تبلیغات عنوان کتاب: آشتی با مهربانترین پدر
نویسنده: ایمان روشن بین
ناشر: انتشارات منیر

خلاصه کتاب:
کتاب بصورت نوشتاری-تصویری میباشد که تصاویری متناسب با موضوع هر صفحه انتخاب گردیده است. متن کتاب را شاید بتوان تجربه نویسنده و مرور نوشتاری او –خاطرههایش- بر تجربه خود دانست؛ از صفحه حیرانی و دلتنگی خود در هر عصر جمعه آغاز میکند، ... مییابد دلیل دلتنگی را ...، به فراموشی میسپارد مرهم دوری را و ساز لاف عشق را کوک مینماید...، بیراهه را ره بسوی او شمردن و دوای درد را گم کردن همانا...، باز حیرانی و حیرانی، دلتنگی و دلتنگی...، تلنگری با دستگیری او میآید: ما فراموشش کردهایم و او ما را از یاد نبرده است...، مییابد که تنها پناه هر کودکی پدر اوست و مهربانترین پدر اوست...، اکسیر محبت از اوست...، پس میآیم که آشتی کنم...، و میگویم: پدر مهربانم! ای عزیز جانم! دوستت دارم، بیش تر از هر کس!.
نویسنده در نهایت پس از بیان قصه فراگیر حیرانی و فراموشی میگوید و میخواهد از خواننده که: "من به تو گفتم، تو هم به دیگران بگو!".
برگی از کتاب را با هم میخوانیم: "پیشترها هنگامه غروب و جمعه عصرها، دل تنگ میشدم و بیآنکه بیندیشم این غربت و دلتنگی نشان از کدامین اثر است؛ بیحوصله و حیران! گویا سرگشتهام...! ... اما این اواخر که دلیل غربت و دلتنگیام را یافتم؛ ناگهان، غروب هم تنهاییاش را از یاد برد...! گویا این روزها، غروب هم درد غربت را به فراموشی سپرده و همه و همه، دست به دست داده اند تا معنای غریب «غربت» را از خاطرهها بزدایند...! میدانی؟!! گاه آنقدر در جستجوی پاسخهایی هستم که از خاطرههایم به کلی غافل میشوم؛ که اگر اندکی در آن میاندیشیدم، پیشترها پاسخم را یافته بودم!"
دریافت این کتاب از سایت کتابخوانی(www.ketabkhani.com)
(حق نشر الکترونیک این کتاب با مجوز ناشر بوده و برای سایت کتابخوانی محفوظ است)