
او، گلی بر بوتهی هستی، مایهی شادمانی فرشتگان و فرهیختگان، بخشندهی مهربان، دوست گرانقدر اهل ایمان، فرزند افتخار ایران، عطر رویش بهاران، جوانهی سرسبزی زمان، وزنهی زمین، حامی دین مبین، پیشوای اهل یقین، رهبر امین، مولای ما، نهمین خورشید والا، شمیم یاس و نرگس و پونه، حضرت جواد الائمه- از زبان همهی پاکان بر او درود!- خورشید زادهای است که سرزمین ما را آبی و آفتابی کرده است.
«جود» قطرهای بود در پیشانی بلندش و «علم» غنچهای بود از گلستان وجودش و «حلم» گوهری بود از گنجینهی فضایلش.
پیشوایی که «جواد» بود، «تقی» بود، «منتجب» بود و «مرتضی» بود، فرزند «رضا» بود، راضی به قضا بود.
او گر چه سالها در تبعید زیست و مشکلات انبوهی را از سر گذرانید، چونان شمعی فروزان، به کاشانهی دلهای مومنان فروغ بخشید و همه سوی زمان و زمین را در پرتو دین مبین روشن ساخت و سرانجام، جان شریفش را بر سر دفاع از ایمان و آرمان هدیه کرد و شهید راه فضیلت و استمرار بخشیدن به حقیقت شد. او به موسی شبیه بود که دریا را میشکافت و به عیسی ماننده بود که خداوند مطهرش گردانیده بود. سرانجام، آن مولا با شهادتش اهل ولا را به هجران و سوگ نشاند.
یادش و راهش تا همیشه پاینده و بالنده باد.
برگرفته از کتابهای "جرعهای از جام ولا" نوشتهی جواد نعیمی و "قطعات" نوشتهی جواد محدثی