با تو میگویم ای مظلوم تاریخ!
ای میراثدار همهی پیامبران!
ای که غمهای هزار ساله را به جان خریدهای چون خداوند چنین مصلحت دارد، و نالههای یاران را در زیر چکمههای چکمه پوشان ستمگر شنیدهای، اما به خاطر بییاوری تنها سرشک غم فرو ریختهای، و میراث به یغما رفتهی خود را در دست نابکاران دیدهای، اما به خاطر تحقق آزمایش خلق در عصر غیبت به آنان مهلت دادهای، و ای بندهی کرنشگر خدا که همپای ستارگان از شامگاهان تا طلوع فجر در بارگاه قدس الهی زبان به ابراز کوچکی گشودهای و از خدای جهان مزید لطف را خواستهای.
در این هزار و اندی سال ستارگان خفتند، اما چشم تو تا سحرگاهان در سجده و رکوع و قیام نخفت. دوستان با نیشتر زبان جان ترا آزردند، اما محروم از عطای تو نشدند! در نهایتِ بی نام و نشانی چه بسیار دست درماندگان را گرفتی و خود را بدانان معرفی ننمودی، چه بسیار گرهها از کار دوستان گشودی، اما گرهگشا را بدانان معرفی نکردی! چه روزهای گرم تابستانی را در صحراهای سوزان برای دستگیری در راه ماندگان سپری کردی و هیچ منّت بر آنان ننهادی! و چه سخنان درشت از موالیان شنیدی و به عطوفت و مهر بدانان پاسخ دادی!
ای مهدی، ای عزیز مصر وجود و ای یوسف دوران ظلمت و قعود! از این همه بی مهری ما چشم پوش و از ما درگذر و بر ما مگیر که جملگی دل خستهایم و بر ما مپسند که همگی در راه ماندهایم.
ای مهدی، ای سلالهی پیغمبر و ای ز تبار نبوت آخرین پساوند! گذشت نبوی را در حق ما مبذول دار گر چه ترا فراموش کردهایم، اما گاه و بیگاه خدای جهان را با نوای تو میخوانیم و ظهور ترا آرزو میکنیم و میگوییم:
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلَیهِ وَ قَرِّب بُعدَهُ وَ اَنجِر وَعدَهُ وَ اَوفِ عَهدَهُ.
بار الها بر او درود فرست و دوری او را نزدیک کن و وعدهاش را برسان و به عهدش وفا فرما.
برگرفته از مقدمهی کتاب "بر ستیغ آرمانها" نوشته علامه سید محسن امین