آفتاب مهر - زن و جامعه مهدوی؛ وظایف و مسئولیت‌ها 3
آفتاب مهر
مهدی جان! بر جان‌های خسته‌ی ما آفتاب مهر توست نور امید

زن و جامعه مهدوی؛ وظایف و مسئولیت‌ها 3

یكی از مسائل آسیب زا در حوزه خانواده و استحاله فرهنگی زنان در جامعه ما رشد افكار فمینیستی در بین زنان، بالاخص دختران جوان است. باید آن مدینه فاضله‌ای كه دختران در ذهن خودشان در جایگاه زن در مكتب فمینیستی ساخته‌اند را با تبلیغات اصولی و صحیح خنثی نماییم. جا دارد كه یك نقد جدی پیرامون مسئله فمینیست از منظر زنان آمریكا صورت پذیرد. در حال حاضر منابع بسیار خوبی در دسترس است كه نمایان‌گر اعلام عدم رضایت و اعتراض شدید زنان فرهیخته غرب نسبت به آثار سوء تفكرات فمینیستی در جامعه است. خانم دایان پاسنو نویسنده كتاب فمینیسم راز زنانگی یا اشتباه مدیر مؤسسه مطالعات خانواده در آمریكا می‌نویسد:‌ من به آن‌چه فمینیست‌ها ارائه می‌دهند اعتراض دارم. سعادت و شادمانی حقیقی انسان جز از طریق ارتباط با خداوند میسر نیست. امروز روز نبرد زنان مؤمن است. اگر خدا را بخوانید،‌ به شما پاسخ خواهد داد…

و در جای دیگر كتاب خود می‌نویسد: اگر برای كسب شأن به نهضت فمینیسم متوسل شوید جز ناامیدی بهره‌ای دیگر نخواهید برد. او بر این باور است كه فمینیسم، ارزش‌های اخلاقی ما را از بین برده است.

فمینیسم، زنان ما را مخدوش كرده است، هم‌جنس گرایی را افزایش داده و به شدت تحت تأثیر سلطه آن قرار گرفته است. و نهایتاً فمینیسم، نهاد خانه و خانواده را تضعیف كرده است.

دكتر بهروزلك: متشكر. پیشنهاد من این است كه وظائف و مسئولیت‌ها با تمركز بر نقش زنان نسبت به مادری، محوری و كنش‌گر اجتماعی‌اش را مورد بحث قرار دهیم.

دكتر موسوی: به نظر بنده باید وضعیت زنان را از دو جنبة سلبی و ایجابی بررسی كنیم و این‌كه آسیب‌ها و یا كاركردهای مثبتی از ناحیه زن، متوجه جامعه می‌گردد.

هركدام از اینها دارای یك تقسیم دوگانه‌ است: قبل از ظهور و عصر ظهور.

