آفتاب مهر - مهلتی برای اندیشیدن
آفتاب مهر


مهدی جان! بر جان‌های خسته‌ی ما آفتاب مهر توست نور امید


نظرسنجی

  • اگر مقدر الهی بر این باشد که در این جمعه امام زمان (عج) ظهور بنمایند، شما به عنوان یک شیعه چقدر خود را برای این موضوع آماده می‌بینید؟







  • مهلتی برای اندیشیدن

    به نام خدای بخشاینده مهربان

    از محمد پیامبر خدا به نجاشی أصحم پادشاه حبشه؛

    تو با ما در آشتی هستی! اکنون من آفریدگار را نزد تو ستایش می‏کنم: خداوند مالک و مقتدر که از هر عیب و نقص و تباهی، پاک و مبرا است. خداوندی که همگان را در پرتو عنایت خود از هر آسیبی نگاه می‏دارد و بر همه موجودات غالب و فرمانروا و همه چیز در دست قدرت او است.

    گواهی می‏دهم که عیسی پسر مریم، روح خدا و کلمه اوست که خداوند روح او را به مریمعذرای پاک القا نمود و مریم بر او باردار شد ...

    اینک من تو را به خداوند یگانه و اطاعت از فرمان او دعوت می‏کنم و (تو را دعوت می‌کنم به) اینکه از من که فرستاده او هستم، پیروی کنی و به آنچه بر من نازل شده است، ایمان آوری ...

    (بخشی از نامه رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به نجاشی، پادشاه مسیحی سرزمین حبشه)(1)

     

    آفتاب مهر، 17 ربیع الأول، سالروز میلاد خجسته

    منادی ایمان و خاتم پیغامبران،

    حضرت محمد بن عبدالله (صلی الله علیه و آله و سلم)

    و سلاله مطهرش،

    امام جعفر بن محمد الصادق (علیه السلام)

    را به تمامی مسلمانان جهان تبریک عرض می‌نماید

     

    شاید یکی از شاخص‏ترین خصوصیات پیامبر خاتم (صلی الله علیه و آله و سلم) که در فضای ظلمانی و پر خشونت جاهلیت، فروغ معنوی سیره ایشان را دو چندان آشکار می‏کند، اهتمام آن حضرت به دعوت انسان‏ها به اسلام از طریق گفتگو و تعاملات فرهنگی و سعی در ایجاد بستری آرام و دوستانه و در عین حال مبتنی بر منطق و استدلال بوده است. چه بسا از همین منظر بتوان به الهی بودن دعوت ایشان پی برد؛ چنانکه تاریخ، افراد زیادی را به یاد می‏آورد که از همین رهگذر به شرف اسلام نائل آمده‏اند.

    سیره آن حضرت در این باره تصویر کاملاً روشنی ارائه می‏دهد. ایشان در مناظره دینی خود با قوم یهود، پس از اینکه یهودیان مغلوب می‏شوند و برای اندیشیدن مهلتی درخواست می‏کنند، می‏فرماید: "من به شما مهلت می‏دهم، اما از تعصب بکاهید و بر انصاف بیفزایید تا خداوند شما را هدایت کند."(2)

    همچنین رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در نامه‏هایی که به اقوام یهودی و مسیحی می‏فرستد، ضمن یاد کردن از جناب موسی بن عمران و جناب عیسی بن مریم(علیهما السلام) به عنوان رسولان الهی، خود را پیامبری معرفی می‏کند که نامش پیش‏تر در کتب تورات و انجیل آمده است و با اشاره به آیه 64 سوره آل‏عمران در قرآن، از اهل کتاب دعوت می‏کند که: "بیایید همگی به سوی سخنی رو آوریم که میان ما و شما مشترک است و آن اینکه جز خدا را نپرستیم و هیچ چیز و هیچ کس را شریک او قرار ندهیم ..."(3)

    سیره رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)مملو از شواهدی است که هر یک به نحوی آشکار کننده روحیه انسان سازی و دلسوزی ایشان نسبت به مردم است.

    به عنوان نمونه، در ماجرای فتح بدون خونریزی مکه، رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) همه مشرکین و سران جنگ افروز کفار را طی یک فرمان بخشش عمومی که هیچ یک انتظار آن را نداشتند، مورد عفو قرار داد؛ اما چند نفری را به جهت اعمالی بسیار زشت و بدی که مرتکب شده بودند، از این عفو عمومی استثناء فرمود. صفوان بن امیه یکی از این افراد بود. وی از آتش افروزان جنگ‏های متعدد علیه اسلام بود و به همین خاطر پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)فرمان دستگیری او را صادر فرموده بود.

     

    هنگامی که صفوان از این فرمان آن حضرت مطلع گشت، از ترس مجازات به جده گریخت. عمیر بن وهب، پسر عموی صفوان برای شفاعت از او نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و درخواست عفو او را کرد و آن حضرت نیز نهایتاً صفوان را عفو نمود.

    وقتی خبر عفو به صفوان رسید، او ابتدا باور نمی‏کرد و می‏گفت باید از پیامبر نشانه‏ای بیاورید تا مطمئن شوم. نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) عمامه یا پیراهن خویش را به عنوان نشانه برایش فرستادند تا او مطمئن شود که بخشیده شده و با خیال راحت نزد ایشان برگردد.

    وقتی صفوان نزد پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)آمد و چشمش به ایشان افتاد، عرض کرد: "به من دو ماه مهلت بدهید تا درباره دین اسلام تحقیق کنم."

    پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در پاسخش فرمودند: "به تو چهار ماه مهلت می‏دهم که درباره اسلام تحقیق کنی و مسلمان شوی!"

    صفوان بن امیه بعدها می‏گفت: "کسی به این نیک سیرتی و بزرگ منشی نمی‏تواند باشد، مگر اینکه پیامبر خدا باشد و گواهی می‏دهم که خدایی جز خدای یکتا نیست و او رسول خدا است." و لذا مسلمان شد.(4)

    حقیقتاً نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) با برخورداری از چنین سیرت نیکویی، برای همیشه به جهانیان اعلام فرمود که من نه برای سلطنت بر انسان‏ها و نابودی آنها، بلکه برای حکومت بر قلب‏ها و تربیت و تعالی بشر آمده‏ام.(5)

     

    (برگرفته از کتاب "محمّد (صلی الله علیه و آله و سلم) راز آفرینش"،نوشته سید جواد هاشمی، با تصرف و تلخیص/ سایت رشد)

     

    پاورقی ها:

     1- تاریخ طبری، صفحه 1569- السیرة الحلبیّة، جلد 3، صفحه 344

     متن این نامه با اندکی تفاوت در منابع زیر نیز آمده است :

     بحارالأنوار، جلد 18، صفحه 418 و جلد 20، صفحه 391- قصص الأنبیاء راوندی، صفحه 324

    2- "قل یا أهل الکتاب تعالوا إلی کلمةٍ سواءٍ بیننا و بینکم أن لا نعبدَ إلا الله و لا نُشرک به شیئاً ..." (سوره آل عمران، آیه 64)