تبلیغات
آفتاب مهر - زمزمه‌های دلتنگی – شگفت مباش
آفتاب مهر
مهدی جان! بر جان‌های خسته‌ی ما آفتاب مهر توست نور امید

اَللّهُمَّ رَبَّ شَهْرِ رَمَضانَ الَّذى اَنْزَلْتَ فیهِ الْقُرْآنَ وَافْتَرَضْتَ على عِبادِكَ فیهِ الصِّیامَ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَارْزُقْنى حَجَّ بَیْتِكَ الْحَرامِ فى عامى هذا وَ فى كُلِّ عامٍ وَاغْفِرْ لى تِلْكَ الذُّنُوبَ الْعِظامَ فَاِنَّهُ لا یَغْفِرُها غَیْرُكَ یا رَحْمنُ یا عَلاّمُ

زمزمه‌های دلتنگی – شگفت مباش

شگفت مباش اگر که آفتاب از پی‌ات آمد

عجب مدار اگر که آب در کفت بارید

نگو که ابر از چه خانه‌ام جویید

نپرس رود چگونه در پی‌ام جاری است

و باد را که در گیسویت پیچید

و برگ را که بر شاخه‌ات رویید

و باغ را که در خانه‌ات خندید

به حیرت نگاه مکن

 

شگفت مباش اگر گناه هنوز تصرف نکرد خانه تو

عجب مدار اگر از دروغ‌ها رستی

نگو چگونه دلم پاک گردیده است

نپرس نور چگونه در دلم تابید

و رحمت را که می‌گشاید آغوش

و عطوفت را که می‌گسترد سایه

و محبت را که می‌افشاند نور

به حیرت نگاه مکن

 

شگفت مباش امام ایستاده است

عجب مدار که در هستی امام جاری است

بگو که از دست‌های امام آفتاب و آب و ابر می‌بارد

بگو که از سرشک امام رودها جاریست

بگو که ار عطوفت او باد و باغ و برگ می‌ریزد

بگو امام در پی ماست

چون شگفت‌ترین طبیب در پی درد

بگو امام در پی کویر می‌گردد تا عطوفت الوهی را بر آن بباراند

بگو امام در پی گناه می‌گردد تا مغفرت را بر آن بتاباند

بگو امام در پی دل شکسته می‌گردد...

شگفت مباش اگر که آفتاب از پی‌ات آمد

عجب مدار اگر که آب در کفت بارید

نگو که ابر از چه خانه‌ام جویید

 

برگرفته از مجموعه صوتی مهر نگار