اولین قسمتی را كه عرض می‌كنم، آسیب‌شناسی زنان قبل از عصرظهور است. برای مثال، بعد از عصر رنسانس یا عصر مدرن، ویژگی‌های عصر مدرن موجب شد كه زنان نتوانند نقشی را كه ادیان به صورت وظایف بر دوش آنان گذاشته‌اند ایفا كنند؛ به طوری كه فمینیسم نتیجه منطقی عصر مدرن است. از جمله كسانی كه به آسیب‌شناسی عصر مدرن ـ فراتر از جنسیت ـ پرداخت، گنون است. وی در زمانی كه در كشورهایی مثل ایران، افراد زیادی از روشن‌فكران، جزء طرف‌داران تكنولوژی و مدرنیته بودند به نقد و آسیب‌شناسی مدرنیته پرداخت؛ به طوری كه در زمان وی، در هفتاد سال پیش در فرانسه كسانی كه اسم رنه‌گنون را می‌بردند از دانشگاه اخراج می‌كردند. وی در آثار خود نكته‌ای را بیان می‌كند كه شاید بی‌ارتباط با بحث ما درباره زنان نباشد. وی معتقد است، عصر مدرن، ویژگی هایی دارد كه به تعبیر ما باعث فطرت گریزی زنان شده است؛ ویژگی‌هایی مثل اصالت فردگرایی یا انسان مداری، علم گرایی افراطی و عقل گرایی افراطی. وی می‌گوید، درست است كه انسان به تكنولوژی و علم دست یافت؛ ولی هویت خود را از دست داد. از جمله این‌كه یكی از ویژگی‌های آسیب شناسانه در عصر ما این است كه زنان از فطرت خویش كه همان زن بودن است، خروج پیدا كرده‌اند. به نظر می‌رسد كه اگر بخواهیم رابطه زن را با دین و مهدویت در پیش از عصر ظهور، بیان كنیم، باید عرض كنیم كه زنان در عصر ما به عنوان مصداق قبل از ظهور از آن فطرت زن بودن خارج شده اند هرچند فمینیسم، امروزه ادعا می‌كندكه ما به تساوی حقوق رسیدیم؛ اما امروزه هم همان جاهلیت پیشین را به گونه هایی دیگر شاهد هستیم. این كه در روایات گفته شده است كه از علائم آخرالزمان این است كه زنان بر مردان مسلط می‌شوندیا قبله مردانند، در واقع نوعی آسیب‌شناسی زنان در متون روایی است.

دكتر بهروزلك: البته مراد از سلبی، یعنی نقش‌های منفی زن.

دكتر موسوی: جنبه سلبی ویژگی‌های زنان، یعنی این‌كه موقعیت زنان را از جنبه آسیب‌شناسی بررسی كنیم كه بعضی از روایات درباره عصر پیش از ظهور، معطوف به وضعیت زنان در این دوره است كه شاید این دسته از روایات در آسیب‌شناسی زنان در قبل از ظهور، قابل توجه باشد.

دكتر بهروزلك: خانم صادقی، شما یك تفكیكی بین عقلانیت و عاطفه كرده اید كه در جای خودش روشن است و روشن شد كه هیچ‌كدام‌یك از اینها محض نیستند. بلكه دارای شدت و ضعف هستند. حال به هر تقسیمی كه خود صلاح می‌دانید بگویید كه منظور از این نقش‌ها چیست؟ یعنی اگر نقش را به معنای ایفای یك‌سری عملكردها و كنش‌ها و كاركردها بگیریم، زن به صورت ایجابی در جامعه مهدوی با توجه به فاكتور عقلانیت به صورت خاص چه چیزهایی دارد كه مال مرد نیست؟

خانم صادقی: بله، البته جهت تكمیل بحث دربارة این كه امروز وظایف زنان چیست، لازم است ذكر شود این‌كه در نظام دینی ما معمولاً این‌گونه مطرح می‌كنند كه وظیفه زن، انسان سازی است و در حقیقت، وظیفه زن را فردسازی مطرح می‌كنند و این در جای خودش صحیح است و نقش اساسی به حساب می‌آید. منتها اكنون بحث را نسبت به جامعه كنونی مطرح می‌كنیم. جامعه مهدوی كنونی و جامعه جهانی كنونی. یك وقت نسبت به آرمان‌ها حرف می‌زنیم، یك وقت نسبت به وضع موجود. اگر در وضعیت موجود به دنیا نگاه كنیم كه انسان سازی چگونه صورت می‌گیرد، آیا انسان سازی در محیط خانواده صورت می‌گیرد یا درمحیط‌های فرهنگی، توسط مساجد، دانشگاه‌ها، مدارس و رسانه‌ها و... صورت می‌گیرد؟ چگونه صورت می‌گیرد؟ فرهنگ سازی امروزه در دنیا توسط چه كسانی صورت می‌پذیرد؟ اگر نگاه واقعی داشته باشیم، می‌بینیم كه امروزه در دنیا وضعیت به گونه‌ای است‌كه این ساختارهای اجتماعی هستند كه انسان‌ها را تربیت می‌كنند و می‌سازند. این یك واقعیت است چه بخواهیم و چه نخواهیم. شما اطراف خودمان را ببینید. پدر و مادر، متدین و مهدوی؛ ولی فرزند جور دیگری است چرا؟!. آیا این پدر و مادر مؤمن نبودند؟ خیر، امروزه در دنیا به گونه‌ای است كه وقتی یك ساختار اجتماعی حاكم می‌شود، سیستم ادارة یك جامعه، این یك اخلاق و یك فرهنگ خاص را بر جامعه حاكم می‌كند و حركت آحاد جامعه را براساس آن شكل می‌دهد.

