تبلیغات
آفتاب مهر - زمزمه های دلتنگی (شوق شقایقها) 3
آفتاب مهر
مهدی جان! بر جان‌های خسته‌ی ما آفتاب مهر توست نور امید

اَللّهُمَّ رَبَّ شَهْرِ رَمَضانَ الَّذى اَنْزَلْتَ فیهِ الْقُرْآنَ وَافْتَرَضْتَ على عِبادِكَ فیهِ الصِّیامَ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَارْزُقْنى حَجَّ بَیْتِكَ الْحَرامِ فى عامى هذا وَ فى كُلِّ عامٍ وَاغْفِرْ لى تِلْكَ الذُّنُوبَ الْعِظامَ فَاِنَّهُ لا یَغْفِرُها غَیْرُكَ یا رَحْمنُ یا عَلاّمُ

زمزمه های دلتنگی (شوق شقایقها) 3

من کجا دوری ترا یافته‌ام

 

یا کجا به سوی تو شتافته‌ام

 

من کجا از غم نادیدنت افسوس خورده‌ام 

 

یا از این‌که هم غم تو نیستم رنج برده‌ام

 

من سر خویش گرفته‌ام و دنیای خودم را ساخته‌ام

 

و این تویی که از یاد من غافل نمی‌شوی، نه من

 

این تویی که خاطرت نگران من است، نه من

 

این تویی که دستانم را می‌گیری و از کوچه‌های تاریک دنیا می‌رهانی، نه من

 

خاک بر دهانم!

 

گویی که تو محتاج منی

 

وای بر من! وای بر من!

 

چه کرده‌ام در مقابل تو

 

و چه را جسته‌ام به جای تو

 

و که را خریدهام به عوض تو

 

وای بر من که هم قاصرم و هم مقصر

 

نانت خورده‌ام و دل نازنینت را شکسته‌ام...