به دنبال برگزاری میزگردهای علمی با حضور کارشناسان مباحث مهدویت، به بررسی موضوع زن و مهدویت پرداختهایم. عمده سوالاتی که در این زمینه مطرح است، عبارتند از:
1. وجوه ارتباط مباحث مهدویت با زنان در كدام عرصهها ممكن و قابل طرح است؟
2. وجوه تمایز و تشابه نقش زنان در عرصه مباحث مهدویت با مردان در جامعه امروز چیست؟
3. وظایف خاص زنان در باب مباحث مهدویت در شرایط كنونی كدام است؟
4. زنان جامعه اسلامی برای ایفای بهینه وظایف و مسئولیتهای خود میبایست دارای چه صفات و ویژگیهایی باشند؟
5. مهمترین وظایف تربیتی زنان به عنوان مادر در ترویج فرهنگ مهدوی چیست؟
6. مهمترین وظایف زنان جامعه اسلامی امروز به عنوان یك همسر در جامعه مهدوی امروز چیست؟
7. مهمترین وظایف زنان به عنوان یك عضو جامعه مهدوی چیست؟
8. ایفای وظایف مربوط به مهدویت چه تأثیرات و كاركردهایی را برای زن امروز به همراه دارد؟
9. مباحث مهدویت چگونه میتواند چالشها و ضعفهای جریانات فكری موجود در فمنیسم رایج را پاسخ دهد؟
10. راهكارهای بهینه سازی ایفای نقش و وظایف زنان در جامعه مهدوی امروزی چیست؟
در این میزگرد با حضور کارشناسان محترم، صرفاً به بررسی برخی از این مباحث پرداختهایم. امیدواریم در فرصتهای آتی، دیگر محورها نیز مورد بحث و بررسی قرار گیرد.
دكتر بهروزلك: بحثی که ابعاد و زوایای آن در اینجا مطرح خواهد شد، زن و مهدویت و نقش زنان در ارتباط با مباحث مهدویت است، به عبارت دقیقتر: «زن و جامعه مهدوی؛ وظایف و مسئولیتها». از کارشناسان محترم، آقای دكتر سید رضی موسوی و خواهران محترم، سركار خانم مریم معینالاسلام و سركار خانم شیده صادقی که در این جلسه حضور یافتهاند، سپاسگزارم.
در آغاز، چند تذکر لازم است. بحث ما صرفاً درباره نقش زنان در جامعه مهدوی در عصر غیبت است. بدون تردید، زنان در عصر ظهور و فرایند ظهور نیز نقشهای مهمی دارند. در روایات آمده است که حداقل 50 نفر از زنان جزء 313 نفر یاران خاص حضرت خواهند بود. ما در این جلسه به عصر ظهور نخواهیم پرداخت. آن بحث را طبعاً در فرصتی دیگر میتوان دنبال كرد. آنچه برای ما ـ و شاید برای جامعه امروز ـ مهم است، این میباشد كه درباره عصر غیبت تمرکز کنیم و نقش زنان را در جامعه مهدوی منتظر و در عصر غیبت مطرح کنیم. دومین نکته این است که مباحث را از منظر نقش و مسئولیتهای زنان مرور کنیم. بنابراین محور نخست بحث ما، ترسیم ارتباط کلی مباحث مهدویت با زنان است.
خانم صادقی: یکی از مباحث مقدماتی، بحث وجوه تمایز و تشابه نقش زنان در مباحث مهدویت با مردان است و اینکه وظایف خاص زنان چیست؟ مهمترین وظایفی که بانوان به عنوان عضو جامعة مهدویت دارند چه اموری میتواند باشد؟ فکر میکنم اینها برای شروع بحث، مناسبتر باشد.
