تبلیغات
آفتاب مهر - مطالب تیر 1385
آفتاب مهر
مهدی جان! بر جان‌های خسته‌ی ما آفتاب مهر توست نور امید

اَللّهُمَّ رَبَّ شَهْرِ رَمَضانَ الَّذى اَنْزَلْتَ فیهِ الْقُرْآنَ وَافْتَرَضْتَ على عِبادِكَ فیهِ الصِّیامَ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَارْزُقْنى حَجَّ بَیْتِكَ الْحَرامِ فى عامى هذا وَ فى كُلِّ عامٍ وَاغْفِرْ لى تِلْكَ الذُّنُوبَ الْعِظامَ فَاِنَّهُ لا یَغْفِرُها غَیْرُكَ یا رَحْمنُ یا عَلاّمُ

موعود روزگاران

موعود روزگاران نوشته اصغر صادقی

...دیده به راهان آن عزیز سفر کرده، هر صبح و شام روی بر مهر وجود او دارند و در آرزوی آن‌که مشام جانشان یعقوب وار، به مصداق کریمه "إنّی لَأجِدُ ریحَ یوسُفَ"به باز آمدن آن عزیز سفر کرده و راهی سحراهای هجر، عطرآگین گردد.

از این رو آن‌‌گاه که بر بساط نیایش خدای را میخوانند که"یا رادَّ یوسفَ عَلی یعقوب"به یاد محبوب خود افتاده، یوسف خویش را می‌جویند و وصلش را می‌طلبند٬ هر چند که خود یعقوب وار عمل نکردند و آن‌گاه که به نشان عجز و نیاز، دست به دامان بی‌نیازگشودند که"بَلِّغنی مُنایَ"، درصدر آرزوهای خویش پایان دوران غیبت جان کاه و دل آزار یوسف دوران را طالبند.

 بیایید دست در دست هم نهیم و پشت به پشت یکدیگر دهیم و به جان و به جِد، چشم به راه ظهور آن عزیز سفر کرده‌ای باشیم که پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله و امامان پاک علیهم السلام نیز شائقانه دیده بر ظهورش داشتند.

خدایا کار این مشتاقی و شیدایی چندان بالا گرفته که سر از پا نمی‌شناسیم و بی‌شکیب از باد صبا مدد می‌جوییم تا پیام رسان کلام و سلاممان نزد آن عزیز باشد که:

من ای صبا ره رفتن به کوی دوست ندانم

                 تو می‌روی به سلامت؛ سلام ما برسانی

برگرفته از کتاب موعود روزگاران نوشته اصغر صادقی

کوثر نغمه و نور

طرح خواندن دعای فرج در روز میلاد حضرت زهرا(س)

زیباترین گل وجود، «فاطمه» سلام الله علیه، بر شاخسار نبوت شکفته است.

میلاد فاطمه سلام الله علیه ، اذان عشق در گوش هستی است،

میلاد فاطمه سلام الله علیه «روز مادر» است، چرا که او به «مادری» آبرو بخشید.

«روز زن» است، چرا که او «زن» را به جایگاه و پایگاه خود در نظام ارزشی جهان آگاه ساخت.

میلاد فاطمه سلام الله علیه، روز فوران «کوثر» خیر و خجستگی در «غدیر» نبوت و حرای «رسالت» است.

ای دختر آفتاب! این روزها به نام و یاد تو جشنی فرخنده داریم: جشن میلاد نور، جشن فواره‌ی عظیم کوثر، جشن جاری شدن دریایی از لطافت و رحمت، جشن حضور مداوم تو در تمامی تاریخ، جشن جاودانه شدن ریشه‌ها و اندیشه‌های توحیدی.

خوش آمدی به جهان ای بانو!

ای یادگار رسول! با تو عشق تفسیر می‌شود و بهار طربناک در می‌رسد، ای بهار گلزار مصطفوی! ای روح سبز دین نبی! ای همسر پاک علی! ای مادر تمام نیکی‌ها! دامان مبارک تو، گلزاری است که شکوفه‌هایی همچون حسن، حسین و زینب از آن بر می‌دمند.

ای فاطمه سلام الله علیه! ای تمامی نور! ای زهرای مرضیه! می‌بینی که هر چه داریم از سر دولت توست!

ای گل خوشبوی بوستان محمدی! ای شبچراغ راه انسان! ای فروغ آیین احمدی! ای نسیم رحمت حق! ای نهایت نور! ای کوثر! ای خیر کثیر! خجسته باد قدوم پاک تو بر دامن گیتی! و این سُرور، بر همه مبارک باد!

برگرفته از کتاب‌های"جرعه‌ای از جام ولا" نوشته‌ی جواد نعیمی و "قطعات" نوشته‌ی جواد محدثی

 

طرح خواندن دعای فرج در روز میلاد حضرت زهرا(س)

دعای معرفت

...خدایا اینک که زمان غیبت طولانی شده و ما از او بی‌‌خبریم، یقین و اطمینان به او را از ما مگیر و یاد او و انتظار حضورش و ایمان به حضرتش و قوت یقین به ظهورش و دعا و درود بر وجودش را از خاطرمان مبر. مبادا که طول غیبتش ما را از قیامش نومید گرداند...

...خدایا کاری کن تا اطمینان قلبی ما به قیام او، چون یقین ما به قیام پیامبرت و ایمان ما به آن چه از طریق وحی و قرآن آورده، باشد...

...خدایا در ظهورش تعجیل فرما؛ و او را به یاری خود مؤید بدار؛ و یاری کنندگانش را یاری کن و رها کنندگانش را واگذار و هلاک کن...

...خدایا پس رحمت فرست بر او و پدرانش که امامان پاکند؛ و بر شیعیان برگزیده‌اش، و آنان را به آرزوهایشان برسان، و دعای ما را از هر شک و شبهه و ریا و تظاهر، عاری گردان تا دیگری را در کنار تو نخوانیم و جز تو را بدان نخواهیم...

 

بخشی از دعای معرفت به نقل از مرحوم سید بن طاووس ( رضوان الله علیه)

 

 

مویه‌های آفتاب

یا فاطمه الزهرا تا کی در انتظار ظهور گل بوستانت بمانیم

کبوتر غمگین حادثه پیش رویم نشسته است. نسیم چه ناله‌های غریبانه‌ای در گوش کاج‌ها دارد! دیشب ماهتاب هم عزادار بود و امروز خورشید نیز می‌گرید. چه های‌‌های غریبی از سمت آسمان می‌آید! درخت‌ها را بنگر! از خزان چه زرد روی شده‌اند! گوش کن! این ناله‌ها، این مویه‌ها، از کجای هستی به ما حمله‌ور شده‌اند؟ فریاد فلک است این یا ضجه‌های ملک؟ این دل کیست که در خود می‌شکند و این باران چیست که به وسعت و ژرفای قلوب، بر چهره‌های داغدار می‌لغزد؟ زمان از کدام دستان مهربان بی نوازش مانده که سوکش از این دست عظیم است؟ سیمای کدام جوان در نقاب رفته که جوانه‌ها سر در گریبان غم فروبرده‌اند؟!

آه چه دلم گرفته است. آسمان کدام ناحیه ابری است؟ تو هم غمناکی؟! سهمگینی واقعه بسیار افزون است. امروز هستی غمگنانه فریاد بر می‌آورد و از فراق او به درد بر خویش می‌پیچد. غیبت ناگهانی‌اش، حدوث ناباورانه‌ی ایام است. او که رفت دل‌ها را نیز از جای کند. آخر او تنها یادگار رسول بود و تنها بازمانده از سلاله‌ی پاکی‌ها. یادگار سال‌ها تلاش برای اقامه‌ی نماز، برپایی عدل، ماندگاری آیین تابناک حق و چه خوش درخشید گر چه مستعجل بود!...

ای حرمت حجاب! ای گل غریب! ای پرنده‌ی زود پرواز! ای نبض آرزوها! ای پرستوی همه‌ی هزاره‌ها! ای بانوی ما! ای هاله‌ی مقدس! ای زهرا! زمانه بی حضور تو زمینه‌ای برای ماندگاری ندارد...

برگرفته از کتاب "جرعه‌ای از جام ولا" نوشته‌ی جواد نعیمی