
«بعثت»، نعمت خدا بر بشریت است، و «منت» آفریدگار بر انسانها!
«حرا» مهبطی بود که جلوهگاه نور خدا گشت و پیام نور در رواق هستی طنین انداز شد.
«بعثت» طلوعی بود که خورشید حق را از خاور تاریخ، تابانید.
«27 رجب» یکی از جلوههای بی پایان بود که شعاعش تا کرانههای ناپیدای زمان، گسترش و ادامه یافته است.
«مبعث»، فصلی بهاری در پهنهی قرون بود که خداوند، محمد صلی الله علیه و آله را همچون گلی زیبا بر دامن رسالت نهاد و سرزمین بطحا با فروغ چهرهی این خورشید، تابان شد.
محمد صلی الله علیه و آله آمد تا کودک بشریت را در آغوش پر مهر و عطوفت دین قرار دهد.
ما هر چه داریم، از برکت آن فرمان «اقرأ»ی است که سروش غیبی در گوش محمد صلی الله علیه و آله خواند تا ظلمت جاهلیت را بزداید و فطرتها را برانگیزد و بشریت را به کمال برساند.
دامنهی بعثت آن مبعوث خاتم تا همیشهی تاریخ گسترده است و پرچم نامش بر بام بلند گیتی در اهتزار ابدی است.
برگرفته از کتاب "قطعات" نوشتهی جواد محدثی

مولودی یا رسول الله مدد به مناسبت مبعث(موسسه رسایل)

امام موسی بن جعفر علیه السلام شمشیر بران و کشیدهای علیه ظلم و تباهی و فساد و شرک بود که با تحمل شکنجههای فراوان و به جان خریدن زندانها و زنجیرها و دردها، با زهر جفا مسموم شد تا آرمان عدالتخواهی و شورگستری همچنان زنده و پایدار بماند، ریشههای انحراف و تباهی و زشتی از خاک بیرون آورده شود و خورشید دین محمدی، هماره نورانی و زندگی ساز، باقی بماند. آن بزرگمرد سرچشمههای زلال دانش و معنویت را به بشر معرفی کرد و با همهی کژیها و ناراستیها ستیز کرد. چونان پروانه بر محور شمع حقیقت چرخید و همسان گلهای محمدی رایحهی زهد و تقوا و بخشندگی و تواضعاش جامعه را خوشبو ساخت. او سرآمد ساده زیستان بود، کمکرسان و مددکار بینوایان و پشتیبان همهی اهالی ایمان... و سلام بر روح بلند او، که رایحهی دین مبین را میپراکند و مشعل آزادی خواهی و عدالت طلبی را پیوسته روشن نگاه میدارد... برگرفته از کتاب "جرعهای از جام ولا" نوشتهی جواد نعیمی
به مناسب شهادت امام موسی کاظم علیه السلام

معرفت امام عصر علیه السلام ثواب یاری کردن ایشان در زمان ظهور را دارد.
یکی از آثار و نشانههای معرفت امام عصر علیه السلام و محبت نسبت به او، یاد کردن از ایشان به مناسبتهای مختلف و حتی بصورت دائمی و همیشگی است. انسان وقتی که کسی را دوست میدارد، به اندازهی محبتش نسبت به او، از یاد او غافل نمیشود؛ چون پیوند قلبیاش با محبوب به اندازهای قوی است که نمیتواند او را فراموش کند.
از این رو اهل ایمان و معرفت امام عصر علیه السلام درزمان غیبت ایشان که از دیدن ظاهری آن حضرت محروماند، هرگز قلباً او را از یاد نمیبرند...
معرفتی که میتواند انسان را در زمان غیبت امام عصر علیه السلام از انحراف و بیدینی نجات بخشد، نخستین ویژگیاش، صحت و درستی آن است. اگر معرفت کسی نسبت به امام صحیح نباشد، امیدی وجود ندارد که او در پذیرش ولایت و امامت ائمه علیهما السلام ثابت قدم بماند. معرفت از نظر پیشوایان ما چیزی جز فهم احادیث نیست و این خود میزانی برای تشخیص معرفت صحیح است.
اگر کسی معرفت امام عصر علیه السلام را در زمان ظهور دارا بود و آمادگی برای یاری کردن ایشان را داشت ولی به علت شرایط غیبت، از درک محضر امام عصر علیه السلام محروم بود چیزی از مؤمنان زمان ظهور، کم ندارد و تحقق یا عدم تحقق حکومت ظاهری ائمّه علیهم السلام موجب زیانی برای او نخواهد بود...
برگرفته از کتاب شمیم آشنایی نوشتهی سید محمد هادی صدر الحفاظی

به مناسبت وفات حضرت زینب سلام الله علیه
زینب سلام الله علیه است و یک وسعت تاریخ،حریت و شجاعت.
زینب سلام الله علیه است و یک آغوش معطر، عفاف و حیا
زینب سلام الله علیه است و یک دهان فریاد و خروش بر ضد ستم و افشاگری بر ضد سلطهی فریب.
زینب سلام الله علیه دردانه گیتی بود در صبوری و آفتاب بلند عصمت بود در تمامی قرون. از گامهایش رویش فریاد و شکفتن زخمی عمیق میتراوید: خشم مقدسی علیه هر چه ستم! فریادی برای رهایی انسان و دل دادن به دلدار یگانه.
اما غمی به دل داشت زینب سلام الله علیه... چرا که یادوراهی طلوع خجسته ماه بر نیزه بود. هنوز مقنعهی استقامت را بر سر داشت... هنوز دستهای کودکانهی معصومی که تنها مانده بودند، برایش تکان تکان میخورد... هنوز پیراهن کهنهی خون آلودی را به تبرک بر سینه میفشرد و از شدت اندوه از یاد انگشت بریدهی خورشید، انگشت به دهان مانده بود؛ از آن همه ظلمی که بر برادرش رفت و از آن همه شقاوت و پلیدی و سنگدلی دشمنان و بر لب مُهری از عطش کربلا... در جستجوی دست گمشدهی برادر!... وای!...
از پدر میگفت و از برادر یاد میکرد و میگریست... و آیینهها تصویر صبر زینب سلام الله علیه را تاب نمیآوردند!
ای زینب سلام الله علیه ، ای آیینهی فاطمه نما!
ای زینب سلام الله علیه ، ای پرستار بیمار کربلا!
ای زینب سلام الله علیه! ای دختر ولایت! ای خواهر شهادت، ای الگوی صبوری! نامت هماره درس آموز باد!
برگرفته از کتابهای "جرعهای از جام ولا" نوشتهی جواد نعیمی و "قطعات" نوشتهی جواد محدثی

به مناسبت ولادت حضرت علی علیه السلام
کدام مولود، چون علی علیه السلام در کعبه چشم به جهان گشوده است؟
کدام میلاد، چون سیزده رجب، گوهری در صدف هستی به جهان داده است؟
کدام مادر، چون علی علیه السلام زاده است؟
ای آسمانیترین عاشق حق! ای که نامت از نام خداست مشتق! ای پسر خانهی خدا! از ردای تو ایمان میچکد. در نگاه تو آفتاب میخندد. صلابت مصطفی صلی الله علیه و آله در توست. عشق با تو حمایت شد. مکه از تو شرف گرفت و مدینه به تو افتخار کرد. هر که از تو هجرت کند، مهجور است. هر که با تو باشد محفوظ و آنکه بی تو است مغبون! و هر که تو را بیازارد ملعون!
ای منادی گلها! ای یاور پروانهها! ای بلندای ستیغ امامت! ای سپید قامت! ای در پیراهن تو برپایی نوعی از قیامت! تو آواز خوش حقیقت هستی.
ای علی علیه السلام! تو را چه بنامم که برتر از هر کلمهای. توجملهای، نه! بندبند انسانیتی! غلط گفتم، تو کتاب قطور روشنی از هر چه خلوص است! تو خود ساختهی خداگونهای؛ مردی آسمانی در زمین!
یاد تو، نام تو، راه تو، سبزترین گلِ همیشه بهارِ این باغستان است.
برگرفته از کتابهای "جرعهای از جام ولا" نوشتهی جواد نعیمی و" قطعات" نوشتهی جواد محدثی
