
به مناسبت وفات حضرت زینب سلام الله علیه
زینب سلام الله علیه است و یک وسعت تاریخ،حریت و شجاعت.
زینب سلام الله علیه است و یک آغوش معطر، عفاف و حیا
زینب سلام الله علیه است و یک دهان فریاد و خروش بر ضد ستم و افشاگری بر ضد سلطهی فریب.
زینب سلام الله علیه دردانه گیتی بود در صبوری و آفتاب بلند عصمت بود در تمامی قرون. از گامهایش رویش فریاد و شکفتن زخمی عمیق میتراوید: خشم مقدسی علیه هر چه ستم! فریادی برای رهایی انسان و دل دادن به دلدار یگانه.
اما غمی به دل داشت زینب سلام الله علیه... چرا که یادوراهی طلوع خجسته ماه بر نیزه بود. هنوز مقنعهی استقامت را بر سر داشت... هنوز دستهای کودکانهی معصومی که تنها مانده بودند، برایش تکان تکان میخورد... هنوز پیراهن کهنهی خون آلودی را به تبرک بر سینه میفشرد و از شدت اندوه از یاد انگشت بریدهی خورشید، انگشت به دهان مانده بود؛ از آن همه ظلمی که بر برادرش رفت و از آن همه شقاوت و پلیدی و سنگدلی دشمنان و بر لب مُهری از عطش کربلا... در جستجوی دست گمشدهی برادر!... وای!...
از پدر میگفت و از برادر یاد میکرد و میگریست... و آیینهها تصویر صبر زینب سلام الله علیه را تاب نمیآوردند!
ای زینب سلام الله علیه ، ای آیینهی فاطمه نما!
ای زینب سلام الله علیه ، ای پرستار بیمار کربلا!
ای زینب سلام الله علیه! ای دختر ولایت! ای خواهر شهادت، ای الگوی صبوری! نامت هماره درس آموز باد!
برگرفته از کتابهای "جرعهای از جام ولا" نوشتهی جواد نعیمی و "قطعات" نوشتهی جواد محدثی