهرت خالصم کن، آبدیده‌ام کن، آقا جان! آقای من تنها دلخوشیم این است که لبخند رضایتی بر لبانتان بنشیند، که البته نمی‌دانم در این گفتار نیز قلبم با زبان یکرنگی می‌کند یا نه؟!

خسته شدم از این سنگدلی، خسته شدم، از بس دل به این و آن سپرده‌ام و غیر تو را پسندیده‌ام به تنگ آمده‌ام، از بس که اندیشه به دلفریبی‌های روزگار سپرده‌ام پوسیدم. چشمانم سوخت از دیدن آیه و واماندگی از دیدار تو یابن رسول الله. هزار بار گفته‌ام که پدر و مادر وجان و مال و فرزندم به فدایت اما یکبار هم اهلیت از خود نشان نداده‌ام...

من را از این همه خواسته‌های دلم نجات دهید. مرا با خودتان یکرنگ کنید، رابطه‌ام را با خودتان اصلاح کنید.  

الهام گرفته از تئاتر «تا یک دلی»

تا بی نشان

حبل کین بر گردن حبل المتین افتاده است

لرزه بر عرش برین زین ظلم و کین افتاده است

کاش از مهدی بپرسم، ای امام منتقم

مادرت زهرا چرا روی زمین افتاده است

علی اصغر یونسیان

 

خون ریخت ز سینه‌اش، ز مسمار بپرس

بازوش کبود شد، ز اغیار بپرس

ورشاهد صادق ار ز من می‌طلبی

برخیز و برو، از در و دیوار بپرس

محمدعلی مجاهدی

 

نهان در خاک شد با روی نیلی پیکر زهرا

چرا یا رب که رستاخیز عظمی بر نمی‌خیزد

الهی از برای انتقام خون مظلومان

چرا آن یادگار آل طه بر نمی‌خیزد

سید رضا مؤید خراسانی

 

کاش مهدی به جهان چهره هویدا می‌کرد

گره از مشکل پیچیده ما وا می‌کرد

کاش می‌آمد و با آمدنش

قبر مخفی شده‌ی فاطمه پیدا می‌کرد

 

برگرفته از کتاب «تا بی نشان» به کوشش: سید خلیل سیدزاده

 

آفتاب مهر، فرارسیدن 3 جمادی الثانی،

 

سالروز شهادت جانسوز و مظلومانه

 

بزرگ بانوی آفرینش، یگانه دخت پیامبر خاتم، انسیه حوراء

 

حضرت فاطمه‌ی زهرا (علیها السلام)

 

را به تمامی حق پویان عالم تسلیت عرض می‌نماید

 

سلسله مسابقات اینترنتی کتابخوانی فاطمیه 1432 ه.ق

سلسله مسابقات کتابخوانی اینترنتی فاطمیه 1432 ه.ق بر روی پایگاه اینترنتی کتابخوانی برگزار می‌شود و شرکت برای عموم هموطنان آزاد می‌باشد.

کتاب‌های برگزیده این دوره از مسابقات عبارتند از:

1. بانوی من زهرا، نوشته‌ی دکتر نادر فضلی

2. کشتی پهلو گرفته، نوشته‌ی سید مهدی شجاعی

3.تا ابد اندوه، نوشته‌ی سید مجتبی موسوی راد

4. کوثر معجزه پیغمبر (ص)،نوشته‌ی سید محمد ضیاء آبادی

5. زهرای بتول راز پنهان رسول (ص)، نوشته‌ی سید محمد ضیاء آبادی

6. بوی بهشت، نوشته‌ی سعید آل رسول

7. شهادت مادرم زهرا(س) افسانه نیست،

*زمان شروع مسابقه: از تاریخ 28/01/1390 (مصادف با 13 جمادی الاولی، شهادت صدیقه طاهره سلام الله علیها)

* پایان مهلت ارسال پاسخ: 26/03/1390 (مصادف با 13 رجب ولادت مولا علی امیرالمونین علیه السلام).

* اعلام اسامی برندگان: 26/03/1390 (مصادف با 13 رجب ولادت مولا علی امیرالمونین علیه السلام).

 

جهت کسب اطلاعات بیشتر و شرکت در این مسابقات به سایت کتابخوانی به آدرس WWW.ketabkhani.com مراجعه نمایید

 
  • تعداد صفحات :50
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...