آفتاب مهر - زن و جامعه مهدوی؛ وظایف و مسئولیت‌ها 2
آفتاب مهر
مهدی جان! بر جان‌های خسته‌ی ما آفتاب مهر توست نور امید

زن و جامعه مهدوی؛ وظایف و مسئولیت‌ها 2

دكتر بهروز لك: من هم دیدگاهی دارم كه عرض می‌كنم. یكی از بحث‌هایی كه می‌توانیم درباره زن و مهدویت در عصر غیبت داشته باشیم، توجه به این نکته است که نظام اعتقادی، همواره به صورت شبکه‌ای و نظام است و نمی‌شود بخشی از آن را گرفت و بخش دیگر را نادیده گرفت. در واقع، آن‌چیزی که می‌خواهم بگویم، این است كه زن و مهدویت را اگر مستقلاً هم مورد توجه قرار بدهیم، نمی‌توانیم آن را در خلا مورد بررسی قرار دهیم. زن، بخشی از نظام خلقت و اجتماع انسانی است، مرد هم بخشی از این نظام است و یک رابطه تعاملی در بین آنها وجود دارد و اگر خداوند در قرآن می‌فرماید که (یا ایها الذین آمنو استجیبوا لله و للرسول اذا دعاكم لما یحییكم ) به این معناست كه انسان‌ها همه باید به سوی آن حیات، قدم بردارند و حرکت کنند؛ آن حیات هم در واقع اجابت خدا است. اگر این کانون نظام توحیدی ماست، هر کدام از زن و مرد به عنوان عناصر اجتماعی باید جایگاهی پیدا کنند که در تعامل با یک‌دیگر باشند. پس اگر ما مسئله زن و مهدویت را مورد مطالعه قرار بدهیم باید به این توجه کنیم که در این امر، زن و مرد جدای از هم نیستند و یک نوع تعامل و مکملیت نسبت به هم دارند.

اگر می‌بینیم پیامبر گرامی اسلام صل الله علیه و آله و سلم وظایفی را برای حضرت فاطمه علیها السلام معین می‌کند و وظایفی را برای حضرت علی علیه السلام، اما هنگامی که نوبت دفاع از ولایت می‌رسد، حضرت فاطمه علیها السلام در مسجد حاضر می‌شود و از حریم ولایت دفاع می­کنند. پس نکته اول این است كه باید نقش زن و مرد در زمینه مهدویت، مکمل یک‌دیگر باشد. حتی اگر آنها وظایف مستقلی در این زمینه دارند، اما در مجموع، این وظایف و نقش‌ها مکمل یک‌دیگر است.

نکته دیگر، وجود همین نقش‌های اختصاصی زن و مرد در زمینه مهدویت است. لذا باید در بحث خود بر این محور تمرکز بکنیم. باید نقش‌های مختلف زنان را در ارتباط با آموزه مهدویت اسلامی، شناسایی و بررسی کنیم. این نقش‌ها خود در ابعاد و عرصه­های مختلفی مطرح است. در زندگی فردی، مباحث خاصی مطرح است. در زندگی اجتماعی، مباحث دیگر. حتی در زندگی خانوادگی نیز می­توان نقش‌ها و وظایف خاصی را شناسایی کرد. هم چنین می­توان این نقش‌ها و وظایف خاص زن را از منظر زمانی و مقاطع مختلف تاریخی بررسی کرد. زن مسلمان، نقش‌ها و وظایف خاصی در عصر حضور معصومین علیهم السلام داشته است؛ وظایفی در فرایند تولد حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، وظایفی در عصر غیبت ـ چه غیبت صغری و چه غیبت کبری ـ و وظایف و نقشهای خاصی را برای زن مسلمان می­توانیم در عصر ظهور و فرایند انقلاب و آرمان‌شهر مهدوی شناسایی کنیم. هر چند هر کدام از این ابعاد مهم بوده و نیازمند بحث و گفت‌وگو است، اما به نظر می­رسد با توجه به وضعیت جامعه ما که در عصر غیبت امام زمان خویش به سر می­برد، مقتضی است که اولویتی به این بحث بدهیم و وظایف و نقش‌های زنان را در عصر غیبت و زمان کنونی بررسی کنیم. طبعاً این‌جا مباحث گسترده­ای وجود دارد که باید تلاش کنیم آنها را در حد امکان مطرح نماییم.

