تبلیغات
آفتاب مهر - شمیم رحمت - بخش پایانی
آفتاب مهر
مهدی جان! بر جان‌های خسته‌ی ما آفتاب مهر توست نور امید

اَللّهُمَّ رَبَّ شَهْرِ رَمَضانَ الَّذى اَنْزَلْتَ فیهِ الْقُرْآنَ وَافْتَرَضْتَ على عِبادِكَ فیهِ الصِّیامَ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَارْزُقْنى حَجَّ بَیْتِكَ الْحَرامِ فى عامى هذا وَ فى كُلِّ عامٍ وَاغْفِرْ لى تِلْكَ الذُّنُوبَ الْعِظامَ فَاِنَّهُ لا یَغْفِرُها غَیْرُكَ یا رَحْمنُ یا عَلاّمُ

شمیم رحمت - بخش پایانی

در دو بخش قبلی این مقاله به بیان و بررسی روایات دروغینی پرداخته شد که در آن‌ها قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با خشونت و قتل عام معرفی می‌گردید. همچنین برخی از  روایاتی که از منابع صحیح و معتبر در عطوفت و مهربانی حضرت و روش حکومتی مشابه پیامبر(ص) نقل گردیده‌اند، معرفی شدند. در این قسمت مقایسه‌ای بین رویات گروه اول و گروه دوم و اثبات صحت روایات صحیح و عدم سندیت روایات گروه اول انجام می‌گیرد.

با ما همراه باشید...

جمع روایات

در جمع بین روایات متعارض خود ائمه (علیهم السلام) توصیه‌های لازم را فرموده اند. البته دو روایت مخالف وقتی با هم در تعارض قرار می‌گیرند که شروط لازم را در باب تعارض داشته باشند؛ به این صورت که اولا، سند هر دو معتبر باشد؛ نه آن که یک طرف محمدبن علی الکوفی دروغ‌گو باشد و طرف دیگر علی بن ابراهیم و محمدبن مسلم، که از ثقات و معتمدین ائمه (علیهم السلام) هستند. مقایسه‌ی بین این دو عقلاً و شرعاً جایز نیست. پس ما در همین پله اول که بحث سند باشد مشکل داریم؛ چرا که روایاتی که از محمدبن علی کوفی نقل شده، امام زمان را یک آدم‌کش معرفی می‌کند که زمان او هرج و مرج خواهد بود، و فقها می‌گویند: حتی احکام شرعی، اگر باعث هرج و مرج می‌شوند ساقط می‌گردند و دیگر واجب نخواهند بود، حال آیا امام زمان (علیه السلام) که خودشان صاحب این دین و احکام آن هستند، باعث هرج و مرج خواهند بود؟!

پس در همین مرحله اول، بحث تعارض منتفی است؛ چرا که یک آدم دروغ‌گو نمی‌تواند معارض بزرگان حدیث و ثقات باشد.

از این مرحله که بگذریم بر فرض صحت سند، نوبت به ملاحظه‌ی تراجیح بین دو روایت متعارض می‌رسد، دراین مرحله، آن‌ها با روایات صحیح دیگر و سنت و سیره و کتاب (قرآن)، مقایسه می‌شوند و هر کدام موافق آن‌ها بود، معتبر است. از این جهت نیز روایاتی که تشابه سیره‌ی امام زمان (علیه السلام) با سیره امیرمؤمنان (علیه السلام) و رسول خدا (ص) را بیان می‌کند دارای رجحان هستند؛ چرا که با سیره‌ی معصومین (ع) سازگار است و قراین صدق بسیار دارد.

پس از این مرحله بر فرض آن که هر دو مطابق کتاب و سیره باشند و به اصطلاح متکافی باشند، نوبت به دلالت و ظهور می‌رسد، این که آیا هر دو روایت از لحاظ ظهور و دلالت با هم مساوی هستند یا نه.

در این مرحله اگر یکی از روایات متعارض، از لحاظ دلالت صریح‌تر بود، آن را بر می‌گزینیم. در صورتی که از لحاظ دلالت هم یکسان باشند، نوبت به تساقط می‌رسد و هر دو روایت از اعتبار می‌افتند؛ گویا اصلا روایتی وراد نشده است. این مبنای فقهی در باب تعارض روایات است.

سیره‌ی امام زمان (علیه السلام) همان سیره‌ی رسول الله (صلی الله علیه واله)

بنابر آن چه گفته شد، سیره‌ی امام زمان (علیه السلام) دقیقا همان سیره و روش رسول خدا (صلی الله علیه واله) است. حتی شمایل آن حضرت هم، مانند شمایل و سیمای نورانی پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله) است؛ چنان که روایات بسیاری از شیعه و سنی و حتی تاریخ نگاران مسیحی آمده است که چهره‌ی رسول خدا (صلی الله علیه واله) به قدری جذاب بود که حتی دشمن‌ترین دشمنان آن حضرت، وقتی چشمش به چهره‌ی منور ایشان می‌افتاد به گونه‌ای مجذوب آن حضرت می‌شدند که تمام هم و غمشان را فراموش می‌کردند. چهره‌ی امام زمان (عج) نیز چنین است.

