تبلیغات عنوان کتاب: آشتی با امام عصر ارواحنا فداه
نویسنده: دکتر علی هراتیان
ناشر: انتشارات منیر

خلاصه کتاب:
کتاب آشتی با امام عصر ارواحنا فداه در دو چاپ متفاوت به منتشر گردیده است که بخش اصلی کتاب در هر دو چاپ یکسان میباشد. کتاب دارای سه فصل اصلی با عنوانهای «محرومیت خود ساخته»، «رهنمودهای نجات بخش» و «چه باید کرد؟» میباشد، نویسنده کتاب با رجوع به روایات و رفتارهایی که شیعیان در طول تاریخ داشتهاند؛ محرومیت از امام زمان را خود ساخته شیعیان دانسته و برای رهایی و نجات از این محرومیت رهنمودهای حضرت بقیه الله ارواحنا فداه را بیان میکنند و در نهایت با توجه به این رهنمودها و گفتارهای ائمه معصومین علیهم السلام وظایف شیعیان و اهل عالم را برای پایان دادن به غربت غیبت و رسیدن به دوران طلایی ظهور را یاد آور میشوند.
در ذیل بخشیهایی از آغاز کلام نویسنده را میخوانیم: «ای حجت یزدان و ای امیر دوران! ای موعود انبیاء و منجی انسانها! ای ذخیره خدا در زمین! ای مهربانترین...، ای کاش اهل عالم میدانستند که با آمدنت، چه سعادتی به آنان روی خواهد آورد که نه چشمی آن را دیده و نه گوشی آن را شنیده. ای کاش مسیحیان جهان میدانستند که مسیح علیه السلام خود دلدادهی توست و برای ظهورت لحظه شماری میکند تا از آسمان فرود آید،... ای کاش کلیمیان جهان میدانستند که نه تنها ید بیضا، عصا و سنگ موسی علیه السلام، الواح تورات و انگشتر سلیمان، که تمام مواریث انبیاء در نزد توست و ...، ای کاش پیروان زرتشت، این معنا را در مییافتند که «پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک» تنها و تنها در دوران طلایی ظهور توست که مجال بروز خواهد یافت. ...، ای کاش مسلمانان جهان، این کلام الهی را در کتاب آسمانی خویش باور میکردند که «بازماندهی خدا (حضرت مهدی(عج)) برای شما بهتر است اگر مومن هستید»، ای کاش صدها میلیون مسلمانی که هر روز و بارها در نمازهای روزانه خویش «اهدنا الصراط المستقیم» میگویند؛ از پیامبر مهربان خویش در حجه الوداع میشنیدند و میپذیرفتند که در این عصر و زمانه، تنها راه رهایی و یگانه راه رستگاری یعنی صراط مستقیم، تو هستی. تو فصل مشترک میان تمام ادیان و مکاتبی؛ ...، کاش به دنبال پاسخی برای این سوال میگشتیم که آیا غیبت ولی خدا، سرنوشت محتوم و تغییر ناپذیر الاهی است و یا این ما هستیم که تا کنون او را نخواستهایم و ظهورش را طالب نبودهایم؟ ... اگر از این غفلتی که ریشه در دوازده قرن غیبت دارد فاصله میگرفتیم، اگر همه با هم یک دل و یک پارچه از درگاه حضرت حق، ظهور نورانیات را خواستار میشدیم، اگر آمادهی پذیرش و تحمل شما و اطاعت از اوامرت میشدیم چه بسا هم اکنون ظهور صورت پذیرفته بود! ... هنوز دیر نشده است. فرصت همچنان باقی است. بیاییم همه با هم برای ظهور موعود جهانیان دست به دعا برداریم.»
دریافت این کتاب از سایت کتابخوانی (www.ketabkhani.com)
(حق نشر الکترونیک این کتاب با مجوز ناشر بوده و برای سایت کتابخوانی محفوظ است)

جشن نیمه شعبان
مسابقه – سخنرانی – مولودی خوانی – پرسش و پاسخ
موعد: جمعه اول مرداد ماه 1389 از ساعت 18 الی 20
میعاد: تهران، خیابان وحدت اسلامی، نرسیده به چهارراه مولوی،
کوچه شهید زندی، کوچه لادن، پلاک 6، حسینیه الزهرا(س)
عنوان کتاب: مهربانتر از یوسف
نویسنده: دکتر نادر فضلی
ناشر: انتشارات منیر
خلاصه کتاب:
کتاب شامل چهار داستان کوتاه آمورنده، واقعی، تاریخی و مذهبی است، نویسنده با ذوق ادبی و با توجه به عبرت بودن هر یک از سرگذشت پیامبران، صالحان و امتهای گذشته و متون دعایی ماثور، آموزههایی زیبا را بر قلم نهاده تا بر در خانه یوسف زهرا نهیم و از او بر این روزگاران غیبت و غربت استمداد فرج و ظهورش را نماییم، پس برگی نوشته با این قلم را میخوانیم: «یا صاحب الزمان! داستان یوسف را به بهانه تو گفتیم. شرمندهایم. میدانیم گناهان ما همان چاه غیبت توست. ... و ما با رو سیاهی و شرمندگی، آمدهایم تا از تو نشانی بگیریم. به ما گفتهاند اگر به جستجوی تو برخیزیم نشانی از تو مییابیم. ... ای عزیز مصر وجود! سراسر جهان را تیره روزی فرا گرفته است. نیازمندیم، محتاجیم و در عین حال گناهکار، از ما بگذر و پیمانه جانمان را از محبت پر کن. یابن الحسن! برادران یوسف وقتی به نزد او آمدند کالایی-هر چند اندک- آورده بودند، سفارشنامهای هم از یعقوب داشتند. اما...، ای آقا ! ای کریم! ای سرور! ما درماندگان، دستمان خالی و رویمان سیاه است. آن کالای اندک را هم نداریم. اما... نه، کالایی هر چند ناقابل و کم بها آوردهایم. دلی شکسته داریم و مقدورمان هم سری است که در پایت افکنیم. افسردهایم و چشم به لطف و احسان تو دوختهایم. سفارشنامهای هم داریم. پهلوی شکسته مادر مظلومهات زهرا را به شفاعت آوردهایم. یا صاحب الزمان! به یقین، تو از یوسف مهربانتری. تو از یوسف بخشندهتری. به فریادمان برس، درماندهایم. ...».
دریافت این کتاب از سایت کتابخوانی(www.ketabkhani.com)
(حق نشر الکترونیک این کتاب با مجوز ناشر بوده و برای سایت کتابخوانی محفوظ است)
عنوان کتاب: آشتی با مهربانترین پدر
نویسنده: ایمان روشن بین
ناشر: انتشارات منیر

خلاصه کتاب:
کتاب بصورت نوشتاری-تصویری میباشد که تصاویری متناسب با موضوع هر صفحه انتخاب گردیده است. متن کتاب را شاید بتوان تجربه نویسنده و مرور نوشتاری او –خاطرههایش- بر تجربه خود دانست؛ از صفحه حیرانی و دلتنگی خود در هر عصر جمعه آغاز میکند، ... مییابد دلیل دلتنگی را ...، به فراموشی میسپارد مرهم دوری را و ساز لاف عشق را کوک مینماید...، بیراهه را ره بسوی او شمردن و دوای درد را گم کردن همانا...، باز حیرانی و حیرانی، دلتنگی و دلتنگی...، تلنگری با دستگیری او میآید: ما فراموشش کردهایم و او ما را از یاد نبرده است...، مییابد که تنها پناه هر کودکی پدر اوست و مهربانترین پدر اوست...، اکسیر محبت از اوست...، پس میآیم که آشتی کنم...، و میگویم: پدر مهربانم! ای عزیز جانم! دوستت دارم، بیش تر از هر کس!.
نویسنده در نهایت پس از بیان قصه فراگیر حیرانی و فراموشی میگوید و میخواهد از خواننده که: "من به تو گفتم، تو هم به دیگران بگو!".
برگی از کتاب را با هم میخوانیم: "پیشترها هنگامه غروب و جمعه عصرها، دل تنگ میشدم و بیآنکه بیندیشم این غربت و دلتنگی نشان از کدامین اثر است؛ بیحوصله و حیران! گویا سرگشتهام...! ... اما این اواخر که دلیل غربت و دلتنگیام را یافتم؛ ناگهان، غروب هم تنهاییاش را از یاد برد...! گویا این روزها، غروب هم درد غربت را به فراموشی سپرده و همه و همه، دست به دست داده اند تا معنای غریب «غربت» را از خاطرهها بزدایند...! میدانی؟!! گاه آنقدر در جستجوی پاسخهایی هستم که از خاطرههایم به کلی غافل میشوم؛ که اگر اندکی در آن میاندیشیدم، پیشترها پاسخم را یافته بودم!"
دریافت این کتاب از سایت کتابخوانی(www.ketabkhani.com)
(حق نشر الکترونیک این کتاب با مجوز ناشر بوده و برای سایت کتابخوانی محفوظ است)
سلام بر صدای شکفتن گلها، سلام بر اجتماع عظیم پونهها، سلام بر تغزل صحرا و بهار و دریا، سلام بر سید اولیا علیه السلام، شهید والا مقام کربلا، سلام بر شقایق سرخ روییده در نینوا. سلام بر نور دیدهی بندگان خدا، سلام بر حماسه آفرین بزرگ عاشورا... دیگر باره و صدها باره از ما به تو سلام، از ما به تو درود. ای خون پاک خدا! ای روح و روان ما! ای حسین شهید!
یا ابوالفضل! تو فصل بزرگی و نوری، تو حماسیترین صفحات کتاب عشقستان را در عاشورا نگاشتی. دستهای جدا افتاده از پیکرهات سندهای رذالت دشمن بودند. خون تو، رنگ یزید را رسوا ساخت. تو وفادارترین به ناشر عقیده و جهاد. ارادهی تو، چونان شمشیر آختهای بود که بر فرق خفتگان ستم فرود آمد. همت تو، پای پایمردی را بلندتر کرد و مشک آبی که بر دوش کشیدی، عطش مردمان را برای توسل به ساحت خورشیدیات روزافزون ساخت.
سلام بر وارث خون خدا٬ آن امام والا٬ مردی که زجر همهی غلها و زنجیرها را به جان خرید تا بندهای بندگی ستمگران را از دست و پای بندگان خدا بگسلد. مردی که صدای رسای انقلاب حسینی بود و با سرایش اشک در رثای آن پیشوا٬ راه سرخش را فرا راه انسانها گسترد و رخ اسلام انقلابی را در آیینهی تاریخ تابناکتر ساخت. سلام بر آن سید و سالار٬ سلامی بر آن مرهم زخمهای خسته دلان٬ آن رسول اعتلا و قدرت ایمان٬ سلامی به وسعت هزاران...
آفتاب مهر،فرارسیدن سالروز میلاد سه نور آسمانی
حضرت امام حسین بن علی علیه السلام ، حضرت امام علی بن الحسین علیه السلام و حضرت ابوالفضل بن علی علیه السلام
را به پیشگاه مقدس آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و منتظران راستین حضرتش تبریک عرض مینماید