تبلیغات
آفتاب مهر - زمزمه‌های دلتنگی (شوق شقایقها)2
آفتاب مهر
مهدی جان! بر جان‌های خسته‌ی ما آفتاب مهر توست نور امید

اَللّهُمَّ رَبَّ شَهْرِ رَمَضانَ الَّذى اَنْزَلْتَ فیهِ الْقُرْآنَ وَافْتَرَضْتَ على عِبادِكَ فیهِ الصِّیامَ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَارْزُقْنى حَجَّ بَیْتِكَ الْحَرامِ فى عامى هذا وَ فى كُلِّ عامٍ وَاغْفِرْ لى تِلْكَ الذُّنُوبَ الْعِظامَ فَاِنَّهُ لا یَغْفِرُها غَیْرُكَ یا رَحْمنُ یا عَلاّمُ

زمزمه‌های دلتنگی (شوق شقایقها)2

این که ترا نمی بینینم چرا باید از شوقمان به تو کاسته باشد ؟

 

مگر از دیده رفتنت ترا از دل‌های ما هم برده است؟

 

فدایت شوم!

 

راستی اگر دیر بیایی ما چه می‌کنیم؟

 

گرد تو می‌مانیم یا می‌رویم؟

 

آیا به ما اطمینانی هست که در هجوم تیرها،

 

سینه‌مان سپر بلای تو باشد یا نه؟

 

من که به لذت یک گناه رهایت می‌کنم

 

کجا دلخوشی تو باشم که یاور داری؟

 

دریافت فایل صوتی این متن (لینک غیر مستقیم)