خانم معین الاسلام: در ارتباط با مسئله زنان و ارتباطشان با مباحث مهدویت، بر این باور هستم كه كسانی كه به نوعی، مرتبط با مباحث مهدویت هستند و میخواهند گامی را در این راستا بردارند، اولین بحثی را كه باید مورد مداقه و بررسی قرار دهند، اهمیت نقش زنان در ارتباط با مباحث مهدویت است. غالباً، متولیان فرهنگی، ناباورانه به این مباحثی كه در ارتباط با زنان هست، نگاه میكنند؛ چرا كه فكر میكنم هنوز جایگاه واقعی زنان در عرصه فرهنگ، برای دینداران ما مشخص و معلوم نشده است؛ حداقل برای كسانی كه متولیان فرهنگی جامعة ما هستند. اگر متولیان فرهنگ، این جایگاه را باور كنند، جدیتر به مسائل زنان میپردازند و گامهای اساسیتر و اصولیتری را برمیدارند. بعضاً مشاهده میشود كه مباحث، مقداری حالت مقطعی دارد و گاهی مواقع هم براساس اینكه اقتضای جامعة ما این است كه نیم نگاهی هم به مسئله زنان داشته باشیم، به مباحث فرهنگی زنان میپردازیم. لذا فكر میكنم نقش زنان در مهدویت و جایگاه شایسته آنان باید مورد شناسایی و باور قرار گیرد.
البته اینكه فرمودید بحث ظهور و غیبت را از هم جدا كنیم، اینها خیلی تفكیكپذیر نیست. چون به هرحال، عصر غیبت، زمینهساز ظهور است و نمیتوانیم اینها را از هم جدا كنیم. اگر واقعاً ما به این باور برسیم كه روایات متعددی داریم كه جنابعالی هم به آن اشاره كردید؛ از جمله آنها اینكه امام باقر علیه السلام فرمودند كه در میان 313 نفر از اصحاب امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، از یاران امام زمان 50 نفر زن هستند، پس به نظر میرسد كه خداوند به عنوان طراح حكومت جهانی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف برای زنان، یك جایگاه بسیار رفیع و بلندی را در این حكومت قائل شدهاند و قطعاً برای زمینه سازی ظهور هم میتوانند نقشهای بیبدیلی داشته باشند.
به نظر من برای متولیانی كه میخواهند در زمینه زن و مهدویت قدم بردارند، این نگاه باید پررنگتر شود. از طرف دیگر نمیتوانیم طراحی و برنامه ریزی برای مسئله زن و مهدویت را بدون توجه به نگاهی كه معارضان حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به زن دارند، داشته باشیم. آنها در فرایند جهانی سازی خویش به این نتیجه رسیدهاند كه در جنگ تمدنها از تمامی ابزارها باید استفاده كنند. به ویژه زنان. آنها نوك تیز حملات خود را در جنگ تمدنها متوجه زنان كردهاند؛ چرا كه در محاسبات دقیق خود به این نتیجه رسیدند كه بدون توجه و تأكید بر مسئله زنان نمیتوانند به اهدافشان برسند. بنده بحثی را از یك جاسوس انگلیسی كه راههایی برای نابودسازی عوامل نیرومند اسلامی در 22 بند مطرح كرده بود، میدیدم كه هفت، هشت بندش را كه بندهای مهمی است، برای زنان نقش جدی قائل شدهاند. یكی دیگر از اهداف شوم دشمن، تخریب خانواده است؛ چرا كه بدون تخریب خانوادهها نمیتوانند به اهدافشان برسند. محور در خانواده، زن است. من احساس میكنم كه نقش زنان، آنچنان كه در طرف مخالف ما جدی گرفته شده است، در میان ما جدی نیست. از اینرو مؤثرترین كار فرهنگی كه در عرصه زنان، بایستی انجام داد، تقویت خودباوری نسبت به نقش بسیار كلیدی و مهمی كه در جامعه به عهده دارند است؛ هم در حوزه مهدویت و هم در عصر حاضر.
دكتر بهروزلك: انشاءالله كه این جلسه، نشانگر اهتمام جدی جامعه علمی به این بحث است كه اگر طبعاً در جامعه مهدوی امروز بخواهیم وارد بحث شویم باید زنها هم دخیل باشند.