نکته سوم این است که فکر می‌کنم که نقش‌های ویژه اساسی زن را در مهدویت در سه عرصه مختلف و در واقع در سه برش مورد توجه قرار بدهیم. البته شاید در برخی از آنها هنوز تفکیک جنسیتی مشکل باشد. اولین مسئله، نقش فردی زن مسلمان است. در عرصه فردی لازم است كه تمامی انسان‌ها براساس فرمایش حضرت علی علیه السلام، «رحم الله امرءاً عرف قدره»؛ خودشناسی كنند و بفهمند كه چه کسی هستند و چه کار باید بکنند؟ البته این وظیفه مشترک زن و مرد است، اما هر کدام از زن و مرد باید خود را در موقعیت خاص خویش مورد توجه قرار بدهند. عرصه دوم، عرصه خانواده است. وقتی زن و مرد خودشان را شناختند و در تعامل با یک‌دیگر زندگی مشترک را شروع کردند، نقش خانوادگی آنها شکل می­گیرد. زن و مرد در این‌جا وظایف خاصی را برعهده می‌گیرند. طبیعت و جهان خلقت بدون این‌که انتخاب بکنیم، وظایفی را بر عهدة زن و مرد قرار داده است. تفاوت در نوع اندام خلقت، در قوای وجودی طبیعی است که تفاوت‌هایی را در نقش‌ها برای ما ایجاد نمایند. این تفاوت برای خودش یک سری وظایفی را هم برای ما ایجاد می‌کند كه اختصاصی می‌شود. من فکر می‌کنم وظایف زن و مرد را در ارتباط با مباحث مهدویت از این منظر خانوادگی هم باید مورد توجه قرار بدهیم.

یک سری عرصه‌هایی وجود دارد که عرصه اجتماعی هستند. مثلاً درست است که زن در خانواده متولی پرورش اصلی کودک است؛ اما مرد هم آن‌جا مکمل است. هرچند زن مباشرت بیشتری دارد، مرد هم این‌جا نقشش را ایفا می‌کند، اما در عرصه اجتماعی می‌توانیم این نقش‌‌ها را جدی‌تر بگیریم و بالفرض اگر تنها فرزند خودمان را و فرزندان جامعه را در واقع تربیت می‌کنیم، زن‌ها و مردها هریک وظیفه‌ای دارند كه فکر می‌کنم این سه تا برش را اگر به صورت مجزا از هم در رابطه با مهدویت مد نظر قرار بدهیم می‌توانیم نقش‌های متمایز زن و مرد را در عرصه مطالعات زن و مهدویت با توجه به نقشی که در رابطه با غیبت خواهیم داشت، شناسایی بکنیم.

خوب با توجه به این که کلیاتی از مباحث مطرح شد و بحث را می‌توانیم پیش ببریم، بهتر است که پس از سؤال اول با تمرکزی، سؤال دوم و یا سوم را یک‌جا بیان کنید و در این‌جا هم تمایز میان زن و مرد را بگویید و هم آن وظایف خاصی که هریك ایفا می‌کنند بیان كنید.