علاوه بر تاریخ و روایات، مهم‌ترین سندی که در خصوص سیره و سلوک رسول خدا (صلی الله علیه واله) در دست است، قرآن کریم می‌باشد. تابلویی که قرآن کریم از چهره‌ی رسول خدا (صلی الله علیه واله) ترسیم می‌کند چنین است: «فبما رحمة من الله لنت لهم، و لو کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک» (15)

به (برکت) رحمت الهی، در برابر آنان [مردم] نرم و مهربان شدی و اگر خشن و سنگدل بودی، از اطراف تو، پراکنده می‌شدند.

و یا در جای دیگر می فرماید:

«لقد جائکم رسول من انفسکم، عزیز علیه ما عنتم حریص علیکم بالمؤمنین رؤف رحیم.»(16)

خدای متعال از میان شما، فردی را به رسالت فرستاد که فقر و پریشانی و جهل و فلاکت شما بر او گران است و برای نجات و آسایش شما حرص می‌ورزد و خودخوری می‌کند و نسبت به مؤمنان بسی دل رحم و مهربان است.

شفقت و محبت رسول خدا (صلی الله علیه واله) نسبت به مردم به حدی بود که حتی عده‌ای همین مسئله را به وسیله‌ای برای آزار ایشان تبدیل کرده بودند:

«و منهم الذین یؤذون النبی و یقولون هو أذن قل أذن خیر لکم یؤمن بالله و یؤمن للمؤمنین و رحمة للذین آمنوا منکم»(17)

از آن‌ها کسانی هستند که پیامبر را آزار می‌دهند و می‌گویند: او آدم خوش‌باوری است! بگو: خوش‌باور بودن اوبه نفع شماست، (ولی بدانید) او به خدا ایمان دارد و تنها مؤمنان را تصدیق می‌کند و رحمت است برای کسانی که ایمان آورده‌اند. و آن‌ها که رسول خدا را آزار می‌دهند، عذاب دردناکی دارند.

در تفسیر این آیه آمده است که یکی از منافقان، رسول خدا (صلی الله علیه واله) را به سخره می‌گرفت، جبرئیل نازل شد و عرض کرد، یا رسول الله، فلان منافق را احضار کنید و از او بپرسید چرا این کارها را می‌کند.

این مورد یک استثنا بود و هیچ مورد دیگری پیدا نمی‌کنید که پیامبر کسی را به خاطر مسخره کردن خود بطلبد. این مورد هم بنا بر مصلحت بوده و پیامبر (صلی الله علیه واله) دستور داشته‌اند.

در همین قضیه پیامبر آن شخص را طلبید و از او توضیح خواست. او عرض کرد: یا رسول الله، هر کی این حرف را زده دروغ گفته، من چنین کاری نکرده‌ام. پیامبر (صلی الله علیه واله) چیزی نفرمود و ساکت شد این منافق نیز، چنین برداشت کرد که رسول خدا (صلی الله علیه واله) حرف او را باور کرده است. در صورتی که محال است پیامبر (صلی الله علیه واله) حرف این منافق را که بر خلاف سخن خداوند و جبرئیل بود باور کند، اما پیامبر (صلی الله علیه واله) نخواست با او حتی ترش‌رویی کند.

این بار به میان مردم رفت و گفت عجب پیامبری است! جبرئیل از یک گوش به او می‌گوید من مسخره‌اش کرده‌ام، باور می‌کند، از گوش دیگر من می‌گویم چنین کاری نکرده‌ام باز باور می‌کند، این پیغمبر اذن است؛ یعنی هر سخنی که به او بگویند باور می‌کند.

خداوند در پاسخ به این یاوه سرایی‌ها، در قرآن فرموده است: «قل اذن خیر لکم» (18)؛ این گوش (باور کردن حرف شما) برای شما خوب است و به نفع شماست.

این فعل و عمل رسول خداست و مهدی شبیه ترین مردم به رسول خداست.

پیامبر «فبما رحمة من الله لنت لهم»(19) است.

پس مهدی (عج) نیز چنین خواهد بود. او با کافران به نرمی رفتار خواهد کرد، چه رسد به مسلمانان.

اصولا امام مهدی (عج) برای برقراری عدل می‌آید و عدالت یک خواسته‌ی طبیعی و فطری انسان‌هاست. بنابراین، امکان ندارد به گونه‌ای رفتار نماید که مردم آرزو کنند ای کاش او را نبینند و یا به خاطر بی رحمی‌هایی که انجام می‌دهد، بگویند او از آل محمد (صلی الله علیه واله) نیست و ارتباطی با اهل بیت پیامبر (صلی الله علیه واله) ندارد.

هم چنین وقتی حضرت علی (علیه السلام) می‌فرماید:

محال است که من از راه ستم بخواهم به پیروزی دست پیدا کنم و به وسیله‌ی جور در طلب نصرت برآیم.(20)

یقیناً امام مهدی (عج) نیز از همین روش پیروی خواهد کرد و امکان ندارد که از راه ستم بخواهد حکومت بر مردم را به دست گیرد.

 

پی‌نوشت‌ها:

15- آل عمران/59.

16- توبه/128.

17- همان/61.

18- همان.

19- آل عمران/159.

20- نهج البلاغه.