تبلیغات
آفتاب مهر - مطالب مرداد 1388
آفتاب مهر
مهدی جان! بر جان‌های خسته‌ی ما آفتاب مهر توست نور امید

اَللّهُمَّ رَبَّ شَهْرِ رَمَضانَ الَّذى اَنْزَلْتَ فیهِ الْقُرْآنَ وَافْتَرَضْتَ على عِبادِكَ فیهِ الصِّیامَ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَارْزُقْنى حَجَّ بَیْتِكَ الْحَرامِ فى عامى هذا وَ فى كُلِّ عامٍ وَاغْفِرْ لى تِلْكَ الذُّنُوبَ الْعِظامَ فَاِنَّهُ لا یَغْفِرُها غَیْرُكَ یا رَحْمنُ یا عَلاّمُ

زمزمه‌های دلتنگی – نسیم مهر تو!

خاطرم نیست نسیم مهرت از کدامین پنجره آمد و روی گونه‌هایم وزیدن گرفت؟

کجا می‌شناختمت؟

کجا احساست می‌کردم؟

می‌دانستم که هستی

می‌شماردمت که دوازدهمی

دلخوش بودم که می‌آیی جمعه‌ای از کنارکعبه!

و چه می‌دانستم که بی اراده من می‌آیی هر گاهی در خانه‌ی دلم

من غرق بحر مهن بودم که تو ناگاه آمدی

رهایم کردی و منجی‌ام شدی

اما حالا

هیچ آرزویی

هیچ آرزویی ندارم جز این که بیایی و چشم روشنی فاطمه شوی

بیا!

بیا نه برای من که برای دل مادرت...

 

دریافت فایل صوتی این متن

 

برگرفته از مجموعه صوتی شوق شقایق‌ها

 
  • تعداد صفحات :4
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4