اصل در نظام سرمایه داری تلذذ است و رفاه و رسیدن به مادیات بیشتر؛ لذا این فرهنگ، حرص، حسد، تنوع گرایی، تجمل گرایی و غیره را هم به همراه خود دارد. وقتی الگوی اقتصادی سرمایه داری را در یك جامعه پیاده می‌كنید حتی اگر جامعه، اسلامی باشد آن اقتصاد سرمایه داری، فرهنگ خود را هم بر جامعه حاكم می‌كند.

دكتر بهروزلك: آیا این بحث‌ها به ساختارگرایی و جبر اجتماعی منتهی نمی‌شود؟ چون ما در اسلام قبول نداریم كه هر چیزی به جبر منتهی شود و ساختار جامعه باشد.

خانم صادقی: خیر، من عرضم این است كه امروزه می‌بینیم جامعه سهم مؤثر بسیاری در تربیت افراد و حتی شكل‌گیری، پایداری یا عدم پایداری خانواده‌ها دارد و به این معنا نیست كه خانواده نقش ندارد، بلكه سهم تأثیر آن نسبت به این بیشتر شده است؛ لذا با توجه به این واقعیت باید حرف زد نه شعارها و آرمان‌هایی كه فعلاً دست نیافتنی است. وقتی كه جامعه، حرف اول را در فرهنگ سازی می‌زند شاید در چنین شرایطی وظیفه اصلی، جامعه سازی باشد؛ یعنی حركت زنان و مردان ما در نظام مهدوی باید به سوی جامعه سازی و ایجاد انقلاب فرهنگی باشد؛ برای ساخت آن مدل‌ها و برنامه‌های اجتماعی و سیستم مدیریت و برنامه‌ریزی كه كاملاً اسلامی باشد.

زن باید وظیفه اصلی خود را اقامة پرچم توحید بداند. برای این منظور نیاز به جامعه سازی است و نیاز به تولید الگوهای دینی واسلامی در جامعه مهدوی است. اگر زن این دو اولویت را در نظر داشته باشد همه كارها و برنامه‌های خود را براساس این هدف برنامه ریزی می‌كند. وقتی كه هدف زن اقامه پرچم توحید باشد، یعنی سطح فكر خود را از اهداف ریز حیات مادی و خرد رها كرده و به سطح كلان و توسعه رسانده و اصلی‌ترین موضوع فكر او موضوعات توسعه نظام باشد در شوهرداری، در تربیت فرزند، در درس خواندن و ... لجستیك و پشتیبان مقام ولایت بوده و تولی به او داشته باشد؛ وقتی این‌گونه باشد اصلاً شكل زندگی متفاوت می‌شود. مصداق آن را هم در زمان جنگ دیدیم. زمانی بود كه زنان ما همه برنامه‌ها و حركات‌شان در مسیر جریان جنگ شكل می‌گرفت، حتی اموال و زینت آلات خودشان را بر محور لجستیك جبهه حق مصرف می‌كردند. منتها باید این شكل تفكر و زندگی را نهادینه كنیم و آن را به شكل مدل به بانوان امروز عرضه نماییم. زن مسلمان ایرانی به جای این‌كه به مسائل مصرفی و تجملی و .... فكر كند باید تفكر كند كه چه سهمی در بالا بردن قدرت اسلام و نظام اسلامی در جهان می‌تواند داشته باشد. هر خانم در هر موقعیتی كه است چگونه می‌تواند به توسعه نفوذ نظام اسلامی كمك نماید و…. لازم است زنان ما قدرت بزرگ خدادادی خود را بشناسند و سعی كنند این قدرت را با عقلانیت، مدیریت كرده و در جهت لجستیك نظام مهدوی به كار بندند.

حضرت زهرا علیها السلام با شناخت دقیق از موقعیت زمان و مكان در هر شرایطی، متناسب با آن شرایط و با قدرت زنانگی خود به دفاع از اسلام و ولایت می‌پردازند. گاهی با اشك‌شان غوغا و حادثه سازی می‌كنند، گاهی در جبهه‌ها، گاهی در راه مسجد، گاهی پشت درِ خانة انصار و وقتی هم در پشت در خانة خود…. قدرت عاطفه این است. یك واقعیت هایی است كه در خلقت قرار داده شده؛ منتها باید برای آنها ساختار سازی كنیم تا از اینها استفاده صحیح شود. نه این‌كه به همان شكلی كه الآن وجود دارد كه ساختار‌های مردانه است و از زنان هم خواسته می‌شود در همین ساختارها حضور پیدا می‌كنند؛ لذا چالش‌های زیادی برای آنها پیدا می‌شود. به طور خلاصه، زنان در درجه اول قدرت عاطفه خود را بشناسند و سیاست یا تدبیر به خرج دادن این عاطفه را به دست بیاورند و آن را در هر موضوعی خرج نكنند. زن، مظهر هنر و سیاست است. فقط كافی است كه چگونگی بهره گیری مفید و مؤثر از این توانایی‌های خود را بیاموزد. بتواند سیاست به كار بردن عاطفه را داشته باشد كه هم بر مرد و هم بر فرزندش اثر داشته باشد وهم در ساختارهای اجتماعی حضور فعال داشته باشد. در این صورت ما شاهد فروپاشی خانواده‌ها به دلیل ناآشنایی با تدبیر منزل نخواهیم بود. این مطلب را بدین جهت گفتم كه در موضوع عوامل فروپاشی خانواده گفته می‌شود كه اصلی‌ترین عوامل دو چیز است: اول، اعتیاد همسر و دوم، نا آشنایی با عملكرد در خانواده (تدبیر منزل یا چگونگی رفتار و برخورد با همسر در منزل) كه خیلی نكته مهمی است كه باید مورد توجه ویژه قرار بگیرد. زنان باید بدانند كه سیاست به كار بردن عاطفه چیست. خرج كردن عاطفه باید كجا باشد كه نیاز به برنامه ریزی و سیاست دهی خاصی دارد كه خود زنان باید در این راه گام بردارند، البته بحث‌های امام شناسی، خودشناسی، مدیریت عواطف، فرهنگ سازی نسبت به مهدویت، ایجاد تحول فكری در خانواده و اجتماع و این‌كه زنان یاد بگیرند كه استقلال فكری داشته باشند و… نیز از موضوعات مهم در روند مهدوی‌سازی جامعه است.

دكتر بهروزلك: نكته‌ای راجع به گفته‌های خانم صادقی عرض كنم كه مد نظر ایشان بوده است و برای فهم بهتر مطالب ایشان یكی از اندیشوران غربی ـ كه اشكالی بر جوامع اسلامی وارد كرده ـ می‌گوید: به اینها می‌گوییم بالاخره باید برای جامعه سازی، افراد لایق را تربیت كنیم و افراد لایق در جامعه سالم، محقق می‌شوند. ایشان اشكال می‌كند كه ما می‌گوییم این‌طور نیست. اگر این طور باشد كه هیچ جامعه‌ای نمی‌تواند جامعه سالم را بسازد. فقط می‌خواستم عرض كنم كه آن چیزی كه از فرمایشات خانم صادقی فهمیده می‌شوداین‌ است كه اگر ایشان به ساختارهای اجتماعی توجه می‌كند، یعنی افرادی را كه ما می‌خواهیم بسازیم، در راستای همین جامعه سازی ما باید كلیت جامعه را بسازیم، اما كلیت افراد همین تك تك افراد است و لذا همین فرد را هم باید با نگاه اجتماعی باشد.

خانم صادقی: بحث جامعه و فرد ورابطه آنها با یك‌دیگر، بحث مستقلی است كه باید در جای خود به آن پرداخت. منظورمن این است كه فرد و جامعه نسبت به هم رابطه تقومی دارند. یعنی نمی‌شود گفت كه فرد، اصل است یا جامعه. هر دو تأثیر و تأثری از هم دارند؛ منتها فرض این است كه در جامعه كنونی ما افراد وعقول به یك حدی از رشد رسیده اند و لازم است كه نرم افزارهای اجتماعی‌ آن تولید شود.

دكتر بهروزلك: تلقی ام این است كه اگر بخواهیم وظیفه زن را در امر ایجاد جامعه مهدوی مطرح كنیم باید از بحث هویت سازی مطرح كنیم .

خانم صادقی از منظر جامعه سازی مطرح كرده‌اند. خانم معین‌الاسلام از منظر این‌كه انسان‌سازی را برجسته كرده‌اند. دكتر موسوی هم از منظر عوامل سلبی بررسی كرده‌اند. من فكر می‌كنم یك منظر دیگر هویت سازی كه در واقع از فردسازی شروع می‌شودتا به جامعه سازی می‌رسد. اگر بخواهیم هویت را معنا كنیم، هویت عبارت است از چیستی انسان و این‌كه چه كسی هست و چه كسی نیست. در جامعه شناسی هویت عبارت است از وجه همسانی انسان‌ها در حكومت اسلامی. مسلمانان خود را پیرو وحی پیامبر معرفی می‌كردند. و این عشق و علاقه آن‌قدر بود كه یثرب، تعبیر به مدینه النبی و شهر پیامبرشد، اما اگرچه ما در جامعه توحیدی زندگی می‌كنیم، ولی این هویت سازی در زندگی ما با یك نمادهایی ساخته می‌شوند. نقش پیامبر در مدینه، اساسی و بنیان‌گذار بود. نقش امام هم پس از پیامبر تأثیر گذار است كه «من مات ولم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیة» و دعای «اللهم عرفنی نفسك» كه خانم معین‌الاسلام فرمودند تا این‌جا كه می‌فرماید: «اللهم عرفنی حجتك فانك ان لم تعرفنی حجتك ضللت عن دینی» معرفت امام نقش كاملی دارد. مرد و زن در هویت سازی خود، تنها كافی نیست كه بگویند بنده خداییم؛ بلكه بنا بر تفكر شیعی، باید یك حجت حی و زنده داشته باشد؛ لذا نقش امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف این طور نیست كه خارج از وجود ما تصور شود. پس اولین مسئله، این‌كه امام زمان را باید در وجود خودمان بیابیم. پس اگر معرفت امام در خودشناسی و خداشناسی من اثر دارد در این زمینه زن و مرد هر دو مساوی اند؛ اما وقتی در مرحله عمل، نقش‌های زن و مرد می‌آید، زن به ویژه این هویت سازی را در فرزند خودش ایجاد كند، یعنی فضاسازی می‌كند كه این هویت شكل بگیرد؛ لذاباید راه‌هایی را پیدا كنیم كه براساس آن چطور این سرشت فرزند ما با نام مبارك حضرت عجین شود. اگر می‌بینیم زنان بزرگی مثل مادر سید مرتضی وسید رضی با داشتن وضو فرزندان خود را تربیت می‌كنند یك نوع هویت سازی است. در عصر غیبت باید با قصه، داستان و تذكر، این زن، بچه را ـ چون در درون خانواده، محور زن است ـ هویت سازی بكند.

دیگری، تواصی است. سوره والعصر كه بعضی تفسیر به حضرت كرده اند را برای فرزند تفسیر كند و این هویت را به فرزندش منتقل كند. در اعیاد شعبانیه با نشست و برخاست‌ها و زنده نگه داشتن یاد حضرت هویت سازی را تجلی می‌دهد.

اما عرصه سومی كه باید هویت سازی را جدی گرفت، جامعه مهدوی است كه نقش زن این است كه اگر جامعه‌ای را می‌بیند كه نام مهدی در آن زنده نیست خودش را حركت دهد تا هویت انسان‌ها شكل بگیرد. یك مثال در شهر قم بگویم كه كودكان به شیوه قمی‌ها اعیاد شعبانیه را تكریم می‌كنند، نقش مادر در همین كه شرایط را فراهم كند و فرزندش را تشویق كند به این‌كه این كار را انجام دهد، فكر می‌كنم اگر این را مدنظر قرار دهیم كه زن چگونه در نظام جامعه و اجتماع هویت سازی كند، می‌توانیم یك نقش جدی را برای ایفای نقش زنان نسبت به عرصه مهدوی ارائه كنیم.

خب، حال می‌خواهید سؤال‌های دیگری را مطرح كنیم یا بحث را باز بگذاریم تا هر كس بحث مورد نظر خودش را مطرح بنماید.

خانم معین الاسلام: مباحث مطرح شده، افق‌های جدیدی را باز كرده كه نشان می‌دهد جای كار بسیاری وجود دارد و لذا از برگزاری این جلسات باید تشكر كرد. اما باید نسبت به بحثی كه خانم صادقی مطرح كردند كه كسی انسان‌‌ها را تربیت بكند، باید نكته‌ای عرض كنم كه الان جامعه غرب قصد دارد خانواده را خلع سلاح كند و اعتماد به نفس خانواده را در تربیت فرزندان از بین می‌برد؛ به سبب این كه اینها در تحقیقات خودشان به این نتیجه رسیده‌اند كه تا خانواده است و از ثبات كافی برخوردار است طبیعتاً تمام نقشه‌های دشمن، نقش بر آب است؛ چون نقطه ثقل جامعه، خانواده است. ویلیام كاردنر در كتاب خود به نام جنگ، علیه خانواده خیلی زیبا این مسئله را مطرح می‌كند. ایشان می‌گوید خانواده، موتور مولد همه ارزش‌های حیاتی جامعه است. ولی با كمال تأسف، امروزه با مسائلی چون آزادی جنسی، ازدواج كمتر، طلاق آسان، هم‌جنس بازی بیشتر، چند همسری، افزایش خانواده‌های تك سرپرست، فرزندان تنها در خانواده و تمام اینها كه با هم مرتبط هستند به جنگ علیه خانواده رفته‌ایم. و تافلر هم در كتاب «موج سوم» مطرح می‌كند كه اگر می‌خواهیم بچه‌ها احساس گناه نكنند باید نسبت به كار زشتی كه انجام می‌دهند خانواده را دچار ویرانی نماییم. نقش خانواده بسیار مهم است تجربه هم نشان می‌دهد كه بچه‌ها وقتی وارد اجتماع بزرگ‌تری می‌‌شوند، مثلاً در دانشگاه‌ها منفعل می‌‌شوند و تأثیر می‌پذیرند كه نشان می‌دهد در خانواده مستحكم و با تربیت اصولی بزرگ نشده‌اند. تجربه نشان می‌دهد به میزانی كه خانواده سعی و تلاش خردمندانه و آگاهی و بینش دینی داشته باشد می‌تواند در تربیت نسل ولایی موفق باشد. در آموزه‌های دین از لحظه انتخاب همسر،‌ انعقاد نطفه و شیر دادن و … دستور داریم. چند درصد از جامعه ما چنین قدم‌هایی را برمی‌دارد و براساس آنها تربیت می‌كند تا هم انتظار داشته باشیم كه نسل ولایی داشته باشیم و این را در خانواده‌ها می‌توانیم به خوبی مشاهده كنیم. واقعاً اگر خانواده‌ها آن اهتمام جدی را نسبت به تربیت فرزندان داشته باشند قطعاً الان هم علیرغم تمام تدابیر دشمن می‌توانند مؤثر باشند و این كه بگوییم خانواده نقشی ندارد و این جامعه است كه تربیت می‌كند چیزی است كه دشمن می‌خواهد و می‌خواهد ما را منفعل كند و بچه‌ها را بسپاریم به دست جامعه. در حالی كه اگر پدر و مادر، مقید به رعایت آداب اسلامی باشد؛ به طوری كه ازدواج و انعقاد نطفه و شیر دادن و… همه براساس آداب الهی باشد و هم‌چنین آشنا به تحولات جامعه و ساز و كارهای تربیتی باشد قطعاً می‌تواند حرف اول را در تربیت بزند. لذا باید خانواده را تقویت كنیم. به نظر می‌رسد در یك برنامه فرهنگی گسترده باید روی توان‌مندسازی خانواده، بالاخص خانواده، سرمایه گذاری شود و راهكارهای مقابله با تدابیر دشمن برای تخریب هویت دینی فرزندان را به آنان نشان دهیم. به خانم‌ها باید اعتماد به نفس داد. تجربه نشان می‌دهد كه هر وقت به آنها آگاهی دادیم چنان اعتماد به نفس بالایی پیدا كرده‌اند كه در عرصه تبلیغ و تربیت و … احساس توان‌مندی می‌كنند. ما باید آموزه‌های دینی را در جامعه احیا كنیم. الان واقعاً عملكردمان در زندگی و تربیت براساس میل و هوای خودمان است نه آموزه‌های دینی.

خانم صادقی: بحث خانواده، بحث مفصلی است كه در جای خود نیاز به بحث دارد. منتها در پاسخ خانم معین‌الاسلام، چند سؤال مطرح می‌كنم؛ ما خانواده را اصل می‌دانیم و در قانون اساسی‌مان نیز از خانواده به عنوان هسته اولیه یاد كرده‌ایم. این صحیح، اما داریم نسبت به جامعه كنونی و واقعیت‌هایی كه وجود دارد حرف می‌زنیم. سؤال داریم كه اگر اصل است ـ كه هست ـ در جامعه كنونی ما در بین اهداف نظام برای تحكیم بنیان خانواده و برای ساخته شدن بنیان خانواده چه برنامه ریزی هایی صورت می‌گیرد. می‌گویید در دنیا می‌فرمایید دارند خانواده را نابود می‌كنند و برای این منظور، قانون درست می‌كنند، هم‌جنس گرایی را ترویج می‌كنند و برای از بین بردن بنیان خانواده، بستر سازی می‌كنند؛ یعنی خود خانواده هم متأثر از قوانین و برنامه‌های اجتماعی است. البته این بحث بسیار عظیمی است كه دنیای غرب برای ما ایجاد كرده؛ ولی ما بستر سازی مناسبی نكرده‌ایم. واقعیت‌های دیگر را هم باید ببینیم. فرزندان ماوقتی وارد جامعه می‌شوند واقعاً نهادهایی كه در شكل گیری فرزند و خانواده تأثیر دارند و بسیار متعدد هستند؛ مثل مدرسه، دانشگاه‌ها، فرهنگستان‌ها و... امروزه نمی‌توان ثابت كرد كه تأثیر گذاری خانواده بر فرزندان قوی‌تر از تأثیرگذاری جامعه بر فرزندان است. در واقعیت امر، خانواده، محل تولید اخلاق و فرهنگ است؛ لذا این خانواده باید در ساختارهای اجتماعی محور قرار گیرد و برای محوریت یافتن آن برنامه‌ریزی و بسترسازی شود.

دكتر بهروزلك: از حضور اساتید دردفتر فصلنامه بسیار سپاس‌گزاریم.

یكی از عرصه‌های مهم در بحث مهدویت، موضوع زن و مهدویت است و یقیناً چنین گفت‌وگویی، فتح باب است و نه ختم بحث. و مخاطبان ما هم باید در آینده ـ انشاءا... ـ بحث را همراهی كنند تا با اصلاح جامعه همراه شود و زمینه‌ساز جامعه زیبای مهدوی باشد.

 

منبع: فصلنامه انتظار موعود شماره 22 - ویژه امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات