تبلیغات
آفتاب مهر - غزال دشت شکیب
آفتاب مهر
مهدی جان! بر جان‌های خسته‌ی ما آفتاب مهر توست نور امید

اَللّهُمَّ رَبَّ شَهْرِ رَمَضانَ الَّذى اَنْزَلْتَ فیهِ الْقُرْآنَ وَافْتَرَضْتَ على عِبادِكَ فیهِ الصِّیامَ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَارْزُقْنى حَجَّ بَیْتِكَ الْحَرامِ فى عامى هذا وَ فى كُلِّ عامٍ وَاغْفِرْ لى تِلْكَ الذُّنُوبَ الْعِظامَ فَاِنَّهُ لا یَغْفِرُها غَیْرُكَ یا رَحْمنُ یا عَلاّمُ

غزال دشت شکیب

به مناسبت وفات حضرت زینب سلام الله علیه

 

زینب سلام الله علیه است و یک وسعت تاریخ،حریت و شجاعت.

زینب سلام الله علیه است و یک آغوش معطر، عفاف و حیا

زینب سلام الله علیه است و یک دهان فریاد و خروش بر ضد ستم و افشاگری بر ضد سلطه‌ی فریب.

زینب سلام الله علیه دردانه گیتی بود در صبوری و آفتاب بلند عصمت بود در تمامی قرون. از گام‌هایش رویش فریاد و شکفتن زخمی عمیق می‌تراوید: خشم مقدسی علیه هر چه ستم! فریادی برای رهایی انسان و دل دادن به دلدار یگانه.

اما غمی به دل داشت زینب سلام الله علیه... چرا که یادوراه‌ی طلوع خجسته ماه بر نیزه بود. هنوز مقنعه‌ی استقامت را بر سر داشت... هنوز دست‌های کودکانه‌ی معصومی که تنها مانده بودند، برایش تکان تکان می‌خورد... هنوز پیراهن کهنه‌ی خون‌آلودی را به تبرک بر سینه می‌فشرد و از شدت اندوه از یاد انگشت بریده‌ی خورشید، انگشت به دهان مانده بود؛ از آن همه ظلمی که بر برادرش رفت و از آن همه شقاوت و پلیدی و سنگدلی دشمنان و بر لب مُهری از عطش کربلا... در جستجوی دست گمشده‌ی برادر!... وای!...

از پدر می‌گفت و از برادر یاد می‌کرد و می‌گریست... و آیینه‌ها تصویر صبر زینب سلام الله علیه را تاب نمی‌آوردند!

ای زینب سلام الله علیه ، ای آیینه‌ی فاطمه نما!

ای زینب سلام الله علیه ، ای پرستار بیمار کربلا!

ای زینب سلام الله علیه! ای دختر ولایت! ای خواهر شهادت، ای الگوی صبوری! نامت هماره درس آموز باد!

برگرفته از کتاب‌های "جرعه‌ای از جام ولا" نوشته‌ی جواد نعیمی و "قطعات" نوشته‌ی جواد محدثی

 

 

پانزدهم رجب، سالروز وفات دختر ولایت، خواهر شهادت و الگوی صبوری، حضرت زینب سلام الله علیه را به پیشگاه مقدس آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و شیعیان و منتظران راستین حضرتش تسلیت عرض می‌نماییم