
امشب حدیث عشق خود را فاش میگویم، تا آسمان پولک نشان، چشمک زنان، بر قدسیان، بارانی از عطر شقایقها بریزد.
میگویم امشب، نیمه شعبان، یک تکه از انوار یزدان،
یک گوشه از عرش الهی، فرش زمین را مهبطِ نور خدا کرد.
تندر، حدیثِ شوقِ ما شد؛
برقی جهید و آذرخشی، بوم ما را از سپیدی روز روشن کرد.
از شادیش خندید شبنم؛
یاس سپید باغِ ما –زهرا سلام الله علیها-
این بار از زیبا گل نرگس، گل پاکی، گل شادی، گل سرشار از عطر حقیقت، هدیهای میخواست.
نوید شادمانی، بانگ آزادی، خروش عدل، گلبانگ رهایی را طلب میکرد.
و نرگس - این گل پاکی- پذیرا شد.
و عالم چشم بر نرگس، پر از عشق و تمنّا شد.
بلورین یادگار فاطمه، از دامن نرگس،
جهانی را گلستان کرد:
بگو با آنکه میگوید به یک گل کی بهار آید
گل نرگس، جهانی را گلستان میکند امشب
برگرفته از کتاب "بربال نور" نوشتهی دکتر غلامحسین فخاری