خانم معین الاسلام: فكر می‌كنم اگر سؤال سوم مطرح بشود و تمایزش هم مشخص بشود و بعد سؤال دوم، كه وظایف زنان در مباحث مهدویت در شرایط كنونی مشخص خواهد شد. حال در تكمیل مباحث گذشته كه مطرح شد ضروری است به این نكته اشاره شود كه در تفكر مهدویت، نگاه به زن، همان نگاهی است كه در سیره علوی و نبوی وجود داشته؛ یعنی هیچ تفاوتی نمی‌كند. چون در روایات ما آمده كه حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در واقع سیره نبوی را احیا و ادامه خواهند داد و تحقق بخش اهداف رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم خواهند بود. در جاهلیت اول در زمان جاهلیت قبل از بعثت حضرت رسول اكرم صل الله علیه و آله و سلم انسانیت را از زن گرفتند و در جاهلیت مدرن همان طور كه خانم صادقی اشاره كردند، زن بودن را از زن می‌گیرند؛ ولی در تفكر نبوی و مهدوی در واقع هم حفظ انسانیت زن مطرح است و هم حفظ زن بودنِ زن مطرح است. زن به عنوان یك انسان در جامعه مهدوی و هم‌چنین زن به عنوان یك زن در جامعة مهدوی، وظایفی را عهده‌دار می‌‌باشد كه برخی از آنها با مردان مشترك می‌باشد و اما به عنوان یك زن عضو جامعه مهدوی، مسئولیت‌ها و رسالت‌های خاص خودش را هم دارد، اما اگر بخواهیم بیشتر روی آن وظایف خاص زنان متمركز بشویم باید ببینیم كه چه جایگاهی در نظام تربیتی اسلام برای زن قائل شده‌اند. مسئولیت انسان سازی، بهترین رسالت زن در نظام تربیتی اسلام است. همان نقشی كه معمار انقلاب حضرت امام خمینی رحمه الله علیه هم به زیبایی به آن اشاره نموده‌اند كه همان طور كه قرآن انسان‌ساز است. زن هم انسان ساز است؛ اصیل‌ترین نقشی را كه زن در جامعة كنونی می‌تواند به عنوان یك زن داشته باشد در این جامعه گویی پرداختن به همین نقش است، یعنی نقش انسان سازی است. اكنون، عمده‌ترین خلأیی كه در جامعة كنونی داریم این است كه دچار یك نوع انفعال در مسئله انسان سازی شدیم، یعنی در عرصه تربیت فعالانه برخورد نمی‌كنیم. در مقابل كلیه فعالیت‌ها و فعل و انفعالاتی كه از طرف بیگانه صورت می‌گیرد منفعل شده‌ایم. ما باید این نقش فعال را كه نقش انسان سازی است را اصالت بدهیم. آیت الله جوادی آملی در یكی از مباحث‌شان مطرح می‌كردند كه اگر زن، اصالت را به شغل مادری و همسری ندهد از صراط مستقیم خارج است؛‌ یعنی برخلاف دیدگاه فمینیستی كه مادری را و همسری را یك نوع بردگی می‌بینند و یك شغل منفعل می‌دانند، در نظام مهدوی، مادری و همسری یك شغل كاملاً اصیل است. عمده‌ترین نقشی كه زن می‌تواند ایفا كند این نقش است؛ نقش انسان سازی و تأمین نیروی انسانی جامعة مهدوی كه این می‌تواند بزرگ‌ترین خدمت فرهنگی به یك جامعة مهدوی در عصر حاضر باشد. مسئله بعد نقشی است كه زن به عنوان نیمی از پیكرة جامعه منتظر و تأثیرگذار در نیمی دیگر از جامعه می‌تواند داشته باشد. پس در واقع، زن می‌تواند با هنرنمایی، تمامی جامعه را تحت تأثیر قرار دهد و می‌تواند در احیای فرهنگ مهدوی در جامعه یا تخریب آن به عنوان یك عنصر فعال و مؤثر نقش آفرینی نماید. حضرت امام می‌گویند: زن، نقش رهبری را دارد، نقش پیش تازی را دارد. نهایتاً زن می‌تواند در عرصه فرهنگ جامعه ما بیشترین تأثیر را داشته باشد؛ لذا این نقش فرهنگ سازی زنان در عرصه‌های فرهنگی در جامعة كنونی را نباید فراموش كنیم؛ چرا كه زنان با توجه به ویژگی‌های خاص خودشان، وقتی به عنوان یك معلم، یك مربی و یك عنصر فرهنگی در جامعه نقش آفرینی می‌كنند، تحول آفرین می‌شوند و می‌توانند یك جامعه را به سوی تعالی و رشد و یا یك جامعه را به سوی انحطاط ببرند. زنان، آمیزه‌ای از عقل و احساس‌اند كه اگر از این دو ابزار به خوبی بهره جویند، می‌توانند حركت‌های خوبی در جامعه ایجاد نمایند. حالا البته به این شدت كه سركارخانم صادقی گفتند كه مردان، عقلانیت محض‌اند و زنان عواطف محض هستند را به این شكل نمی‌پذیرم. حتی اگر بخواهیم زن را به عنوان یك انسان بپذیریم، یك انسان هم مظهر عقلانیت و هم مظهر عواطف است. نمی‌تواند این دوتا را نداشته باشد.

خانم صادقی: محض بودن را من عرض نكردم؛ بلكه مظهر عاطفه هستند.

