دلم گرفته برایت٬ مدینه٬ مدینه!
به یاد حال و هوایت٬ مدینه٬ مدینه!
ثبت نام عمره دانشجویی در دانشگاههای سراسر کشور آغاز شد.
ان شاء الله این سفر روحانی٬ قسمت تمامی عاشقان گردد.
سلام بر محّرم٬ کتاب مرجع دلها و احساسها٬ کتاب مقدس عاطفه و ایمان٬ کتابی که با حروف درشت در کربلا نوشته شد و در همهی زمینها و زمانها انتشار یافت.
محّرم٬ کتاب خون و شهادت٬ کتاب شور و شعور٬ کتاب عشق و شیدایی٬ کتاب غلبهی نور بر ظلمت و پیروزی خون بر شمشیر است.
هر واژه از کتاب محّرم٬ شمشیر آختهای را میماند که بر فرق ستم و ستمکاران جهان فرود میآید و پلیدیها و پلیدان را به زبالهدانی تاریخ میسپارد.
پدید آورندهی کتاب محّرم٬ سیّد و سالار همهی ناشران «عقیده و جهاد» است. مردی است که در تاریکخانهی تاریخ٬ قیام کرد و رنگ روشن سرخ را بر ساحت زمانه پاشید و همهی رنگهای یزیدی را پاک رسوا کرد.
و عاشورا حماسیترین صفحهی این کتابِ عشقستان است که همه ساله با حروف زرّین٬ تجدید چاپ میشود. عطف این کتاب بزرگ٬ عاطفهها را به هم پیوند میزند و احساسهای حماسی را بر میانگیزد و مظلومیّت گلها را فریاد میکند و در کتابخانهی بزرگ هستی٬ ماندگارترین کتاب میشود.
حالیا که دوباره این کتاب عظیم گشوده میشود٬ خاطرات عاشورایی یاران آفتاب را مرور کنیم٬ بر گلزخمهای محرم آفرینان٬ بوسهی ارادت و اخلاص نثار نماییم. واژهنامهی نورانی جهاد و شهادت٬ معنویت و ایثار را برگشاییم و عاشورا این دایرةالمعارف عرفان٬ ایمان٬ معنا٬ شور و شعور انقلابی٬ خدا باوری و دین یاوری را با دیدهی دل مطالعه کنیم و یاد و نام پدید آورندگان حماسهی روز دهم را ارج نهیم.
برگرفته از کتاب جرعه ای از جام ولا نوشته جواد نعیمی
... مسیحیان با دلهره و اضطراب دیده به راه دوختهاند تا ببینند پیامبر صلی الله علیه و آله چگونه میآید. چرا که سرنوشت ماجرا به چگونه آمدن پیامبر گره خورده است٬ اگر با جلال و جبروت و شکوه مادی به همراه سران و سرداران قوم و لشکرش بیاید با او مباهله میکنیم و اگر نه...!
و اینک خدایا! چه صحنهی شگفتی است؟! گویا همهی آسمانها و زمین دیده به این معرکه دوختهاند. چشمهای نگران و مبهوت مسیحیان به آنچه پیش رو دارند خیره مانده است. پاهایشان سست و لرزان میشوند و شک و تردید سراپای وجودشان را فرا میگیرد.
آری پیامبر صلی الله علیه و آله میآید. این «حسین» علیه السلام اوست که در آغوش گرمش آرام گرفته و این «حسن» علیه السلام است که دست در دست مهربانش نهاده است. و این «فاطمه» سلام الله علیها است٬ دختر پیامبر و این «علی» علیه السلام است٬ برادرش٬ وزیرش٬ وصیش و پسر عمویش.
از دیدن این صحنه مسیحیان سخت به وحشت میافتند٬ چرا که میبینند پیامبر صلی الله علیه و آله با عزیزترین کسان خویش به مباهله آمده است. ابوحارثهی اسقف که هراس و ترس سراپای وجودش را فرا گرفته بود به یارانش گفت: من چهرههایی را میبینم که اگر دست بر دعا بردارند و از خدا بخواهند که بزرگترین کوهها را از جا برکند٬ خدا دعایشان را مستجاب میکند. مبادا مباهله کنید که اگر چنین کردید٬ همه نابود خواهیم شد و دامنه عذاب تمامی مسیحیان را در بر خواهد گرفت.
بدین سان این حماسهی پرشور و تاریخ ساز با تسلیم نجرانیان به صلح و پرداخت جزیه به پایان میشرسد. و چونان خورشیدی تابان بر تارک پر افتخار اسلام میدرخشد و سندی دیگر بر حقانیت و عظمت شیعه میگردد.