تبلیغات
آفتاب مهر - رودابه‌ی اشک
آفتاب مهر
مهدی جان! بر جان‌های خسته‌ی ما آفتاب مهر توست نور امید

اَللّهُمَّ رَبَّ شَهْرِ رَمَضانَ الَّذى اَنْزَلْتَ فیهِ الْقُرْآنَ وَافْتَرَضْتَ على عِبادِكَ فیهِ الصِّیامَ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَارْزُقْنى حَجَّ بَیْتِكَ الْحَرامِ فى عامى هذا وَ فى كُلِّ عامٍ وَاغْفِرْ لى تِلْكَ الذُّنُوبَ الْعِظامَ فَاِنَّهُ لا یَغْفِرُها غَیْرُكَ یا رَحْمنُ یا عَلاّمُ

رودابه‌ی اشک

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا ع

قلب‌ها به شبکه‌ای از عشق پیوسته بودند. چشمه‌ی لحظه‌های ناب نیایش می‌جوشید. بغض نگاه‌ها می‌ترکید. دامن دامن عطشناکی دیدار، در این سو و آن سو می‌چرخید. آهوان رمیده‌ی دل‌ها به پناه جویی به دامان ضامن آویخته بودند.

صدای دل‌های شکسته، از فضا می‌بارید. حضور دایمی آفتاب ایمان، چهره‌ی عشق را روشن کرده بود. غرش عقده‌های گلو، تبرک سجده‌گاه‌ها شده بودند. عطر سیال سپیده غوغا می‌کرد.

بادبان‌های زیارتنامه‌ها، در دریای نَفَس‌های عطرآگین به سوی بندر قبله می‌شتافتند و ساحل آرامش از دور پیدا بود. کبوترهای طراوت و حضور، دانه‌ی نور می‌چیدند و عقربه‌های ساعت، زمان عشق را اعلام می‌کرد. بوی آرزو از هر سوی به مشام می‌رسید و دست‌های غربت به شبکه‌های ضریح پیوند می‌خورد.

ایمان، همیشه‌ترین حضور غالب خود را در دست‌های دعا پهن کرده بود و رودابه‌ی اشک از دریای نیاز بر پهنه‌ی خواهش می‌دوید.

ضجه‌های بی‌صدا، امواج تمنا را با بوی گلاب می‌آمیختند و نوحه‌های درونی را در همه‌جا می‌آویختند. درها و دیوارها، چشم‌ها و دست‌ها، لب‌ها و سینه‌ها، زمینه و زمانه، همه نجوا بر می‌آوردند که:

السلام علیک یا غریب الغربا

 السلام علیک یا علی ‌بن ‌موسی‌ الرضا علیه‌السلام

برگرفته از کتاب "جرعه‌ای از جام ولا" نوشته جواد نعیمی

کلیپ ولادت امام رضا علیه السلام (سایت رشد)