خورشید یازدهم! وقتی که مینشینی، سروها در برابرت قیام میکنند. وقتی که قنوت میخوانی، عشق به زهد تو شهادت میدهد. وقتی تشهد میخوانی، ایمان به تو سلام میگوید و ماه از پنجرهی مهر خویش بر تو مینگرد.
ای نیای انسانیت! ای نای پر خروش ولایت! ای آیینهی ایزد نما! ای روح سرسبزی ما! ناخدای کشتی هدایت! هر گلواژهای در ستایش تو سترون است! هر کلامی در برابر تو هیچ است!
ای امام گلها! ای رهبر دلها! ای شکوفهی زیبای گلزار نبی! ای تداوم وجود مبارک علی! تو فرزند ایمانی و پدر دریای بیپایانی! و مفسر بزرگ آیههای قرآنی.
خورشید آخرین را تو پروریدهای. مژده دیرپای صالحان تویی. شکوه عارفانهی ایمان تویی. این تویی که در یک پگاه آفتابین، بر بلندای زمانه میایستی و به هیات آن سبز مینگری که دست مهربانش همه شمشیرهای ستم را میشکند و آفتاب وجودش یخ تاریخ را آب میکند و هر رنگ تیره و تار را از چهرهی جهان میزداید و بر گیسوان زمین گل برکت و عدالت و ایمان میزند و همه جا را به سرور و شور میهمان میکند!...
عدالت، پارهای از تن توست، ای امام عسکری علیه السلام ! و جهان لحظه شمار گل آرایی فرزند تو...
اینک بر تو و بر آن خورشید، بر تو و بر آن گل غایب، بر تو و بر همهی یاران آفتاب، سلامی بیکرانه نثار باد!
برگرفته از کتاب "جرعه ای جام ولا" نوشتهی جواد نعیمی