خانم معین الاسلام: اگر زن را به عنوان یك انسان بپذیریم، یك انسان كامل هم مظهر عقلانیت است و هم مظهر عواطف.

خانم صادقی: هر دو در وجود هر دو جنس است، ولی آن‌چه را که می‌بینیم و علما نیز می‌فرمایند: زن مظهر جمال است و مرد مظهر جلال. این به این معنا نیست که در زن جلال نیست و در مرد جمال نیست. ضمن این‌كه وقتی صحبت از مدیریت عاطفه توسط خود زنان می‌شود به این معناست كه لازم است عاطفه شان را با عقلانیت خود، سازمان‌دهی كنند و در خدمت مسائل مختلف زندگی فردی، خانوادگی، اجتماعی و جهانی قرار دهند.

خانم معین الاسلام: بنده از سوء برداشتم عذر می‌خواهم؛ ولی به هر حال، فكر می‌كنم كه یك زن هم با عقلانیت، یعنی با كمال عقلانی خود و هم با بهره‌گیری از عواطف سرشار انسانی می‌تواند یك تأثیر پایدارتر و ماندگارتری در جامعه داشته باشد. به همین جهت است كه مهاجمان فرهنگی ما برای تخریب فرهنگی جامعه از زنان استفاده می‌كنند؛ به سبب این كه زنان، نقش خیلی جدی در مسئله فرهنگ سازی دارند؛ لذا عمده‌ترین وظایفی كه زنان بعد از مسئله پرورش نیروی انسانی و تأمین نیروی انسانی در شرایط فعلی دارند، تأثیر گذاری بسیار بالای آنهاست. زن می‌تواند در عرصه فرهنگ،‌ اخلاق، معنویت و سیاست كه از عناصر اصلی تمدن است،‌ تأثیرگذار باشد. به نظر بنده، ارتباط تنگاتنگی بین فرهنگ عاشورا با فرهنگ مهدویت وجود دارد. می‌بینیم كه امام حسین علیه السلام بعد از این كه مورد سؤال قرار می‌گیرد كه چرا زنان را با خودتان می‌برید، جواب می‌دهند كه خداوند اراده كردند كه این زنان با ما باشند، این اراده الهی در دخیل كردن زنان در تكمیل و به هر حال به سامان رساندن جریان عاشورا نشان دهنده آن نقش بسیار حساس و كلیدی و محوری است كه زنان می‌توانند داشته باشند و گویا بیان‌گر این مسئله است كه اگر زنان در جریان عاشورا نباشند نهایتاً تمامی اهداف بلند مكتب عاشورا تحقق پیدا نخواهد كرد. در جامعه كنونی ما زنان می‌توانند خیلی مؤثر باشند و نقش جدی در مباحث مهدویت داشته باشند و برای این كه بتوانند رسالت‌های خودشان را هم در زمینه تأمین نیروی انسانی به عنوان مادری و همسری و هم به عنوان یك انسان در جامعه مهدوی ایفا بكنند، چند وظیفه را باید انجام بدهند؛ یكی از مهم‌ترین وظایف‌شان این است كه همان طور كه هر انسانی در جامعه مهدوی می‌خواهد ثبات قدم در دین داشته باشد و دین‌مداری خودش را بتواند در این عرصه حفظ بكند باید مهدی شناسی كند؛ یعنی شناخت نسبت به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف‌ در دعای معروف «اللهم عرفنی حجتك…» تا آن‌جا كه می‌فرمایند كه اگر حجت خودت را به ما نشناسانی؛ از دین خودم، من گمراه می‌شوم. واقعاً یك واقعیتی است كه ما بدون شناخت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در این عرصه نمی‌توانیم دین خودمان را حفظ بكنیم؛ لذا یكی از مهم‌ترین وظایف زنان و رسالت‌های آنان منتظرپروری است و برای انجام این رسالت باید امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را خوب بشناسند تا بتوانند فرهنگ مهدوی را و عشق به حضرت را در نهاد فرزندان خود نهادینه كنند و اگر قرار است به عنوان یك انسان در جامعه مهدوی ایفای نقش كنند شناخت نسبت به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف‌ یكی از عمده‌ترین وظایف زنان است كه البته من بحث دیگری را در این رابطه داشتم كه از آن فاكتور می‌گیرم.