دكتر موسوی: به نظر میرسد نخستین نكته درباره مباحث مهدوی این باشد كه اصلاً بخشی از مباحث مهدویت، فرا جنسیتی است و ربطی به شرایط جنسی زن و مرد ندارد. یك بخش از آن مباحث هم كه در رابطه با نقش و وظایف جنس زن و مرد است شاید لزوماً اختصاص به جامعه مهدوی نداشته باشد و طبعاً یك دسته مباحثی را هم میتوان در عرصه مهدویت مطرح كرد كه شاید این دسته از بحثها با جنسیت هم گره خورده است، مثل همان حدیثی كه اشاره شد كه 50 نفر از اصحاب ویژه امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از زنان هستند كه در واقع یك ششم از اصحاب خاص ایشان میشود. یا تفسیری كه خانم معینالاسلام داشتند مبنی بر اینكه گاهی میتوانیم برای زنان، نقش سلبی و گاه، ایجابی داشته باشیم كه خانم معینالاسلام اشارهای به نقش زنان در عصر قبل از ظهور داشتند و اینكه از زن در ترویج فساد استفاده میشود.
نكته دوم، این است كه در سدة بیستم گفته شده كه دو جنبش بزرگ تحقق یافته است؛ نخست پست مدرنیسم و دوم فمینیسم كه جبنش دوم، یك بحث جنسیتی است و مبتنی بر این ادعا ست. مدعیاتی دارد كه در حوزه اجتماعی زنان باید به یك نوع تساوی حقوقی با مردان برسند. البته بدون در نظر گرفتن بحث مبنایی، كه در این رابطه، تساوی حقوقی لازم است یا نه؛ این پرسش در ضمیر ناخودآگاه افراد متدین مخصوصاً خانمها وجود دارد كه آیا این یك نگاه ارزشی مبتنی بر جنیست است؟ و اینكه آیا این نگاه، زن سالارانه است یا مردسالارانه؟ پس مهم است كه قبل از عصر ظهور به مسئله جنسیت زن یك اهتمام ویژه شود. به طوریكه در روایات ما گفته شده است یك زن میتواند جامعه را به فساد بكشاند یا مقدمه پرورش جامعه باشد، پس این هم میتواند یك نكته كلیدی باشد كه اهتمام به زن را مورد توجه قرار دهیم.
خانم صادقی: بنده ترجیح میدهم كه نگاه کلی به مجموعه بحثی که لازم است مطرح شود و سؤالاتی که وجود دارد داشته باشم و بعد به صورت جزئیتر به بحث بپردازم. در ادامه صحبتی که خانم معینالاسلام فرمودند و در اشاره به مطلبی که آقای دکتر موسوی گفتند، طرح چند مقدمه، ضروری است. مقدمه اول، اینكه به نظر میرسد که موضوع مهدویت را نمیتوان از هیچ زمانی جدا کرد و بگوییم که مهدویت، مخصوص زمان خاصی است یا در یک زمانی وجود نداشته یا ممکن است وجود نداشته باشد. بحث ظهور منجی و بحث مهدویت همواره مطرح بوده و در طول تاریخ حرکت به سوی این نظام موعود وجود داشته و دارد. حداقل در دوران ما تفکیکپذیر نیست و از آنجا كه حکومت اسلامی ما با شعار تشکیل تمدن اسلامی ایجاد شد و در حقیقت، زمینهساز آن نظام مهدوی محسوب میشود، مباحث مهدویت مستقیماً به مباحث حکومت اسلامی ما گره میخورد و یک ارتباط کاملاً مستقیمی با هم دارند.
مقدمة دیگر اینکه زنان، بخش مهمی از نظام هستند؛ چه این نظام، الهی باشد یا الحادی. زنان بخش مهمی از نظامها را تشکیل میدهند که اگر نادیده گرفته شوند یا توجه کمی به آنان شود، همان طور که استاد معینالاسلام اشاره کردند چالشهای زیادی برای هر نظام ایجاد خواهد شد.
با توجه به این دو مقدمه میخواهم عرض کنم که موضوعات زنان، جدای از دیگر موضوعات نظام نیست. یعنی اگر بخواهیم مسئله زنان را در باب مهدویت یا هر موضوع دیگری بیان کنیم، در درجه اول باید ببینیم موضوعات اصلی نظام چیست تا بعد بتوان جایگاه یا کارکرد و آن نقش و سهم و تأثیری را كه اقشار مختلف در نظام میتوانند داشته باشند، مورد بررسی قرار داد و تفکیک کرد. اگر بخواهیم در مرحله اول بررسی موضوعات اصلی نظام، مبنایی و ریشهای به موضوع نگاه کنیم و به تشکیل این حکومت اسلامی توجه داشته باشیم که ساخت یک جامعه مهدوی و حداقل زمینه سازی برای ظهور را در دستور كار خود دارد، میتوان گفت در حال حاضر موضوع اصلی نظام موضوع درگیری حق با باطل است؛ محوریترین موضوعی که اگر توجه داشته باشیم در فرمایشات مقام عظمای ولایت ـ چه حضرت امام رحمه الله علیه و چه مقام معظم رهبری (حفظه الله) ـ در تمام فرمایشاتشان به نوعی و به شکل خاصی اشاره به این صحنه مبارزه و درگیری دارند و بر دشمن شناسی و هوشیاری در مقابل دشمن تأکید دارند و عبارات دیگری که در این زمینه به کار میبرند. پس وقتی که موضوع اصلی نظام، مسئله درگیری و مبارزه با باطل است؛ پس حضور در این مبارزه و درگیری و مؤثر بودن، نه متأثر بودن و فعال بودن و نه منفعل بودن در این درگیری برای پیروزی، وظیفه آحاد جامعه محسوب میشود که زن و مرد را شامل میشود. در حقیقت این یک وظیفه مشترکی است که اگر به عنوان اصلیترین وظیفه آحاد جامعه اسلامی تعریف شود؛ اینكه حضور در درگیری و مبارزة حق با باطل برای اقامه کلمه توحید و برای برافراشته شدن و توسعه پرچم اسلام در جهان امری ضروری است، و بعد بر این اساس میشود وظایف را طبقه بندی و اولویت بندی کرد و کارکردهای خاصی را برای هر قشر، مشخص نمود.
در صورت پذیرفته شدن این سخن، بایستی به شناسایی لوازم این حضور پرداخت: مهمترین لازمه این حضور، داشتن تقواست. در آیات و روایات اشاره میشود که ملاک برتری و ملاک امتیاز افراد در جامعه، داشتن تقوا ست. اما مهم است توجه داشته باشیم كه تقوا یعنی چه و به چه كسانی با تقوا گفته میشود؟ آن چه از منابع دینی استنباط میشود، آن عهد و میثاقی که در بدو خلقت از انسان گرفته شده است، كه آن عبارت است از عبودیت و پذیرش عبودیت الهی و از طرفی مجرای این عبادت و ولایت الهی هم تولی داشتن به ولایت اولیای الهی معرفی شده است. اولیای محوری، ائمه معصومین علیه السلام هستند و در رأس آنها وجود مقدس نبی اکرم صل الله علیه و آله و سلم است. در حقیقت، باطن دین و دین داری، تولی به ولی الله است و براساس میزان تولی که افراد به ولی الهی دارند میشود آنها را ارزش گزاری کرد؛ پس هر چه میزان تولی بالا میرود درجه تقوا هم بالاتر میرود. در عصر غیبت به سر میبریم. امام عصر حاضر نیستند و طبیعتاً میزان تولی به نایب ایشان، ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف میتواند میزان معبودیت باشد.
برای حرکت در مسیر این مبارزهای که مطرح شد، طبیعتاً مراحل و اصول خاصی را باید پشت سر گذاشت که مسیر حرکت و مراحل حرکت آن را مقام عظمای ولایت، معین كرده و اقشار را به واسطه آن مراحلی که ترسیم شده است هدایت میكنند. در عمل در یك نگاه كوتاه میبینیم كه ابتدا ایجاد تحول سیاسی در نظام صورت پذیرفت که این تحول سیاسی به واسطه انقلاب اسلامی رخ داد. بلافاصله بعد از آن، امام رحمه الله علیه بحث انقلاب فرهنگی و ضرورت ایجاد تحول فرهنگی را مطرح کردند و طبیعتاً بعد از آن هم لازم است که یک تحول اقتصادی رخ دهد. پس وقتی در شرایط غیبت، موضوع اول نظام، مسئله درگیری حق با باطل است و مرحلهای هم كه الان در آن به سر میبریم مرحله ایجاد تحول فرهنگی در نظام است؛ پس وظیفه همة اقشار، حضور در روند ایجاد این تحول فرهنگی است؛ چه زن و چه مرد، بایستی در هر پست و منصب و شغل و سلیقه و... هر كاری كه هستند فعالیت خود را به منظور تحقق انقلاب فرهنگی انجام دهند. وقتی که نوع وظیفه مشخص شود، میتوان تفکیک کرد که زنان چگونه میتوانند در سیر ایجاد این تحول و در این روند حضور و مشارکت داشته باشند و مردان چگونه؟ میدانید زنان مظهر عاطفه هستند و البته لازم است كه این عاطفه خود را با عقلانیت، مدیریت كنند. عاطفه و عقلانیت دو بازویی هستند که در خلقت در کنار هم آفریده شدهاند و نمیشود عاطفه، بیعقلانیت و عقلانیت، بیعاطفه باشد. قطعاً با چالش مواجه خواهد شد؛ یعنی در حقیقت زن باید عاطفه لازم برای این تحول را تأمین کند و مرد هم باید عقلانیت لازم را برای ایجاد این تحول تأمین کند. نمیشود عقلانیت صرف به کار برد، یعنی همان طور که اشاره میشود و خانم معینالاسلام هم اشاره فرمودند، نمیشود نقش زنان را کمرنگ کرد یا نادیده گرفت یا محدود نمود. در شرایط امروز نمیتوان گفت خانمها در خانه بنشینند، وظیفه آنها شوهر داری و تربیت فرزند است و آقایان، امور اجتماع و حضور در عرصه تصمیم سازی و تصمیم گیری و اجرا را به عهده بگیرند. باید تفکیک، قائل شد كه این تفکیک برای جامعه مطلوب است؛ برای نظام مطلوبی که با ظهور موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف محقق خواهد شد. ولی در جامعه کنونی در عصر غیبت قطعاً یک موقعیتهایی پیش میآید که دیگر از عقلانیت کاری بر نمیآید؛ یعنی فضاها آنقدر برای عقلانیت بسته میشود که فقط حضور عاطفه میتواند تحول ساز و حادثه ساز باشد.
دلیل دیگر هم میتواند بحث مکملیت عقلانیت و عاطفیت باشد، یعنی میخواهم بگویم که اگر حضور مستقیم عاطفه و مظاهر آن ـ که زنان هستند ـ را در روند توسعه پرچم توحید، حذف و یا کم رنگ کنیم، قطعاً نظام ما در روند توسعه خود با چالش هایی روبهرو خواهد شد و چه بسا به همان سمتی کشیده میشود که نظام غرب کشیده شده است. از آسیبهای مهمی که نظام غرب دارد، این است که زنانگی در این نظام مرده است، حیات زنانگی صرفاً به این است که زن، شئ باشد؛ اگر به صورت شئ و کالا باشد حیات دارد والا موجودیت او زیر سؤال است؛ لذا تلاش جنبش فمینیسم در جهت کنار گذاشتن قدرت اصلی خود زن، یعنی عاطفه و احساسات، و خود را شبیه به مردان کردن است و حرکت به سوی عقلانیت صرف. ثمره آن هم این شده که خود فمینیستها اشاره میکنند که تنها چیزی که فمینیست به ما داد این بود که زنانگی ما را گرفت. پس ما در جامعة مهدوی معتقدیم که زنان باید حضور مستقیم در توسعه نظام ولایت اجتماعی داشته باشند. لازم نیست حضور آنها به شکل حضور آقایان باشد، بلکه باید با همان قدرت عاطفه خودشان حضور داشته باشند؛ منتها یک اصل مهم وجود دارد كه زنان ما باید یاد بگیرند که قدرت عاطفه خودشان را مدیریت و سازمان دهی کنند که متأسفانه این حلقة گم شدهای که الان وجود دارد این است که بانوان ما حضور در عرصه اجتماعی پیدا کردند؛ ولی از طرفی ساختارهای اجتماعی مناسب برای حضور زنان وجود ندارد و از طرف دیگر آنها قدرت مدیریت عاطفة خودشان را هنوز به دست نیاورده اند و به سبب همین، غالباً نتوانستند سطح فکری خودشان را از سطح مسائل خرد به سطح مسائل توسعهای ارتقا و رشد دهند.
ادامه دارد...
منبع: فصلنامه انتظار موعود شماره 22 - ویژه امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف