تبلیغات
آفتاب مهر - موعود انجیل
آفتاب مهر
مهدی جان! بر جان‌های خسته‌ی ما آفتاب مهر توست نور امید

اَللّهُمَّ رَبَّ شَهْرِ رَمَضانَ الَّذى اَنْزَلْتَ فیهِ الْقُرْآنَ وَافْتَرَضْتَ على عِبادِكَ فیهِ الصِّیامَ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَارْزُقْنى حَجَّ بَیْتِكَ الْحَرامِ فى عامى هذا وَ فى كُلِّ عامٍ وَاغْفِرْ لى تِلْكَ الذُّنُوبَ الْعِظامَ فَاِنَّهُ لا یَغْفِرُها غَیْرُكَ یا رَحْمنُ یا عَلاّمُ

موعود انجیل

(1)یكی از راه‌های شناسایی پیامبران این است كه پیامبری كه نبوت وی با دلایل قطعی ثابت شده است، به نبوت پیامبر آینده تصریح كند و تصریح وی به حدی برسد كه همه گونه تردید و شك را در هنگام تطبیق و شناسایی از بین ببرد. نبوت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم علاوه بر این كه با دلایل قطعی و روشن، ثابت گردیده است، در كتاب‌های پیامبران پیشین نیز، برنبوت وی تصریح و نام و خصوصیات او در كتب عهدین (تورات و انجیل)، مشخص شده است. از همین روست كه به عنوان نمونه، خداوند در آیه 6 سوره صف با كمال صراحت از حضرت عیسی نقل می كند كه: «من به آمدن پیامبری كه نام او احمد است، بشارت می دهم».(2) روزی كه این آیه و نظایر آن نازل شد و پیامبر آن‌ها را برای مردم خواند، در جزیره العرب، گروه‌هایی از یهودیان و مسیحیان زندگی می‌كردند و اگر چنین بشارتی در این كتاب‌ها وجود نداشت، دانشمندان این دو آیین، آن را دستاویز قرار داده و سر و صدایی به راه می‌انداختند؛ ولی به داوری تاریخ صحیح، نه تنها آنان در برابر این تصریح‌ها لب فروبستند، بلكه حتی گروهی منصف نیز به صفوف مسلمانان پیوستند.

آفتاب مهر، 27 رجب،

سالروز بعثت موعود انبیاء الهی، خاتم پیامبران

حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم

را به تمامی مسلمانان جهان تبریک عرض می‌نماید

چنین بشارتی اگر در انجیل‌های كنونی نباشد، دلیل بر این نیست كه در انجیل خود آن حضرت نیز نبوده است؛ زیرا به شهادت متون انجیل‌های فعلى، هر یك ازحواریون و غیر حواریون، انجیل نوشته و به اندیشه خود، گفتار و كردار و فرمان‌های حضرت مسیح علیه السلام را در آنجا گرد آورده است و تنها به این هم اكتفا نكرده، بلكه دیده‌ها، شنیده‌ها و حدسیات خود را نیز با آن‌ها آمیخته و به نام انجیل انتشار داده است. بنابراین هیچ كدام از انجیل‌ها، انجیل حضرت مسیح علیه السلام نیست.(3) ولی از آن جا كه خواست الهی بر آن تعلق گرفته كه برهان قرآن و دلیل نبوت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم در تمامی دوران‌ها بدرخشد، بشارت آمدن پیامبری پس از حضرت مسیح به نام احمد در انجیل یوحنا با كمال وضوح وارد شده است. اگر چه مفسران انجیل دست و پا می‌كنند كه آیه‌های مربوط به این بشارت را طور دیگر تفسیر نمایند، ولی پس از یك دقت كوتاه، پرده از روی حقیقت برداشته می‌شود...

در انجیل‌هایی كه به زبان سریانى(4) نوشته شده، از نام آن كسی كه حضرت مسیح به آمدن او بشارت داده، با لفظ «فارقلیط» تعبیر شده است. فارقلیط، لغتی سریانی است كه اهل سوریه با آن سخن می‌گفتند. دانشمندان اسلامی و مفسران انجیل اتفاق نظردارند كه این لفظ، معّرب لفظی یونانی است كه انجیل یوحنا به آن زبان نوشته شده است، ولی در این كه ریشه اصلی این لفظ در لغت یونانی چه بوده، اختلاف نظر دارند. محققان اسلامی معتقدند كه ریشه یونانی این كلمه، «پریكلیطوس» به معنای محمد و احمد است، ولی مفسران انجیل ریشه آن را «پاركلیطوس» به معنای تسلی دهنده دانسته‌اند و به همین خاطر، بیشتر مفسران انجیل آن را به روح القدس تفسیر نموده اند. لذا باید روی قراینی كه درمتون آیات وجود دارد، حقیقت مطلب را به دست آورد.

 

در انجیل یوحنا، باب 15 و 16 این گونه آمده است: «چون آن فارقلیط كه من از جانب پدر به شما خواهم فرستاد، روح راستی كه از طرف پدر می آید درباره من شهادت خواهد داد».(5) «راست می‌گویم كه شما را مفید است كه من بروم. اگر من نروم آن فارقلیط نزد شما نخواهد آمد. امّا اگر بروم او را نزد شما خواهم فرستاد.... و دیگر چیزهایی بسیار دارم كه به شما بگویم، لكن حالا نمی توانید متحمل شوید، امّا چون او بیاید او شما را به تمامی راستی ارشاد خواهد كرد؛ زیرا او از پیش خود سخن نخواهد گفت، بلكه هر آن چه می شنود خواهد گفت و شما را به آینده خبر خواهد داد و مرا تمجید خواهد نمود؛ زیرا كه او آن چه از آنِ من است خواهد یافت و شما را خبر خواهد داد. هرچه از آن پدر است از من است. از این جهت گفتم كه آن چه آنِ من است، می گیرد و به شما خبر می دهد».(6) و (7)

اگر دقت كنیم، قراین روشنی وجود دارد كه گواهی می‌دهد مراد از فارقلیط،  پیامبری است كه پس از مسیح می‌آید و نه روح القدس. به عنوان نمونه از برخی تواریخ مسیحی استفاده می‌شود كه پیش از اسلام، در میان علما و مفسران انجیل مسلّم بود كه فارقلیط، همان پیامبر موعود است. حتی گروهی از این مطلب سوء استفاده كرده وخود را فارقلیط موعود معرفی نموده‌اند؛ مثلاً «منتس» كه مردی ریاضت‌كش بود و در قرن دوم میلادی می‌زیست، در سال 177 میلادی در آسیای صغیر مدعی رسالت گردید و گفت: «من همان فارقلیط هستم كه عیسی از آمدن او خبر داده است». در نتیجه گروهی هم از وی پیروی كردند.(8)

از طرف دیگر امتیازاتی كه حضرت مسیح علیه السلام برای فارقلیط قائل شده و شرایط و نتایجی كه برای آمدن او شمرده است، مانع از آن است كه فارقلیط را به روح القدس تفسیر نماییم؛ بلكه این مطلب را قطعی می‌سازد كه منظور از فارقلیط جز پیامبر موعود نخواهد بود. مثلا به عنوان نمونه مسیح می‌گوید: «اگر من نروم فارقلیط نزد شما نمی‌آید».(9) بنابر این، او آمدن فارقلیط را مشروط به رفتن خود كرده است؛ اما اگر مقصود از فارقلیط، روح القدس باشد، نزول او بر حضرت مسیح و حتی بر خود حواریون مشروط به رفتن مسیح نبوده است؛ زیرا به عقیده مسیحیان، زمانی كه حضرت مسیح خواست تا حواریون را برای تبلیغ به اطراف بفرستد، روح القدس بر آنان نازل گردید.(10) بنابراین هیچ گاه نزول روح القدس مشروط به رفتن مسیح نبوده است. اما اگر بگوییم مقصود از فارقلیط پیامبری صاحب شریعت، آن هم شریعتی جهانی است، در این صورت، آمدن او مشروط به رفتن حضرت مسیح و منسوخ گشتن آیین او خواهد بود.

دقت در این قراین می تواند ما را به حقیقتی كه محققان عالی قدر اسلام به آن رسیده‌اند رهنمون گردد. البته قراین به آن چه گفته شد منحصر نیست، بلكه قراین متعدد دیگری نیز در این زمینه وجود دارد.(11)

در پایان، مطلب قابل توجهی را كه دایره المعارف بزرگ فرانسه در این‌باره دارد، از نظر خوانندگان می‌گذرانیم: «محمد مؤسس دین اسلام و فرستاده خدا و خاتم پیامبران است. كلمه محمد، به معنی «بسیار حمد شده» می باشد و از مصدر «حمد»، كه به معنای تمجید و تجلیل است، مشتق گردیده است. بر حسب تصادفی عجیب، نام دیگرى كه از همان ریشه حمد است، مترادف كامل لفظ محمد می‌باشد و آن، احمد است كه احتمال قوی می‌رود عیسویان عربستان آن لفظ را برای تعیین فارقلیط به كار می‌بردند. احمد (یعنی بسیار ستوده شده و بسیار مجلل)، ترجمه لفظ «پاراكلیتوس» است كه اشتباهاً لفظ «پریكلیویس» را جای آن گذاردند. به این ترتیب نویسندگان مذهبی مسلمان، مكرر گوشزد كرده‌اند كه مراد از این لفظ، بشارت ظهور پیامبر اسلام است. قرآن مجید نیز به طور علنی در آیه شگفت انگیز سوره صف به این موضوع اشاره می‌كند.»(12)

برگرفته از كتاب «احمد، موعود انجیل»، تألیف: آیت الله جعفر سبحانی - سایت رشد

پاورقی‌ها :

1.آنچه در این متن می‌خوانید، تنها بخشی ناچیز و بسیار خلاصه از واقعیت است و اگر دوست داشتید كه بیشتر در این خصوص بدانید، پیشنهاد می‌كنیم كه حتما به منبع اصلی متن، مراجعه كنید.

2.«و اذ قال عیسى ابن مریم یا بنی اسرائیل انی رسول الله الیكم مصدقا لما بین یدی من التوراة و مبشرا برسول یاتی من بعدی اسمه احمد فلما جاءهم بالبینات قالوا هذا سحر مبین »، « و (به یاد آورید) هنگامى را كه عیسى بن مریم گفت: «اى بنى اسرائیل! من فرستاده خدا به سوى شما هستم در حالى كه تصدیق‏كننده كتابى كه قبل از من فرستاده شده ( تورات) مى‏باشم، و بشارت‏دهنده به رسولى كه بعد از من مى‏آید و نام او احمد است!» هنگامى كه او ( احمد) با معجزات و دلایل روشن به سراغ آنان آمد، گفتند: «این سحرى است آشكار»! »( سوره صف، آیه 6)

3. حتی انتساب این چهار كتاب به مؤلفان خود آنها قطعیت ندارد و جز انجیل متی هیچ كدام مطالب كتاب خود را مستقیما از حضرت مسیح نگرفته است. در حقیقت انجیل مرقس، خلاصه بیانات پطرس بوده و لوقا فشرده افكار و نقلیات پولس می‌باشد. برای آگاهی بیشتر، به منبع اصلی متن، مراجعه كنید.

4. زبان سریانی از زبانهائی است كه مانند زبان عربی، ریشه در زبان سامی دارد. انجیل حضرت مسیح(علیه السلام) هم اگر چه به زبان عبری بوده و زبان مادری وی و كسانی كه وی در میان آنها پرورش یافته، غیر از عبری نبوده است، ولی بنابر اخبار و روایات، او مأمور بود كه آن را به لغت سریانی برای سریانیان، كه همان اهل سوریه هستند، تفسیركند.

5. انجیل یوحنا، باب 15، جمله 26 چاپ لندن، سال 1837 میلادی.  بقیه جمله ها را نیز از همین چاپ نقل كردیم و برای اطمینان بیشتر با ترجمه های فارسی دیگر كه از زبان سریانی و كلدانی به فارسی نقل شده اند، تطبیق نمودیم.

6. انجیل یوحنا، باب 16، جمله 7 – 15

7. به غیر از باب 15 و 16 انجیل یوحنا، در باب 14، جملات 15و16و 17 و 25 و 26 و 29 نیز بار دیگر از فارقلیط سخن به میان آمده و حقائق دیگری در خصوص او بیان شده است كه می توانید به متن آن مراجعه كنید.

8. انیس الاعلام، ج‏2، ص 179 به نقل از تاریخ «ولیم میور» كه در سال 1848 چاپ شده است.

9. انجیل یوحنا، باب 15، جمله 7

10. انجیل متى، باب 10، جمله 29- انجیل لوقا، باب 10، جمله 17

11. برای بررسی بیشتر می توانید به كتاب «احمد موعود انجیل» و یا كتاب نفیس «انیس الأعلام» كه یكی از منابع مورد استفاده در آن است، مراجعه كنید.

12. محمد خاتم پیامبران، جلد‏1، صفحه ‏504، به نقل از دائره المعارف بزرگ فرانسه، جلد 23، صفحه‏4174