بحث دیگری كه زنان در جامعة فعلی،‌ باید به عنوان یك وظیفه انجام بدهند، افزایش خردورزی و خردمندی زنان است؛ همان‌طور كه حضرت علی علیه السلام فرمودند، در عرصه عقل، زنان از نوعی نقصان عقلی به سبب غلبه عواطف برخوردارند كه باید این نقصان جبران گردد و به كمال عقلی برسند. آن‌جایی كه مسئله مشورت زنان با حضرت مطرح می‌‌شود، حضرت علی علیه السلام می‌گویند:‌ «با زنان مشورت نكنید مگر این‌كه مطمئن باشید كه اینها به آن كمال عقلانی رسیده‌اند»، فكر می‌كنم زنان باید به هر حال در ارتباط با افزایش خردمندی و آن تكامل عقلانی خودشان بیشتر كار كنند؛ مخصوصاً در عرصه فعلی كه برای تثبیت دین‌داری و دین‌مداری و انجام رسالت دینی، مسئله عقلانیت از جایگاه مهمی برخوردار است. مسئله دیگر، فهم تحول جهانی است؛ یعنی خانم‌ها هم به عنوان یك مادر و هم به عنوان یك همسر و هم به عنوان یك انسان در جامعة مهدوی واقعاً‌ باید تحولات جهانی را منتها در چهارچوب اندیشه الهی كاملاً خوب بشناسند، یعنی زمان شناس باشند. همان طور كه حضرت علی علیه السلام‌ فرمودند كه «هر كس كه زمان را خوب بشناسد خودش را آماده می‌كند». واقعاً زنان باید یك آمادگی در خودشان برای هم منتظرپروری و هم انجام رسالت‌های مهدوی، ایجاد كنند و این آمادگی ایجاد نمی‌شود، الا این‌كه ما فهم خوبی نسبت به تحولات جهانی داشته باشیم؛ منتها یك فهم همراه با درد؛ البته اگر فهم خوبی نسبت به تحولات جهانی داشته باشیم درد هم به دنبال این فهم خواهد بود. زنان نمی‌توانند خودشان را از برنامه‌هایی كه در ارتباط با ظهور و افول تمدن‌ها و تلاش‌هایی كه الان صورت می‌گیرد خودشان را منفك از این قضایا بكنند. در جریان عاشورا این مسئله را مكرر شنیدیم كه حضرت زینب علیها السلام در حادثه عاشورا ضمن تأمین نیازهای عاطفی اطرافیان و انجام رسالت‌های مخصوص خود دقیقاً در جریان فعل و انفعالات دشمن و حالات یاران امام حسین علیه السلام بودند و حتی به موقع سعی می‌كردند با دقت نظر در احوالات یاران امام حسین علیه السلام به حضرت، ضرورت اعتماد پیدا كردن به میزان وفاداری یاران را گوشزد كنند و به هرحال، ایشان در طول جریان عاشورا ـ چه قبل از عاشورا و چه در زمان اسارت ـ با نگاه دقیق و ژرف بین خود، كاملاً متوجه مسائل پیرامونی خود و تحركات دشمن بودند و با درایت، برنامه‌های دشمن را خنثی می‌كردند و حتی از فرصت‌ها بیشترین بهره را می‌بردند. الان بحث جدیدی داریم، بحث ناتوی فرهنگی كه این همه مقام معظم رهبری، آن را مطرح می‌كنند؛ اگر زن به عنوان یك مربی در جامعة مهدوی، ناتوی فرهنگی را نشناسد و اگر ابزار ناتوی فرهنگی را نشناسد و اگر راهكارها و راهبردهای مقابله با ناتوی فرهنگی را نشناسد، واقعاً نمی‌تواند در منتظرپروری موفق باشد و نمی‌تواند در ایفای رسالت‌های خودش موفق باشد؛ لذا این بحث آگاهی به زمان و تهدیدات زمان و فرصت‌هایی كه الان است آگاهی‌های جدی است كه واقعاً باید زنان ما این آگاهی را پیدا كنند؛ هر چه این آگاهی‌ها بیشتر بشود حساسیت‌شان نسبت به مسئولیت‌ها و رسالت‌هایشان بیشتر می‌‌شود و دقت نظرهایشان نسبت به مسئولیت‌هایشان بیشتر می‌شود…

ادامه دارد...

منبع: فصلنامه انتظار موعود شماره 22 - ویژه امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic